علوم انسانی SAT - اقامتگاه و تفریح

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اقامت و تفریح، مانند "عمارت"، "ساکن"، "کوچنشین" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای قبولی در SAT های خود به آنها نیاز دارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم انسانی SAT
amenity [اسم]
اجرا کردن

خوشایندی

Ex:

امکانات مجتمع شامل درمان‌های اسپا، تورهای راهنما و غذاخوری گورم می‌شود.

اجرا کردن

محل سکونت

Ex: Due to the high demand for accommodation during the festival , many hotels were fully booked .

به دلیل تقاضای بالا برای اسکان در طول جشنواره، بسیاری از هتل‌ها کاملاً رزرو شده بودند.

mansion [اسم]
اجرا کردن

عمارت

Ex: The old mansion has been converted into a boutique hotel .

عمارت قدیمی به یک هتل بوتیک تبدیل شده است.

manor [اسم]
اجرا کردن

عمارت اربابی

quarters [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه

Ex: The university offers on-campus quarters for students who prefer to live close to classes .

دانشگاه محل اقامت در محوطه دانشگاه برای دانشجویانی که ترجیح می‌دهند نزدیک به کلاس‌ها زندگی کنند، ارائه می‌دهد.

bungalow [اسم]
اجرا کردن

بنگالو

Ex:

او داخل کلبه یک طبقه خود را با مبلمان قدیمی و منسوجات رنگارنگ تزئین کرد تا فضایی دنج و دعوت‌کننده ایجاد کند.

longhouse [اسم]
اجرا کردن

خانه بلند

Ex: The tour guide explained how the longhouse was constructed from wooden poles and covered with bark .

راهنمای تور توضیح داد که چگونه خانه بلند از تیرک‌های چوبی ساخته شده و با پوست درخت پوشانده شده است.

settlement [اسم]
اجرا کردن

اسکان

Ex: The government supported the settlement of remote territories to expand its influence .

دولت از اسکان در قلمروهای دورافتاده برای گسترش نفوذ خود حمایت کرد.

refuge [اسم]
اجرا کردن

محل امن‌

Ex: He regarded reading as a refuge from daily stress .
oasis [اسم]
اجرا کردن

واحه

Ex: The spa retreat was an oasis of relaxation , offering a break from the stress of daily routines .

اقامتگاه اسپا یک واحه آرامش بود، که استراحتی از استرس روال روزانه ارائه می‌داد.

residency [اسم]
اجرا کردن

اقامت

Ex: The university requires proof of residency for students applying for in-state tuition .

دانشگاه برای دانشجویانی که برای شهریه درون‌ایالتی اقدام می‌کنند، مدرک اقامت نیاز دارد.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

dweller [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: Apartment dwellers may experience more noise compared to those in houses .

ساکنان آپارتمان ممکن است در مقایسه با کسانی که در خانه‌ها زندگی می‌کنند، سر و صدای بیشتری را تجربه کنند.

inhabitant [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The inhabitants of the island adapted their lifestyle to the harsh weather conditions .

ساکنان جزیره سبک زندگی خود را با شرایط آب و هوایی سخت تطبیق دادند.

hideaway [اسم]
اجرا کردن

پناهگاه

Ex: He built a secret hideaway in the attic where he could work undisturbed .

او یک پناهگاه مخفی در اتاق زیر شیروانی ساخت که می‌توانست در آنجا بدون مزاحمت کار کند.

sanctum [اسم]
اجرا کردن

حرم

Ex: The church 's inner chamber was considered a sanctum , reserved for prayer and reflection .

اتاق داخلی کلیسا به عنوان یک حرم در نظر گرفته می‌شد، که برای نماز و تفکر اختصاص داده شده بود.

mess hall [اسم]
اجرا کردن

سالن غذاخوری

Ex: The mess hall was bustling with activity as the staff prepared for lunch service .

سالن غذاخوری پر از فعالیت بود در حالی که کارکنان برای سرویس ناهار آماده می‌شدند.

latrine [اسم]
اجرا کردن

توالت عمومی

Ex: During the hike , they stopped at a latrine in the rest area to freshen up .

در طول پیاده‌روی، آنها در یک توالت عمومی در منطقه استراحت توقف کردند تا تازه شوند.

اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: The company refurbishes used laptops before selling them .

شرکت قبل از فروش لپ‌تاپ‌های دست دوم آن‌ها را بازسازی می‌کند.

to evacuate [فعل]
اجرا کردن

تخلیه کردن

Ex: With the riverbanks overflowing , the town was forced to evacuate .

با سرریز شدن کرانه‌های رودخانه، شهر مجبور به تخلیه شد.

to vacate [فعل]
اجرا کردن

تخلیه کردن

Ex: With the business relocating to a new building , employees worked together to vacate their office spaces .

با انتقال کسب‌وکار به ساختمان جدید، کارمندان با هم همکاری کردند تا فضای اداری خود را تخلیه کنند.

اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: The family began to homestead the property , planting crops and raising livestock .

خانواده شروع به اسکان در ملک کرد، کشت محصولات و پرورش دام.

اجرا کردن

بی‌بضاعت

Ex: Many charitable organizations work tirelessly to provide assistance to impoverished communities around the world .

بسیاری از سازمان‌های خیریه بی‌وقفه کار می‌کنند تا به جوامع فقیر در سراسر جهان کمک کنند.

nomadic [صفت]
اجرا کردن

کوچگر

Ex: Some indigenous peoples in the Arctic , such as the Inuit , historically led nomadic lives , following the migration patterns of animals for hunting and fishing .

برخی از مردمان بومی در قطب شمال، مانند اینوئیت، به طور تاریخی زندگی کوچ‌نشینی را پیش گرفته‌اند، با دنبال کردن الگوهای مهاجرت حیوانات برای شکار و ماهیگیری.

اجرا کردن

غیر قابل دسترس

Ex: Due to security measures , some websites are inaccessible from certain regions .

به دلیل اقدامات امنیتی، برخی از وب‌سایت‌ها از برخی مناطق غیرقابل دسترس هستند.

voluptuous [صفت]
اجرا کردن

شهوانی

Ex: His study was a voluptuous retreat , filled with antique furniture and richly textured rugs .

مطالعه‌گاه او یک پناهگاه پرزرق و برق بود، پر از مبلمان عتیقه و فرش‌های بافت‌دار غنی.

attraction [اسم]
اجرا کردن

مکان یا فعالیت لذت‌بخش

Ex: The zoo 's latest attraction is a rare species of panda .

جدیدترین جاذبه باغ وحش یک گونه نادر پاندا است.

excursion [اسم]
اجرا کردن

سفر تفریحی کوتاه

Ex: The company arranged an excursion for employees to promote team building .

شرکت یک گردش برای کارمندان ترتیب داد تا تیم‌سازی را ترویج کند.

voyage [اسم]
اجرا کردن

سفر دریایی یا فضایی

Ex: The novel follows the protagonist ’s epic voyage through treacherous seas and uncharted territories .

رمان سفر حماسی شخصیت اصلی را از طریق دریاهای خطرناک و سرزمین‌های ناشناخته دنبال می‌کند.

recreation [اسم]
اجرا کردن

تفریح

Ex: Going for a hike is a popular form of recreation in the summer .

رفتن به پیاده‌روی یک شکل محبوب از تفریح در تابستان است.

sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

itinerary [اسم]
اجرا کردن

برنامه سفر

Ex: When planning his backpacking trip through Asia , Mark used a travel app to help him design the perfect itinerary .

هنگام برنامه‌ریزی سفر کوله‌پشتی خود در آسیا، مارک از یک برنامه سفر استفاده کرد تا به او در طراحی مسیر سفر کامل کمک کند.

layover [اسم]
اجرا کردن

توقف موقت (در سفر)

Ex: The flight attendant announced a layover in Atlanta due to weather conditions .

مهماندار پرواز به دلیل شرایط آب و هوایی یک توقف در آتلانتا اعلام کرد.

expedition [اسم]
اجرا کردن

سفر کوتاه

Ex: Their expedition to the remote island was filled with exciting discoveries and beautiful scenery .

سفر اکتشافی آنها به جزیره دورافتاده پر از کشفیات هیجان‌انگیز و مناظر زیبا بود.

اجرا کردن

دور دنیا سفر کردن

Ex:

آشپز معروف از آشپزخانه فاصله گرفت تا دور دنیا سفر کند.