واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - تغییر و شکل دادن

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تغییر و شکل گیری را که برای آزمون عمومی آموزش IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
اجرا کردن

تغییر شکل دادن

Ex: The inventor 's groundbreaking technology could transmogrify waste into valuable resources , revolutionizing recycling methods .

فناوری انقلابی مخترع می‌تواند زباله‌ها را به منابع ارزشمند تبدیل کند، روش‌های بازیافت را متحول می‌سازد.

اجرا کردن

چیزی را جابه‌جا کردن

Ex: He transposed the paragraphs to improve the essay 's flow .
اجرا کردن

لخته شدن

Ex: The chocolate ganache started to coagulate as it cooled , resulting in a luscious and fudgy topping for the cake .

گاناش شکلاتی با سرد شدن شروع به لخته شدن کرد و نتیجه آن یک رویه خوشمزه و نرم برای کیک بود.

اجرا کردن

پراکنده شدن

Ex: The morning mist began to dissipate as the sun rose higher in the sky .

مه صبحگاهی با بالا آمدن خورشید در آسمان شروع به پراکنده شدن کرد.

to sublime [فعل]
اجرا کردن

از حالت جامد به گاز در آمدن

Ex:
to amend [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: The artist amended the painting by adding layers of detail to enhance its visual impact .

هنرمند با اضافه کردن لایه‌هایی از جزئیات برای تقویت تأثیر بصری آن، نقاشی را اصلاح کرد.

to wither [فعل]
اجرا کردن

خشک شدن

Ex: During the drought , many crops withered in the fields .

در طول خشکسالی، بسیاری از محصولات در مزارع پژمرده شدند.

to morph [فعل]
اجرا کردن

شکل دادن

Ex: The software allows users to easily morph the images , creating captivating visual transitions .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا به راحتی تصاویر را تغییر شکل دهند و انتقال‌های بصری جذابی ایجاد کنند.

اجرا کردن

بدتر شدن

Ex: Relationships can deteriorate if communication and understanding break down .

روابط می‌توانند بدتر شوند اگر ارتباط و درک از بین برود.

to wilt [فعل]
اجرا کردن

سست شدن

Ex: The lettuce in the refrigerator started to wilt , reminding the homeowner to use it before it became unusable .

کاهو در یخچال شروع به پژمرده شدن کرد، به صاحب خانه یادآوری کرد که قبل از غیرقابل استفاده شدن آن را مصرف کند.

to fragment [فعل]
اجرا کردن

تکه تکه شدن

Ex: If not handled with care , the delicate structure will fragment .

اگر با دقت رفتار نشود، ساختار ظریف خرد خواهد شد.

اجرا کردن

تصعید کردن

Ex: The heat lamp sublimated the solid dye into vapor .
اجرا کردن

بدتر کردن

Ex: Their delay aggravated the traffic problem .

تأخیر آنها مشکل ترافیک را تشدید کرد.

to erode [فعل]
اجرا کردن

(در اثر باران) فرسایش ایجاد کردن

Ex: The relentless waves eroded the coastal cliffs , reshaping the entire coastline .

امواج بی‌امان صخره‌های ساحلی را فرسایش دادند و خط ساحلی را دوباره شکل دادند.

to dilute [فعل]
اجرا کردن

رقیق کردن

Ex: To meet budget constraints , the construction project manager had to dilute the original design by using less expensive materials .

برای برآورده کردن محدودیت‌های بودجه، مدیر پروژه ساخت و ساز مجبور شد طراحی اصلی را با استفاده از مواد کم‌هزینه‌تر رقیق کند.

to weather [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: The harsh winters in the region weathered the metal sculptures , giving them a rustic appearance .

زمستان‌های سخت منطقه، مجسمه‌های فلزی را تحت تأثیر قرار داد و به آن‌ها ظاهری روستایی بخشید.

to contort [فعل]
اجرا کردن

پیچ و تاب دادن

Ex: The yoga instructor demonstrated how to contort the body into challenging poses for flexibility .

مربی یوگا نشان داد که چگونه بدن را در وضعیت‌های چالش‌برانگیز برای انعطاف‌پذیری خم کند.

to bolster [فعل]
اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: She is bolstering her resume with new qualifications and certifications .

او در حال تقویت رزومه خود با مدارک و گواهینامه های جدید است.

to distill [فعل]
اجرا کردن

تقطیر کردن

Ex:

دانشمندان در حال تقطیر مخلوط بودند تا اجزای آن را جدا کنند.

to whet [فعل]
اجرا کردن

تیز کردن

Ex: The outdoor enthusiast packed a small whetstone in the camping gear to quickly whet the blade of the pocket knife when needed .

علاقه‌مند به فضای باز یک سنگ تیزکن کوچک در وسایل کمپینگ گذاشت تا در صورت نیاز به سرعت تیغه چاقوی جیبی را تیز کند.