Cambridge IELTS 19 - آکادمیک - آزمون 3 - خواندن - بخش 1 (1)
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 19 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a person whose job is to study ancient societies using facts, objects, buildings, etc. remaining in excavation sites

باستانشناس
relating or belonging to the time before history was recorded

ماقبلتاریخ
انسانهای پیشاتاریخی در غارها زندگی میکردند و از ابزارهای سنگی برای شکار استفاده میکردند.
a person who moves to a new area to live and establish a community

مهاجر, ساکن
مهاجران زمین را برای کشت محصولات پاکسازی کردند.
associated with or characteristic of the tropics, regions of the Earth near the equator known for their warm climate and lush vegetation

استوایی, گرمسیری
آب و هوای گرمسیری هاوایی امکان رشد میوههای عجیب و غریب مانند آناناس و موز را فراهم میکند.
the territory occupied by one of the constituent administrative districts of a nation

استان
highly skilled, proficient, or talented in a particular activity or field

ماهر, زبردست
برخورد حرفهای او با موقعیتهای دشوار، برایش شهرتی به عنوان یک مدیر بحران ماهر به ارمغان آورد.
containing plenty of things or people in a small space

انبوه, متراکم
او پس از زندگی در روستا، منطقه شهری پرتراکم را طاقتفرسا یافت.
a thick, tropical forest with tall trees and consistently heavy rainfall

جنگل بارانی
جنگلهای بارانی به تثبیت آب و هوای جهان کمک میکنند.
the act of searching or gathering food, resources, or provisions in the natural environment, typically done by animals

جستوجوی خوراک و آذوقه
سنجابها برای جمعآوری آجیل برای زمستان به جستجوی غذا متکی هستند.
used to express that something might happen or be true

احتمالاً
با شرایط آب و هوایی خوب، ما احتمالاً میتوانیم پروژه را زودتر از برنامه تکمیل کنیم.
to travel over a long distance by sea or in space

سفر کردن (در دریا یا فضا)
به عنوان یک فضانورد جوان، او روی سفر به سیارات دور را میکشید.
to part and move in different directions

متفرق شدن, از هم فاصله گرفتن
پس از اجرا، تماشاگران شروع به پراکنده شدن کردند، به سمت خروجیها حرکت کردند.
used to point out that something or someone is part of a set or group

شامل
او چیزهای زیادی خرید، شامل یک لپتاپ جدید.
the act of moving to another place or country

مهاجرت
مهاجرت شهری منجر به شهرهای شلوغ و کارگران روستایی کمتر شده است.
a way from one place to another

مسیر, راه
او برای اجتناب از محل ساخت و ساز، مسیر متفاوتی را برای رفتن به سر کار انتخاب کرد.
having a possibility of happening or being the case

احتمالی, محتمل
ابرهای تیره نشان دهنده احتمال محتمل بارش در طول روز هستند.
extremely important or essential

حیاتی, مهم
زمانبندی برای موفقیت برنامه حیاتی بود.
any means of advancement that helps one to make progress towards achieving something

سکوی پرتاب
یادگیری کدنویسی پایه، پلهای به سوی مهارتهای برنامهنویسی پیشرفتهتر بود.
a long journey taken on a ship or spacecraft

سفر دریایی یا فضایی
ملوانان برای کاوش سرزمینهای جدید، سفری را از اقیانوس اطلس آغاز کردند.
a large area of land or of the world with specific characteristics, which is usually borderless

منطقه, ناحیه
منطقه مدیترانه ای به خاطر آب و هوای معتدل، خطوط ساحلی زیبا و میراث فرهنگی غنی آن معروف است.
a period of one thousand years, usually calculated from the year of the birth of Jesus Christ

هزاره
آیندهنگران در مورد پیشرفتهای تکنولوژیکی که ممکن است هزاره بعدی را شکل دهند، گمانهزنی میکنند.
far away in space or distant in position

دور
آنها در یک کلبه دورافتاده در جنگل زندگی میکردند، دور از تمدن.
an area of land on which something is, was, or will be constructed

مکان, محل
باستانشناسان محل دفن باستانی را حفاری کردند تا اشیاء را کشف کنند.
to make information that was previously unknown or kept in secrecy publicly known

رونمایی کردن, برملا کردن
اسناد درز کرده، برنامه نظارت پنهانی دولت را افشا کرد.
the act of taking or holding a building

سکونت, اقامت
سربازان اشغال قلعه را اجرا کردند.
into or toward the interior of a country or region

به سمت مرکز کشور, مربوط به داخل کشور، داخلی
آنها مزرعه خود را در داخل کشور، دور از مناطق پر جنب و جوش شهری تأسیس کردند.
the land close to a sea, ocean, or lake

ساحل, کناره
ساحل شمالی کمتر توسعه یافته است و برای عاشقان طبیعت عالی است.
a hole or chamber formed underground naturally by rocks gradually breaking down over time

غار
ورودی غار توسط شاخ و برگ انبوه پنهان شده بود، که به دنیایی مرموز در زیر سطح منتهی میشد.
to have or hold something within or include something as a part of a larger entity or space

شامل بودن, حاوی بودن، در برداشتن
جعبه حاوی تمام قطعاتی است که برای مونتاژ میز نیاز دارید.
a structure offering protection and privacy from danger

پناهگاه
غار به عنوان یک پناهگاه طبیعی عمل میکرد.
the action of allowing someone to do a particular thing or letting something happen, particularly in an official way

اجازه
والدین اغلب به فرزندان خود اجازه میدهند تا در فعالیتهای فوق برنامه خارج از ساعات مدرسه شرکت کنند.
the main part of a continent or country that is connected to a larger landmass, excluding surrounding islands or territories

سرزمین اصلی
بسیاری از گردشگران برای خرید و بازدید از جاذبهها به سرزمین اصلی سفر میکنند.
a large collection of islands or the sea surrounding them

مجمعالجزایر
او از مجمعالجزایر گالاپاگوس دیدن کرد تا حیات وحش منحصر به فردی را ببیند.
a way of traveling where a person moves from one island to another, usually by boat or plane

پرش از جزیره به جزیره, سفر از جزیره به جزیره
پرش از جزیره به جزیره در مکانهای گرمسیری محبوب است.
