کلمات انگلیسی برای "رسانه و روزنامه نگاری" | واژگان B1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره رسانه و روزنامه‌نگاری، مانند "انتشار"، "ویرایش"، "قسمت" و غیره، که برای زبان‌آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
media [اسم]
اجرا کردن

رسانه

Ex: The advertising industry heavily relies on the media to reach target audiences and promote products and services .

صنعت تبلیغات به شدت به رسانه‌ها متکی است تا به مخاطبان هدف دست یابد و محصولات و خدمات را تبلیغ کند.

اجرا کردن

ستون مشاوره (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: I always look forward to the advice column because it offers practical solutions to everyday problems .

من همیشه منتظر ستون مشاوره هستم زیرا راه‌حل‌های عملی برای مشکلات روزمره ارائه می‌دهد.

break [اسم]
اجرا کردن

آگهی بازرگانی (بین برنامه‌های تلویزیونی یا رادیویی)

Ex: During the break in the program , viewers are typically shown a series of advertisements for products and services .

در طول وقفه در برنامه، معمولاً به بینندگان یک سری تبلیغات برای محصولات و خدمات نشان داده می‌شود.

اجرا کردن

پخش کردن (برنامه رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: Can you broadcast the sports events live to subscribers ?

آیا می‌توانید رویدادهای ورزشی را به صورت زنده برای مشترکان پخش کنید؟

broadcast [اسم]
اجرا کردن

برنامه (تلویزیونی یا رادیویی)

Ex: Television networks often schedule live broadcasts of major sporting events , attracting large audiences of sports fans .

شبکه‌های تلویزیونی اغلب پخش زنده رویدادهای ورزشی بزرگ را برنامه‌ریزی می‌کنند، که تماشاگران زیادی از طرفداران ورزش را جذب می‌کند.

channel [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex:

سرویس‌های استریمینگ به کاربران اجازه می‌دهند تا به کانال‌ها به صورت آنلاین دسترسی داشته باشند، که دسترسی به محتوای متنوع را به صورت درخواستی فراهم می‌کند.

commercial [اسم]
اجرا کردن

پیام بازرگانی

Ex:

جینگل جذاب تبلیغات تمام روز در ذهنم ماند.

edition [اسم]
اجرا کردن

چاپ

Ex:

کلکسیونرها مشتاقانه به دنبال نسخه محدود رمان بودند که توسط نویسنده امضا شده و حاوی تصاویر انحصاری بود.

to publish [فعل]
اجرا کردن

چاپ کردن

Ex: She hopes to publish her research findings soon .

او امیدوار است که یافته‌های تحقیق خود را به زودی منتشر کند.

to edit [فعل]
اجرا کردن

ویرایش کردن

Ex: As part of the publishing process , professionals edit the text to eliminate errors and inconsistencies .

به عنوان بخشی از فرآیند انتشار، متخصصان متن را ویرایش می‌کنند تا اشتباهات و ناسازگاری‌ها را از بین ببرند.

episode [اسم]
اجرا کردن

قسمت

Ex: Fans eagerly awaited the premiere of the new episode of their favorite TV drama , eager to see how the plot would unfold .

طرفداران مشتاقانه منتظر اکران قسمت جدید سریال تلویزیونی مورد علاقه خود بودند، مشتاق بودند که ببینند داستان چگونه پیش خواهد رفت.

front page [اسم]
اجرا کردن

صفحه اول (روزنامه)

Ex: The front page of the magazine showcased the latest fashion trends .

صفحه اول مجله آخرین روندهای مد را به نمایش گذاشت.

to cover [فعل]
اجرا کردن

پوشش خبری دادن

Ex: The reporter covered the charity gala , interviewing attendees and showcasing the evening 's highlights .

گزارشگر مراسم گالای خیریه را پوشش داد، با شرکت‌کنندگان مصاحبه کرد و نقاط برجسته شب را به نمایش گذاشت.

headline [اسم]
اجرا کردن

تیتر

Ex: The headline highlighted the economic crisis , urging readers to turn to the inside pages for detailed coverage .

تیتر بحران اقتصادی را برجسته کرد و از خوانندگان خواست برای پوشش دقیق به صفحات داخلی مراجعه کنند.

host [اسم]
اجرا کردن

مجری

Ex: As a radio show host , he brought humor and wit to every broadcast .

به عنوان مجری یک برنامه رادیویی، او در هر پخش طنز و ذکاوت می‌آورد.

اجرا کردن

مصاحبه کردن

Ex: A documentary filmmaker decided to interview local residents to capture their perspectives on the community 's history .

