ناموفق
بسیاری از بازیگران ناامید به تدریس یا سایر نقشها در صنعت روی میآورند.
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به فقر و شکست را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ناموفق
بسیاری از بازیگران ناامید به تدریس یا سایر نقشها در صنعت روی میآورند.
شکستخورده (در دستیابی به اهداف خود)
او شغلش را با احساس عدم تحقق ترک کرد، به دنبال فرصتهایی بود که با علایقش همخوانی داشت.
بیثمر
همکاری تجاری بیثمر از آب درآمد، با این که هر دو طرف در دستیابی به سودهای مورد انتظار خود ناکام ماندند.
بیهوده
پس از سرمایهگذاری زمان و تلاش قابل توجه، کارآفرین دریافت که این سرمایهگذاری از نظر مالی بیفایده است.
بیسود
پس از تحلیل دقیق، رستوران مجبور شد موارد منوی سودآور نبوده را برای حفظ پایداری متوقف کند.
بیثمر
مذاکرات با طرف مقابل بیثمر از آب درآمد زیرا نتوانستند به توافقی برسند.
غیر قابل قبول (در عملکرد)
رابطه ناموفق نشانههایی از تنش را نشان میداد، با ارتباطی که به طور فزایندهای چالشبرانگیز میشد.
بیبضاعت
بسیاری از سازمانهای خیریه بیوقفه کار میکنند تا به جوامع فقیر در سراسر جهان کمک کنند.
بیپول
هنرمند بیپول در یک آپارتمان استودیویی کوچک زندگی میکرد و به سختی هزینههایش را تأمین میکرد.
محروم
سازمان به دانشآموزان محروم بورسیه داد تا به آنها کمک کند به کالج بروند.
در حال مبارزه
دانشآموزان از محلههای درگیر مشکل اغلب با چالشهای اضافی در دسترسی به آموزش با کیفیت مواجه میشوند.
بدبیاری
بدشانسی او یک فرصت ارزشمند را برایش تمام کرد.
تسلیم
پس از روزها مذاکره، جناحهای درگیر به یک تسلیم رسمی توافق کردند که به درگیری پایان داد.
دست و پا زدن
تیم شروع به دست و پا زدن کرد وقتی اعضای کلیدی استعفا دادند و نقشهای حیاتی خالی ماند.
به شکست منجر شدن
مذاکرات صلح بدون حمایت بینالمللی احتمالاً شکست میخورند.
بد مدیریت کردن
مقامات به بدی مدیریت میکنند بودجههای بازیابی اختصاص یافته برای کمکهای بلایا را.
ورشکسته شدن
فروشگاه کتاب نتوانست با خردهفروشان آنلاین رقابت کند و مجبور شد ورشکست شود.
ناموفق بودن
تلاش برای اصلاح سیستم با شکست مواجه شد، مشکلات قدیمی را حل نشده باقی گذاشت.
شکست را پذیرفتن
آنها پس از مصدومیت بازیکن ستارهشان بازی را واگذار کردند.
از مسئولیت شانه خالی کردن
تیم پس از اینکه مدیر پروژه از تعهدات خود کنارهگیری کرد، دچار مشکل شد.