صریح
او نظر قطعی در مورد این موضوع داشت.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به قطعیت و عدم قطعیت را یاد خواهید گرفت، مانند "حدس زدن"، "شنیده ها"، "ادعا شده" و غیره، که به شما در قبولی در آزمون های ACT کمک خواهد کرد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
صریح
او نظر قطعی در مورد این موضوع داشت.
غیرقابل بحث
غیرقابل انکار است که آموزش نقش حیاتی در توسعه شخصی دارد.
غیر قابل انکار
علیرغم تلاشهای او برای پنهان کردن حقیقت، حقایق انکارناپذیر بودند.
قطعی
علیرغم تلاشهایشان، محققان نتوانستند نتایج قطعی به دست آورند.
مصونازخطا
نظر متخصص خطاناپذیر به نظر میرسید، ما را از هر چالشی عبور میداد.
صریح
شاهد یک گزارش بیابهام از رویدادهای رخ داده ارائه داد.
قطعی
تحقیقات او توضیح قطعی برای پدیده ارائه داد.
غیر قابل انکار
علیرغم تلاشهای او برای پنهان کردن حقیقت، حقایق انکارناپذیر بودند.
آشکار
راه حل مشکل پس از تجزیه و تحلیل دقیق دادهها آشکار شد.
مسلم
مدارک ویدیویی ارائه شده در دادگاه غیرقابل انکار بود، به وضوح نشان میداد که متهم مرتکب جرم شده است.
اطمینان
دانشجوی به خوبی آماده شده با اطمینان به امتحان نزدیک شد، با این دانستن که مطالعه سخت او را برای موفقیت آماده کرده است.
اطمینان حاصل کردن
آشپز اطمینان حاصل میکند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.
معلوم کردن
من قبل از تصمیمگیری حقایق را مشخص میکنم.
بدون شک
تحقیقات او بدون شک درک ما از تغییرات آب و هوایی را پیش برده است.
موقت و نامشخص
گزارش یک نتیجهگیری موقت ارائه داد، با تحقیقات بیشتر برای تثبیت یافتهها مورد نیاز است.
مردد
نظرات آنلاین رستوران متناقض بود، که ما را مردد کرد که آیا آنجا شام بخوریم یا نه.
دیرباور
مری نسبت به نظرات آنلاین شکاک بود و تصمیم گرفت خودش محصول را بررسی کند.
احتمالی
پلیس در حال بررسی حمله ادعایی است، اما هنوز شاهدی پیدا نکرده است.
سوالبرانگیز
آنها پول را از طریق روشهای مشکوک به دست آوردند، که باعث ایجاد شک در مورد مشروعیت آن شد.
بینتیجه
آزمایشهای پزشکی قطعی نبودند، بنابراین برای تعیین علت علائم، معاینه بیشتری لازم است.
محتمل
شرکت یک طرح تجاری معقول ارائه داد که اهداف قابل دستیابی و استراتژیهای رشد را تشریح میکرد.
مردد
در مواجهه با عدم قطعیت، تیم در تعهد به یک تصمیم نهایی مردد بود.
غیر قابل پیشبینی
نتیجه بازی تا لحظات آخر غیرقابل پیشبینی بود، که هواداران را روی لبه صندلیهایشان نگه داشت.
آینده
کاندیدای احتمالی با مدارک و تجربیات خود کمیته استخدام را تحت تأثیر قرار داد.
محتمل
او نقصهای بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.
امر محتمل
تیم به دقت احتمال خطرات مختلف را قبل از ادامه پروژه ارزیابی کرد.
فرض
حس ششم من به من گفت که چیزی هیجانانگیز قرار است اتفاق بیفتد، و من درست میگفتم!
شانس موفقیت
استراتژی رشد شرکت، چشمانداز گسترش جهانی آن را بهبود بخشید.
سناریو
در طول آموزش آمادگی در برابر بلایا، پاسخدهندگان اضطراری سناریوها را تمرین میکنند تا آمادگی را تضمین کنند.
بدگمانی
من هیچ مدرک محکمی ندارم، اما مطمئنم که مقداری شک درگیر است.
احتیاط
سارا با برخی محدودیتها موافقت کرد، نگران تأثیر بالقوه آن بر محیط زیست.
حدس
حدس مورخ درباره تمدن گمشده بحثهای زیادی را برانگیخت.
حدس زدن
پس از اعلام غیرمنتظره، کارمندان شروع به حدس زدن در مورد تغییرات آینده در سیاستهای شرکت کردند.
فرضیهسازی کردن
بدون دادههای قطعی، اخترشناسان اغلب درباره وجود اجرام آسمانی بر اساس الگوهای مشاهدهشده فرضیهسازی میکنند.
گمانهزنی کردن
رایج است که مردم نظریه پردازی کنند وقتی همه پاسخها را ندارند.
حدس زدن
با دیدن ابرهای تیره، آنها حدس زدند که باران احتمالاً میبارد، هرچند پیشبینی هوا خلاف آن را نشان داده بود.
فرضاً
نقشه گنج به ظاهر به یک جزیره پنهان با ثروتهای بیشمار منتهی میشود.