حمل و نقل زمینی - صنعت خودرو

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صنعت خودرو مانند "خط مونتاژ"، "خودروساز" و "کارگاه بدنه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
marque [اسم]
اجرا کردن

مارک

Ex: Collectors often seek out rare marques .

کلکسیونرها اغلب به دنبال مارک‌های نادر هستند.

make [اسم]
اجرا کردن

مارک

Ex: They specialized in repairing cars from a specific make .

آن‌ها در تعمیر خودروهای یک برند خاص تخصص داشتند.

automaker [اسم]
اجرا کردن

سازنده خودرو

Ex: The automaker unveiled its latest electric vehicle at the auto show .

سازنده خودرو جدیدترین وسیله نقلیه الکتریکی خود را در نمایشگاه خودرو رونمایی کرد.

اجرا کردن

تولیدکننده ماشین

Ex: The car manufacturer recalled thousands of vehicles due to a defect in the braking system .

تولیدکننده خودرو به دلیل نقص در سیستم ترمز، هزاران وسیله نقلیه را فراخواند.

body shop [اسم]
اجرا کردن

کارگاه بدنه

Ex: In large automobile factories , the body shop is a critical area that requires skilled technicians and engineers to oversee the automated assembly processes .

در کارخانه‌های بزرگ خودروسازی، کارگاه بدنه یک منطقه حیاتی است که به تکنسین‌ها و مهندسان ماهر برای نظارت بر فرآیندهای مونتاژ خودکار نیاز دارد.

اجرا کردن

خط مونتاژ

Ex: The company expanded its assembly line to meet demand .

شرکت خط مونتاژ خود را برای پاسخگویی به تقاضا گسترش داد.

اجرا کردن

خط تولید

Ex: They automated parts of the production line to reduce costs .

آن‌ها بخش‌هایی از خط تولید را خودکار کردند تا هزینه‌ها را کاهش دهند.

to weld [فعل]
اجرا کردن

جوش دادن

Ex: During the construction , workers needed to weld the joints of the pipeline for durability .

در طول ساخت و ساز، کارگران نیاز داشتند که اتصالات خط لوله را برای دوام جوش دهند.

showroom [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: They opened a new showroom downtown , where they offer custom-made jewelry .

آن‌ها یک شوروم جدید در مرکز شهر باز کردند، جایی که جواهرات سفارشی ارائه می‌دهند.

test drive [اسم]
اجرا کردن

تست عملکرد خودرو

Ex: They took several cars out for a test drive before deciding .

آن‌ها چندین ماشین را برای تست رانندگی بیرون بردند قبل از تصمیم‌گیری.

dealership [اسم]
اجرا کردن

نمایندگی

Ex: They expanded their dealership to include more brands .

آنها نمایندگی خود را برای شامل شدن برندهای بیشتر گسترش دادند.

car dealer [اسم]
اجرا کردن

فروشنده ماشین

Ex: This car dealer specializes in luxury brands and high-end vehicles .

این فروشنده ماشین در برندهای لوکس و خودروهای گران‌قیمت تخصص دارد.

aftermarket [اسم]
اجرا کردن

بازار ثانویه

Ex: There are many aftermarket options available for customizing your car .

گزینه‌های زیادی از بازار ثانویه برای سفارشی‌سازی ماشین شما موجود است.

kit car [اسم]
اجرا کردن

ماشین کیت

Ex: Owners of kit cars often take pride in the craftsmanship and uniqueness of their vehicles .

مالکان کیت ماشین اغلب به هنر و منحصر به فرد بودن وسایل نقلیه خود افتخار می‌کنند.

اجرا کردن

هزینه مقصد

Ex: The salesperson explained that the destination charge is mandatory for all new cars .

فروشنده توضیح داد که هزینه مقصد برای تمام خودروهای جدید اجباری است.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری