حیوانات - صفات مرتبط با حیوانات

در اینجا برخی از صفت‌های انگلیسی مربوط به حیوانات را یاد خواهید گرفت، مانند "اهلی"، "وحشی" و "بومی".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حیوانات
اجرا کردن

اهلی

Ex: Some domesticated birds , like parrots and canaries , are known for their ability to mimic human speech .

برخی از پرندگان اهلی، مانند طوطی و قناری، به دلیل توانایی تقلید از گفتار انسان شناخته شده‌اند.

endangered [صفت]
اجرا کردن

مستعد انقراض

Ex:

دانشمندان در حال مطالعه رفتار گونه‌های در معرض خطر هستند تا استراتژی‌های حفاظتی مؤثری توسعه دهند.

tame [صفت]
اجرا کردن

(حیوان) اهلی

Ex: The lion was surprisingly tame after years in captivity .
ruminant [صفت]
اجرا کردن

نشخوارکننده

Ex: Studying the anatomy of ruminant creatures helps us understand their dietary needs and habits better .

مطالعه آناتومی موجودات نشخوارکننده به ما کمک می‌کند تا نیازها و عادات غذایی آن‌ها را بهتر درک کنیم.

wild [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The safari allowed us to see wild elephants , zebras , and giraffes in their natural habitat .

سافاری به ما اجازه داد تا فیل‌های وحشی، گورخرها و زرافه‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان ببینیم.

web-footed [صفت]
اجرا کردن

*دارای پنجه‌های پرده‌دار

اجرا کردن

خون‌گرم (حیوان)

Ex: In cold weather , sparrows , warm-blooded birds , fluff up their feathers to create insulating layers for warmth .

در هوای سرد، گنجشک‌ها، پرندگان خونگرم، پرهای خود را پف می‌دهند تا لایه‌های عایق برای گرما ایجاد کنند.

اجرا کردن

خونسرد (حیوان)

Ex: Hibernate during colder months , frogs , cold-blooded amphibians , conserve energy .

قورباغه‌ها، دوزیستان خونسرد، با خواب زمستانی در ماه‌های سردتر انرژی ذخیره می‌کنند.

venomous [صفت]
اجرا کردن

سمی

Ex: The coral snake is known for its venomous bite , which can be deadly if not treated promptly .

مار مرجانی به خاطر نیش سمی خود معروف است که در صورت عدم درمان به موقع می‌تواند کشنده باشد.

tolerant [صفت]
اجرا کردن

*پرطاقت

Ex: Animals tolerant of harsh climates survive in deserts .
threatened [صفت]
اجرا کردن

در خطر انقراض

Ex:

بسیاری از دوزیستان به دلیل آلودگی و از دست دادن زیستگاه‌های تالابی در معرض تهدید هستند.

simian [صفت]
اجرا کردن

میمون‌مانند

Ex: The actor 's portrayal of the simian character in the film was remarkably lifelike , thanks to advanced motion capture technology .

بازیگر نقش شخصیت میمون‌گونه در فیلم به طرز قابل توجهی واقع‌گرایانه بود، به لطف فناوری پیشرفته ضبط حرکت.

social [صفت]
اجرا کردن

*وابسته به زندگی جمعی

savage [صفت]
اجرا کردن

*وحشی

Ex: The jungle was home to many savage beasts .

جنگل خانه بسیاری از حیوانات وحشی بود.

rabid [صفت]
اجرا کردن

دچار بیماری هاری

Ex: The rabid wolf attacked the livestock , leaving behind a trail of destruction .

گرگ هاری‌گرفته به دام‌ها حمله کرد و ردّی از ویرانی به جا گذاشت.

poisonous [صفت]
اجرا کردن

سمی

Ex: Certain poisonous spiders can cause severe reactions with their bites .

برخی عنکبوت‌های سمی می‌توانند با نیش خود واکنش‌های شدیدی ایجاد کنند.

nocturnal [صفت]
اجرا کردن

شب‌زی

Ex: Nocturnal predators like owls and foxes rely on their keen senses to locate prey under the cover of night .

شکارچیان شب‌زی مانند جغدها و روباه‌ها به حواس تیز خود متکی هستند تا طعمه را در پوشش شب پیدا کنند.

native [صفت]
اجرا کردن

مادری (وابسته به محل تولد)

Ex: He showcased his native cuisine at the international food festival .

او آشپزی بومی خود را در جشنواره بین‌المللی غذا به نمایش گذاشت.

migratory [صفت]
اجرا کردن

مهاجر

Ex:

پرندگان مهاجر برای استراحت و غذا به مکان‌های توقف خاصی وابسته هستند.

mature [صفت]
اجرا کردن

بالغ

Ex: His mature stature commanded attention in the room , his broad shoulders and confident posture making him stand out from the crowd .

قد بالغ او توجه را در اتاق به خود جلب کرد، شانه های پهن و وضعیت مطمئنش او را از جمع متمایز می‌کرد.

lesser [صفت]
اجرا کردن

*کوچک‌تر

Ex: He received a lesser promotion compared to his colleague 's recent advancement .

او در مقایسه با پیشرفت اخیر همکارش، ترفیع کمتری دریافت کرد.

indigenous [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: The Amazon rainforest is home to a vast array of indigenous plant and animal species found nowhere else on Earth .

جنگل آمازون خانه‌ی طیف گسترده‌ای از گونه‌های گیاهی و جانوری بومی است که در هیچ جای دیگر زمین یافت نمی‌شوند.

gregarious [صفت]
اجرا کردن

(حیوانات) گروه‌گرا

Ex: The gregarious behavior of meerkats helps them spot predators .

رفتار گروهی میرکت‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا شکارچیان را شناسایی کنند.

furry [صفت]
اجرا کردن

خزدار

Ex: The bear looked intimidating with its large , furry body .

خرس با بدن بزرگ و پشمالوی خود ترسناک به نظر می‌رسید.

fluffy [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: The pillows on the bed were fluffy and plump , inviting a restful night 's sleep .

بالش‌های روی تخت نرم و پر بودند، شب آرامی را برای خواب دعوت می‌کردند.

feral [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The island was overrun with feral goats , descendants of abandoned livestock

جزیره با بزهای وحشی، نوادگان دام‌های رها شده، پر شده بود.

amphibious [صفت]
اجرا کردن

دوزیست

Ex: Certain amphibious creatures , such as mudskippers , can even walk on land using their fins .

برخی از موجودات دوزیست، مانند ماهی‌های گل‌خورک، حتی می‌توانند با استفاده از باله‌های خود روی زمین راه بروند.

androgynous [صفت]
اجرا کردن

دارای خصوصیات مردانه و زنانه

Ex: Jack appreciated the androgynous voice of the singer , which had a captivating blend of depth and clarity .

جک از صدای دوجنسیتی خواننده قدردانی کرد، که ترکیبی جذاب از عمق و وضوح داشت.

aquatic [صفت]
اجرا کردن

آبزی

Ex: Whales , though mammals , are highly adapted to their aquatic environment , with streamlined bodies and flippers .

نهنگ‌ها، هرچند پستاندارند، به محیط آبی خود بسیار سازگار شده‌اند، با بدن‌های روان و باله‌ها.

arboreal [صفت]
اجرا کردن

ساکن در درخت

Ex:

بسیاری از گونه‌های میمون در گروه‌های اجتماعی پیچیده‌ای زندگی می‌کنند که به عنوان نخستی‌سانان درختی در بالای سایبان جنگل ساکن هستند.

anthropoid [صفت]
اجرا کردن

میمون‌سانیان

Ex:

مجسمه یک شکل انسان‌گونه را با ویژگی‌های اغراق‌آمیز انسانی به تصویر کشید.

diurnal [صفت]
اجرا کردن

فعال در روز

Ex: Due to their diurnal nature , bees are busiest in the morning and afternoon , collecting pollen and nectar from flowers .

به دلیل طبیعت روزانه خود، زنبورها در صبح و بعد از ظهر شلوغ‌ترین هستند، گرده و شهد را از گلها جمع می‌کنند.

giant [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده بزرگ

Ex: The garden was overrun by giant hogweed , its towering stalks causing concern .

باغ توسط گیاه غول‌پیکر هگوید اشغال شده بود، ساقه‌های بلند آن نگرانی ایجاد می‌کرد.

great [صفت]
اجرا کردن

*بزرگ

Ex: Tourists flock to see the great redwood trees , marveling at their immense height .

گردشگران برای دیدن درختان بزرگ سکویا هجوم می‌آورند، از ارتفاع عظیم آنها حیرت می‌کنند.

endemic [صفت]
اجرا کردن

بومی

Ex: The endemic poverty in the rural areas requires targeted social welfare programs .

فقر بومی در مناطق روستایی نیازمند برنامه‌های رفاه اجتماعی هدفمند است.

extinct [صفت]
اجرا کردن

منقرض‌شده

Ex:

انقراض برخی از گونه‌های کلیدی می‌تواند اثرات آبشاری بر کل اکوسیستم‌ها داشته باشد.

pedigree [صفت]
اجرا کردن

*با اصل و نسب

Ex: The cat 's pedigree certificate verified its purebred status .

گواهی پدیگری گربه وضعیت نژاد خالص آن را تأیید کرد.

rogue [صفت]
اجرا کردن

*خطرناک

Ex: A rogue lion had been spotted near the outskirts of the park , avoiding the rest of the pride .

یک شیر سرکش در نزدیکی حاشیه پارک دیده شده بود که از بقیه گله دوری می‌کرد.

territorial [صفت]
اجرا کردن

قلمرو‌دار

Ex: The dog 's territorial instincts made it bark at strangers .
حیوانات
پستانداران عظیم‌الجثه سگ‌سانان گربه‌سانان نخستی‌سانان
شاخ‌درازان جوندگان کیسه‌داران و تک‌سوراخ‌سانان راسویان
پستانداران آبزی خرس‌ها و تنبل‌ها سایر پستانداران کوچک حیوانات اهلی
نژادهای سگ نژادهای گربه انواع سگ‌ها گاویان
نژادهای گوسفند و خوک اسب‌ها بچه‌های حیوانات صدای حیوانات
انواع حیوانات نر و ماده حیوانات اسامی جمع برای حیوانات خانه حیوانات
تولیدمثل حیوانات کالبدشناسی حیوانات (پستانداران) کالبدشناسی حیوانات (پرندگان) کالبدشناسی حیوانات (ماهی‌ها، حشرات وغیره)
پوشش حیوانات افعال مرتبط با حیوانات اسامی مرتبط با حیوانات صفات مرتبط با حیوانات
پرندگان بی‌پرواز سهره‌ها و سسک‌ها گنجشک‌سانان پرندگان شکاری
پرندگان کنارآبزی کبوتران و قمری‌ها پرندگان گرمسیری و عجیب ماهیان آب‌شیرین
ماهیان آب شور حیوانات دریایی صدف‌داران و نرم‌تنان مارها
سایر خزندگان دوزیستان کرم‌ها عنکبوتیان
زنبورها و مورچه‌ها مگس‌ها، پشه‌ها و پروانه‌ها پروانه‌ها و بیدها سوسک‌ها
ملخ‌ها و سنجاقک‌ها حشرات آفت و انگل رتبه تاکسونومیکی