فهرست واژگان سطح A2 - زبان و دستورزبان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره زبان‌ها و دستور زبان، مانند "آلمانی"، "حرف" و "فعل" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان‌آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
English [اسم]
اجرا کردن

زبان انگلیسی

Ex: She reads books in English to improve her vocabulary .

او کتاب‌هایی به انگلیسی می‌خواند تا دایره واژگان خود را بهبود بخشد.

Spanish [اسم]
اجرا کردن

زبان اسپانیایی

Ex: Spanish is her mother tongue , so she speaks it fluently .

اسپانیایی زبان مادری اوست، بنابراین به آن روان صحبت می‌کند.

French [اسم]
اجرا کردن

زبان فرانسوی

Ex: Many words in English are borrowed from French , like ' ballet ' or ' café ' .

بسیاری از واژه‌ها در انگلیسی از فرانسوی وام گرفته شده‌اند، مانند 'باله' یا 'کافه'.

German [اسم]
اجرا کردن

زبان آلمانی

Ex: Many scientific research papers are written in German .

بسیاری از مقالات پژوهشی علمی به زبان آلمانی نوشته شده‌اند.

Italian [اسم]
اجرا کردن

زبان ایتالیایی

Ex: The recipe calls for the instructions to be read in Italian , which adds an extra layer of challenge .

دستور غذا می‌گوید که دستورالعمل‌ها به ایتالیایی خوانده شوند، که این یک لایه چالش اضافه می‌کند.

Portuguese [اسم]
اجرا کردن

زبان پرتغالی

Ex:

او در دانشگاه پرتغالی مطالعه می‌کند تا با ریشه‌های خانوادگی خود ارتباط برقرار کند.

Dutch [اسم]
اجرا کردن

زبان هلندی

Ex: She 's learning Dutch before her trip to Amsterdam .

او قبل از سفرش به آمستردام هلندی یاد می‌گیرد.

Russian [اسم]
اجرا کردن

زبان روسی

Ex: She is practicing Russian by talking with her friends from Moscow .

او با صحبت کردن با دوستانش از مسکو روسی را تمرین می‌کند.

Chinese [اسم]
اجرا کردن

زبان چینی

Ex: She 's fluent in English and Chinese .

او به انگلیسی و چینی مسلط است.

Japanese [اسم]
اجرا کردن

زبان ژاپنی

Ex: My dream is to become fluent in Japanese .

رویای من این است که در ژاپنی روان شوم.

Korean [اسم]
اجرا کردن

زبان کره‌ای

Ex: She is attending a course to learn Korean .

او در حال شرکت در یک دوره برای یادگیری کره‌ای است.

Vietnamese [اسم]
اجرا کردن

زبان ویتنامی

Ex: Vietnamese is a tonal language which makes it challenging for new learners .

ویتنامی یک زبان آهنگین است که یادگیری آن را برای زبان‌آموزان جدید چالش‌برانگیز می‌کند.

Greek [اسم]
اجرا کردن

زبان یونانی

Ex: She studies Greek as part of her university degree .

او به عنوان بخشی از مدرک دانشگاهی خود یونانی مطالعه می‌کند.

Hindi [اسم]
اجرا کردن

زبان هندی

Ex: Many people in northern India speak Hindi .

بسیاری از مردم در شمال هند به هندی صحبت می‌کنند.

Arabic [اسم]
اجرا کردن

زبان عربی

Ex: My roommate can read and write in Arabic .

همخانه‌ای من می‌تواند به عربی بخواند و بنویسد.

Persian [اسم]
اجرا کردن

زبان فارسی

Ex: The difficulty of Persian can vary depending on your native language .

دشواری فارسی می‌تواند بسته به زبان مادری شما متفاوت باشد.

Turkish [اسم]
اجرا کردن

زبان ترکی

Ex: She speaks fluent Turkish since her mother is from Turkey .

او به روانی ترکی صحبت می‌کند چون مادرش از ترکیه است.

grammar [اسم]
اجرا کردن

دستورزبان

Ex: Understanding grammar rules can make writing easier for learners .

درک قواعد دستور زبان می‌تواند نوشتن را برای یادگیرندگان آسان‌تر کند.

letter [اسم]
اجرا کردن

حرف (الفبا)

Ex: The letter " A " is the first letter of the English alphabet .

حرف "A" اولین حرف الفبای انگلیسی است.

word [اسم]
اجرا کردن

کلمه

Ex: Try to guess the word based on its context in the sentence .

سعی کنید کلمه را بر اساس زمینه آن در جمله حدس بزنید.

phrase [اسم]
اجرا کردن

عبارت

Ex: She practiced the phrase " thank you " in Italian for her trip to Rome .

او عبارت "متشکرم" را به ایتالیایی برای سفرش به روم تمرین کرد.

sentence [اسم]
اجرا کردن

جمله

Ex: The teacher asked us to underline the verb in each sentence .

معلم از ما خواست که فعل را در هر جمله خط بکشیم.

verb [اسم]
اجرا کردن

فعل

Ex: Understanding the placement of a verb is crucial in sentence construction .

درک جایگاه فعل در ساخت جمله بسیار مهم است.

adjective [اسم]
اجرا کردن

صفت

Ex:

صفت 'سریع' در عبارت 'روباه قهوه‌ای سریع' سرعت روباه را توصیف می‌کند.

noun [اسم]
اجرا کردن

اسم

Ex: The rules for pluralizing nouns in English can be quite tricky .

قوانین جمع بستن اسم‌ها در انگلیسی می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

vocabulary [اسم]
اجرا کردن

واژگان

Ex: She carries a pocket dictionary to boost her vocabulary every day .

او هر روز یک فرهنگ لغت جیبی همراه خود دارد تا دایره واژگان خود را افزایش دهد.

adverb [اسم]
اجرا کردن

قید

Ex: The placement of an adverb in a sentence can change its meaning .

جایگذاری یک قید در جمله می‌تواند معنای آن را تغییر دهد.

clause [اسم]
اجرا کردن

جمله‌واره (دستورزبان)

Ex: The teacher explained that a clause can be a full sentence or part of a sentence .

معلم توضیح داد که یک بند می‌تواند یک جمله کامل یا بخشی از یک جمله باشد.