ورزش - تجهیزات زمین و تمرین

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
cone marker [اسم]
اجرا کردن

مخروط نشانگر

Ex: We used cone markers to set up a mini soccer field in the park .

ما از نشانگرهای مخروطی برای راه‌اندازی یک زمین فوتبال کوچک در پارک استفاده کردیم.

tee [اسم]
اجرا کردن

یک تی

Ex: Every football game begins with the ball placed on a tee for the kickoff .

هر بازی فوتبال با توپی که روی یک تی برای ضربه شروع قرار گرفته است آغاز می‌شود.

tee [اسم]
اجرا کردن

تی

Ex: The golf course provided free tees for all players .

زمین گلف تی رایگان برای همه بازیکنان فراهم کرد.

batting tee [اسم]
اجرا کردن

تی ضربه

Ex: They carried the batting tee to the field for drills .

آنها تای ضربه را برای تمرین به زمین بردند.

اجرا کردن

لاستیک پیتچینگ

Ex: During practice , she focused on her stance on the pitching rubber .

در طول تمرین، او روی حالت ایستادنش روی لاستیک پرتاب تمرکز کرد.

wicket [اسم]
اجرا کردن

ویکت

Ex: They celebrated taking the wicket during the match .

آنها گرفتن ویکت را در طول مسابقه جشن گرفتند.

اجرا کردن

صفحه دید

Ex: The team captain instructed the fielders to keep away from the sight screen during play .

کاپیتان تیم به بازیکنان میدانی دستور داد تا در طول بازی از صفحه دید دور بمانند.

ball hopper [اسم]
اجرا کردن

جمع‌کننده توپ

Ex: The ball hopper made it easy for the players to retrieve their tennis balls during training .

جمع‌کننده توپ بازیابی توپ‌های تنیس را برای بازیکنان در طول تمرین آسان کرد.

اجرا کردن

سکوی وزنه برداری

Ex: Olympic weightlifting platforms are typically made of durable wood or rubber materials .

سکوهای وزنه‌برداری المپیک معمولاً از چوب بادوام یا مواد لاستیکی ساخته می‌شوند.

اجرا کردن

کیسه‌بوکس

Ex: The coach demonstrated the proper technique for striking the punching bag without injuring one 's wrists .

مربی تکنیک صحیح ضربه زدن به کیسه بوکس را بدون آسیب رساندن به مچ دست‌ها نشان داد.

focus mitt [اسم]
اجرا کردن

دستکش تمرینی

Ex: The kickboxer 's coach wore focus mitts to absorb powerful kicks during practice .

مربی کیک‌بوکسور برای جذب ضربات قدرتمند در طول تمرین از دستکش‌های تمرکز استفاده کرد.

speed bag [اسم]
اجرا کردن

کیف سرعت

Ex: The coach instructed him to maintain a steady pace while hitting the speed bag .

مربی به او دستور داد در حالی که به کیف سرعت ضربه می‌زند، سرعت ثابتی را حفظ کند.

kick pad [اسم]
اجرا کردن

پد ضربه

Ex: The gym had a variety of kick pads for different types of martial arts training .

باشگاه ورزشی انواع مختلف پدهای ضربه برای انواع مختلف تمرینات هنرهای رزمی داشت.

اجرا کردن

عروسک کشتی

Ex: She used the wrestling dummy to perfect her throws and holds .

او از عروسک کشتی برای تکمیل پرتاب‌ها و نگه‌دارهایش استفاده کرد.

اجرا کردن

لنگر صعود

Ex: Climbers chose bolts for the climbing anchor .

کوهنوردان پیچ‌ها را برای لنگر کوهنوردی انتخاب کردند.

اجرا کردن

تخته شیرجه

Ex: During the competition , she performed a series of dives from the high diving board .

در طول مسابقه، او یک سری شیرجه از تخته شیرجه بلند انجام داد.

اجرا کردن

بلوک شروع

Ex: The starting block 's design allows athletes to push off with strong momentum .

طراحی بلوک شروع به ورزشکاران اجازه می‌دهد با تکانه قوی فشار وارد کنند.

pace clock [اسم]
اجرا کردن

ساعت سرعت

Ex: The pace clock helped swimmers maintain consistent speed .

ساعت سرعت به شناگران کمک کرد تا سرعت ثابتی را حفظ کنند.

target [اسم]
اجرا کردن

هدف

Ex: The target 's bullseye is the highest-scoring area and requires precise shooting .

هدف از هدف، منطقه با بالاترین امتیاز است و به تیراندازی دقیق نیاز دارد.

kickboard [اسم]
اجرا کردن

تخته شنا

Ex: Sarah forgot her kickboard , so she borrowed one from a friend .