یک فیلمساز مستند تصمیم گرفت تا ساکنان محلی را مصاحبه کند تا دیدگاه‌های آن‌ها را درباره تاریخ جامعه ثبت کند.

interview [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه

Ex: The interview with the musician revealed insights into her creative process .

مصاحبه با موزیسین بینش‌هایی در مورد فرآیند خلاقانه او را آشکار کرد.

اجرا کردن

پرده‌برداری کردن

Ex: She introduced the show , giving the audience a sneak peek of the upcoming segments .

او برنامه را معرفی کرد و به مخاطبان نگاهی اجمالی از بخش‌های آینده داد.

item [اسم]
اجرا کردن

قطعه خبری

Ex: The magazine included a special investigative item that exposed corruption within the government .

مجله شامل یک مطلب ویژه تحقیقاتی بود که فساد درون دولت را افشا کرد.

journal [اسم]
اجرا کردن

نشریه

Ex: The business journal reported on the recent changes in market trends .

مجله تجاری در مورد تغییرات اخیر در روندهای بازار گزارش داد.

listener [اسم]
اجرا کردن

شنونده (رادیو، پادکست و...)

Ex: The talk show 's host has a loyal following of listeners who appreciate his insightful commentary on current events .

مجری برنامه گفتگو دارای دنبال کنندگان وفاداری از شنوندگان است که از نظرات بصیرتی او در مورد رویدادهای جاری قدردانی می کنند.

live [صفت]
اجرا کردن

زنده (برنامه و غیره)

Ex: We watched the live broadcast of the soccer match on TV .

ما پخش زنده مسابقه فوتبال را در تلویزیون تماشا کردیم.

network [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex: The radio network played the concert live for listeners all over the country .

شبکه رادیویی کنسرت را به صورت زنده برای شنوندگان در سراسر کشور پخش کرد.

station [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه (رادیو و تلویزیون)

Ex: The local station sponsors community events .

ایستگاه محلی از رویدادهای جامعه حمایت می‌کند.

piece [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: The magazine featured a piece on contemporary art .

مجله یک مقاله درباره هنر معاصر منتشر کرد.

podcast [اسم]
اجرا کردن

پادکست

Ex: He subscribed to a weekly science podcast .

او به یک پادکست هفتگی علمی مشترک شد.

press [اسم]
اجرا کردن

مطبوعات

Ex: After the announcement , the press was quick to report on the reactions .

پس از اعلام، مطبوعات به سرعت به گزارش واکنش‌ها پرداختند.

reader [اسم]
اجرا کردن

خواننده (مجله و غیره)

to report [فعل]
اجرا کردن

گزارش خبری دادن

Ex: The investigative journalist reported extensively on the corruption scandal .

روزنامه‌نگار تحقیقی به طور گسترده درباره رسوایی فساد گزارش داد.

show [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex:

شوی واقع‌نما زندگی افراد ساکن در یک خانه را دنبال می‌کند.

soap opera [اسم]
اجرا کردن

سریال آبکی

Ex: The soap opera has been on air for over twenty years , captivating audiences with its ongoing storyline .

سریال تلویزیونی بیش از بیست سال است که پخش می‌شود و با داستان جاری خود مخاطبان را مجذوب می‌کند.

studio [اسم]
اجرا کردن

استودیو (رادیو یا تلویزیون)

Ex: The radio studio featured state-of-the-art soundboards and recording booths , where DJs entertained listeners with music and talk shows .

استودیو رادیویی دارای میزهای صوتی پیشرفته و کابین‌های ضبط بود، جایی که دی‌جی‌ها با موسیقی و برنامه‌های گفتگو شنوندگان را سرگرم می‌کردند.

to view [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: He plans to view the entire series of his favorite sitcom over the weekend .

او قصد دارد تمام سریال کمدی مورد علاقه‌اش را در آخر هفته تماشا کند.

viewer [اسم]
اجرا کردن

بیننده

Ex: With the advent of streaming services , viewers now have greater control over what they watch and when , allowing for more personalized viewing experiences .

با ظهور سرویس‌های استریمینگ، تماشاگران اکنون کنترل بیشتری بر آنچه تماشا می‌کنند و زمان آن دارند، که امکان تجربیات تماشای شخصی‌تر را فراهم می‌کند.

audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.

اجرا کردن

اشتراک خریدن

Ex:

سازمان در دوره‌ای از گسترش به یک سرویس تحلیل داده‌ها مشترک شد.

اجرا کردن

تبلیغ کردن

Ex: The restaurant strategically advertised its special deals to attract more patrons .

رستوران به طور استراتژیک پیشنهادهای ویژه خود را تبلیغ کرد تا مشتریان بیشتری جذب کند.