افعال عبارتی با استفاده از 'Out' - دادن یا فراهم کردن

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Out'
to fork out [فعل]
اجرا کردن

(از روی اجبار) هزینه سنگینی پرداختن

Ex: She had to fork out a considerable amount for her child 's tuition fees .

او مجبور شد مبلغ قابل توجهی برای شهریه فرزندش بپردازد.

to farm out [فعل]
اجرا کردن

به کسی مسئولیتی سپردن

Ex: The software development team farms out certain coding tasks to freelance programmers .

تیم توسعه نرم‌افزار برخی از وظایف کدنویسی را به برنامه‌نویسان فریلنسر واگذار می‌کند.

to give out [فعل]
اجرا کردن

توزیع کردن

Ex:

داوطلبان در شب‌های سرد زمستان پتو به بی‌خانمان‌ها توزیع می‌کنند.

to hand out [فعل]
اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: He handed out flyers in the neighborhood last week .

او هفته گذشته در محله پخش کرد.

to help out [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex:

من می‌توانم این آخر هفته در پروژه‌ات به تو کمک کنم.

to hire out [فعل]
اجرا کردن

اجاره دادن

Ex: He plans to hire out his spare bedroom to students looking for accommodation .

او قصد دارد اتاق خواب اضافی خود را به دانشجویانی که به دنبال اسکان هستند اجاره دهد.

to pass out [فعل]
اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: The organization passed out pamphlets raising awareness about the environmental crisis .

سازمان بروشورهایی را برای افزایش آگاهی در مورد بحران محیط زیست توزیع کرد.

to rent out [فعل]
اجرا کردن

اجاره دادن

Ex:

کتابخانه تصمیم گرفت فضای اجتماعیش را برای رویدادها و گردهمایی‌ها اجاره دهد.

to send out [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: The department head sent out a memo to inform the entire team about the new project .

رئیس بخش یک یادداشت فرستاد تا تمام تیم را درباره پروژه جدید مطلع کند.

اجرا کردن

بین همه تقسیم کردن

Ex: The organization aims to share out the benefits of the initiative with all participants .

سازمان قصد دارد مزایای ابتکار را بین همه شرکت‌کنندگان تقسیم کند.