واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - شکل بدن
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شکل بدن را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of a person) slightly fat and heavy

تنومند, قویهیکل
(especially of a man) round or a little overweight

کمیچاق
علیرغم ظاهر چاق خود، او با چابکی شگفتانگیزی روی زمین رقص حرکت میکرد.
having a rounded and fat body shape

چاق
علیرغم ظاهر گرد او، با چابکی و زیبایی شگفتانگیزی حرکت میکرد.
(of a person) having a pleasantly rounded and slightly full-bodied appearance

چاق, فربه
extremely overweight, with excess body fat that significantly increases health risks

چاق, فربه
بیماران چاق اغلب در مراکز بهداشتی با تبعیض مواجه میشوند.
excessively overweight or obese

چاق, فربه
علیرغم ظاهر چاق خود، با چابکی شگفتانگیزی حرکت میکرد.
having a body that is chubby with soft-looking flesh

چاق
علیرغم اندام لاغرش، بازوها و رانهای گوشتالویی داشت.
having a sturdy and robust build

تنومند
علیرغم تنومند بودن، او با چابکی شگفتانگیزی روی زمین رقص حرکت میکرد.
with a strong body and well-built muscles

عضلانی, هیکلی
بازوهای قوی تیم وقتی که در باشگاه وزنه بلند میکرد متورم شدند و بینندگان را با قدرت خود تحت تأثیر قرار داد.
(of a woman's body) attractive because of having curves

انحنادار (اندام), خوشاندام
describing a compact, solid build and a broad, muscular frame

عضلانی
کشاورز تنومند بیوقفه از سپیدهدم تا غروب در مزارع کار میکرد.
(of a person) large but not fat

با جثهای بزرگ
having little body fat

خوشفرم
بازوها و پاهای لاغر در دوندگان ماراتن معمول است.
(of a person or body part) attractively thin

باریک و ظریف
(of a woman) small in an attractive way

ظریف, باریکاندام
علیرغم کوچک بودن جثهاش، او هر کجا که میرفت اعتماد به نفس و زیبایی از خود ساطع میکرد.
(of a person or their body) having a noticeable bone structure and sharp features

زاویهدار, گوشهدار
او لباسهای گشاد را ترجیح میداد تا شکل زاویهدار بدنش را پنهان کند.
extremely thin to the point where the outlines of one's bones are visible beneath one's skin

استخوانی, بسیار لاغر
سگ ولگرد استخوانی و دچار سوءتغذیه به نظر میرسید، با دندههایی که به وضوح بیرون زده بودند.
having a thin or lean physique with a prominent bone structure

لاغر و استخوانی
علیرغم ظاهر لاغر و استخوانی او، مدل با اعتماد به نفس روی راهرو مد راه رفت.
physically thin, fit, and attractive

خوشهیکل, متناسب
ورزشکار لاغر به راحتی ماراتن را با سرعت چشمگیری به پایان رساند.
slender, flexible, and graceful in movement

چستوچالاک
علیرغم سنش، او با یوگا و رقص یک اندام چابک را حفظ کرد.
moving or behaving in an elegant, pleasing, and attractive way

جذاب و دلنشین
اجرای بالرین به طرز نفسگیری زیبا بود، تماشاگران را با وقار و چابکی خود مسحور کرد.
pleasantly small and attractive, often implying a sense of elegance

زیبا و ظریف
بالرین ظریف روی صحنه رقصید، حرکاتش سبک و اثیری بود.
(of a person) excessively thin as a result of a disease, worry or hunger

لاغر, نحیف
پناهندگان به اردوگاه رسیدند، با چهرههای لاغر و خسته از سفر.
having wide and well-defined shoulders

چهارشانه
علیرغم قاب باریکش، او تناسبات شانههای پهن داشت که او را متمایز میکرد.
having an abundance of well-defined muscles

عضلانی
علیرغم عضلانی بودن، ورزشکار چابکی شگفتانگیزی در زمین فوتبال نشان داد.
having a strong, solid, and muscular physique

عضلانی
شناگر خوشاندام فیزیکی داشت که سالها تمرین سخت را به نمایش میگذاشت.
having clearly defined muscles with very low body fat

عضلهای
او بعد از ماهها تمرین قدرتی عضلانی شد.
