رنگ‌ها و اشکال - طیف های رنگ سیاه

این درس را بخوانید تا نام‌های مختلف سایه‌های سیاه در انگلیسی را یاد بگیرید، مانند "سیاه مطلق"، "عقیق سیاه" و "آبنوس".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رنگ‌ها و اشکال
black [صفت]
اجرا کردن

سیاه

Ex: The night sky is black , except for the stars and the moon .

آسمان شب سیاه است، به جز ستاره‌ها و ماه.

ebony [صفت]
اجرا کردن

سیاه آبنوسی

Ex:

گوشی هوشمند یک قاب شیک و آبنوس‌رنگ داشت که لمس آن نرم بود.

licorice [صفت]
اجرا کردن

مشکی شیرین‌بیان

Ex:

پرده‌ها با رنگ شیرین بیان خود جلوه‌ای از ظرافت را افزودند.

onyx [صفت]
اجرا کردن

مشکی عقیق سلیمانی

Ex:

هنرمند از پس‌زمینه عقیق برای افزایش درام نقاشی استفاده کرد.

cafe noir [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای نوآر

Ex:

کابینت‌های آشپزخانه با یک لایه جدید از رنگ قهوه‌ای تیره تازه شدند.

اجرا کردن

کشمشی

Ex: The bedroom walls were adorned with a calming raisin black paint , creating a cozy atmosphere .

دیوارهای اتاق خواب با رنگ مشکی کشمشی آرامش‌بخش تزئین شده بود، که فضایی دنج ایجاد می‌کرد.

rich black [صفت]
اجرا کردن

سیاه سیر

Ex: The coffee table had a glossy finish , showcasing a rich black color .

میز قهوه‌خوری پایان‌کاری براق داشت، که یک رنگ سیاه غنی را به نمایش می‌گذاشت.

اجرا کردن

سیاه-بنفش

Ex: The midnight sky took on a violet-black hue , adorned with sparkling stars .

آسمان نیمه‌شب رنگ بنفش-سیاه به خود گرفت، مزین به ستاره‌های درخشان.

black olive [صفت]
اجرا کردن

زیتونی سیر

Ex:

روسری مورد علاقه او دارای رنگ زیتونی سیاه دنج بود که در طول پیاده‌روی‌های زمستانی او را گرم نگه می‌داشت.

اجرا کردن

سبز چارلستون

Ex: The classic car boasted a polished Charleston green exterior .

ماشین کلاسیک دارای نمای خارجی صیقلی به رنگ Charleston green بود.

cool black [صفت]
اجرا کردن

سرمه‌ای سیر

Ex: His watch had a cool black strap , giving it a modern and minimalist look .

ساعت او یک بند سیاه خنک داشت که به آن ظاهری مدرن و مینیمالیستی می‌داد.