سارا تخته شنا خود را فراموش کرد، بنابراین از یک دوست یکی قرض گرفت.

اجرا کردن

چتر شنا

Ex: Athletes wear swim parachutes to develop power and stamina in the water .

ورزشکاران از چترهای شنا برای توسعه قدرت و استقامت در آب استفاده می‌کنند.

pull buoy [اسم]
اجرا کردن

شناور کششی

Ex: During the drill , the instructor demonstrated proper form while holding a pull buoy .

در طول تمرین، مربی فرم صحیح را در حالی که یک pull buoy در دست داشت نشان داد.

DragSox [اسم]
اجرا کردن

جوراب های مقاومتی دراگ ساکس

Ex:

آن‌ها روی لباس شنا معمولی پوشیده می‌شوند و به خوبی دور مچ پاها را می‌پوشانند.

اجرا کردن

میله های موازی

Ex: He admired the gymnasts ' strength and flexibility while watching them on the parallel bars .

او در حالی که ژیمناست‌ها را روی میله‌های موازی تماشا می‌کرد، از قدرت و انعطاف‌پذیری آن‌ها تحسین کرد.

beam [اسم]
اجرا کردن

تیر

Ex: She walked confidently across the length of the beam , demonstrating her control .

او با اطمینان در طول تیر راه رفت، کنترل خود را نشان داد.

uneven bars [اسم]
اجرا کردن

میله‌های ناهمسان

Ex: She adjusted her grips and swings to maximize her routine 's difficulty on the uneven bars .

او چنگ‌ها و تاب‌هایش را تنظیم کرد تا دشواری روال خود را روی میله‌های نامتوازن به حداکثر برساند.

rig [اسم]
اجرا کردن

یک دستگاه ژیمناستیک

Ex: During competition , the gymnasts showcased their skills on the rig .

در طول مسابقه، ژیمناست‌ها مهارت‌های خود را روی دستگاه به نمایش گذاشتند.

اجرا کردن

خرک حلقه

Ex: The coach adjusted the height of the pommel horse to match the gymnast 's preferred settings .

مربی ارتفاع خرک را برای مطابقت با تنظیمات مورد علاقه ژیمناست تنظیم کرد.

اجرا کردن

اسب پرش

Ex: He felt nervous the first time he tried the vaulting horse , but it became easier with practice .

او در اولین باری که اسب پرش را امتحان کرد احساس عصبی بودن کرد، اما با تمرین آسان‌تر شد.

اجرا کردن

بارفیکس

Ex: The fitness instructor demonstrated pull-ups on the horizontal bar as part of the workout session .

مربی تناسب اندام تمرینات بارفیکس روی میله افقی را به عنوان بخشی از جلسه تمرین نشان داد.

اجرا کردن

کف فنری

Ex: They rolled out the mats over the spring floor for safety during practice .

آنها مت ها را روی کف فنری پهن کردند تا در حین تمرین ایمنی داشته باشند.

stump [اسم]
اجرا کردن

کنده

Ex: The wicketkeeper stood behind the stumps to catch the ball .

دروازه‌بان پشت stumps ایستاد تا توپ را بگیرد.

leg stump [اسم]
اجرا کردن

پایه پا

Ex: The batsman defended well , keeping the ball away from the leg stump .

بازیکن به خوبی دفاع کرد و توپ را از استامپ پا دور نگه داشت.

trapeze [اسم]
اجرا کردن

میله آکروباتیک معلق

Ex: Acrobats train extensively to master the techniques required to perform on the trapeze , including balance , timing , and coordination .

بندبازان به طور گسترده آموزش می‌بینند تا بر تکنیک‌های مورد نیاز برای اجرا روی تراپز، از جمله تعادل، زمان‌بندی و هماهنگی تسلط یابند.

اجرا کردن

حلقه بسکتبال

Ex: He practiced dunking the ball into the basketball hoop .

او تمرین کرد که توپ را در حلقه بسکتبال بیندازد.

water jump [اسم]
اجرا کردن

پرش آب

Ex: She emerged from the water jump and continued her strong pace

او از پرش آب خارج شد و به سرعت قوی خود ادامه داد.

اجرا کردن

دروازه شروع

Ex: Each horse was positioned carefully in the starting gate to avoid collisions .

هر اسب به دقت در starting gate قرار داده شد تا از برخوردها جلوگیری شود.

springboard [اسم]
اجرا کردن

تخته پرش

Ex: The kids took turns jumping off the springboard into the water .

بچه‌ها به نوبت از تخته پرش به داخل آب پریدند.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها