واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - ظاهر فیزیکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ظاهر فیزیکی، مانند "آکنه"، "برونه"، "ژولیده" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
callus [اسم]
اجرا کردن

پینه

Ex: The gardener 's hands had calluses from digging and planting in the soil .

دست‌های باغبان از کندن و کاشتن در خاک پینه بسته بود.

adonis [اسم]
اجرا کردن

مرد جوان فوق‌العاده جذاب

unkempt [صفت]
اجرا کردن

ژولیده

Ex: The boy ’s unkempt locks made him look like he had n’t seen a barber in years .

موهای ژولیده پسر باعث شده بود که به نظر برسد سال‌هاست آرایشگر ندیده است.

supple [صفت]
اجرا کردن

منعطف

Ex: He admired the supple curve of the willow branches .

او از منحنی نرم شاخه‌های بید تحسین کرد.

stocky [صفت]
اجرا کردن

قدکوتاه ولی چارشانه

Ex: His stocky frame made it difficult to find clothes that fit well off the rack .

قاب تنومند او پیدا کردن لباس‌هایی که مستقیماً از قفسه به خوبی اندازه شوند را دشوار می‌کرد.

dreamy [صفت]
اجرا کردن

خوشگل

Ex: Her dreamy smile was the talk of the show .

لبخند رویایی او موضوع گفتگوی نمایش بود.

dowdy [صفت]
اجرا کردن

شلخته و ازمدافتاده

Ex: The dowdy student tried to blend into the background .
gross [صفت]
اجرا کردن

چاق و زشت

Ex: His gross obesity made it difficult for him to participate in physical activities or enjoy a normal quality of life .

چاقی زننده او باعث می‌شد که مشارکت در فعالیت‌های بدنی یا لذت بردن از کیفیت طبیعی زندگی برایش دشوار باشد.

languid [صفت]
اجرا کردن

باطمأنینه

Ex: He lounged by the poolside , sipping his drink with languid movements .

او در کنار استخر دراز کشیده بود، در حالی که نوشیدنی اش را با حرکات کند می‌نوشید.

luscious [صفت]
اجرا کردن

از نظر جنسی جذاب

Ex: Her luscious lips were painted a vibrant red , drawing attention to her smile .

لبان‌های آبدار او با رنگی قرمز روشن آرایش شده بود، توجه را به لبخندش جلب می‌کرد.

ravishing [صفت]
اجرا کردن

دلربا

Ex:

باغ پر از گل‌های دلربا بود، گلبرگ‌های نرم و خوشبوی آن‌ها در شبنم صبحگاهی.

dainty [صفت]
اجرا کردن

زیبا و ظریف

Ex: The dainty woman captivated everyone with her small , attractive frame and charming smile .

زن ظریف همه را با قاب کوچک و جذاب و لبخند جذاب خود مجذوب کرد.

shaggy [صفت]
اجرا کردن

پرپشت و ژولیده

Ex: He ran his hands through his shaggy hair , giving it an even messier look .

او دستانش را از میان موهای ژولیده خود گذراند و به آن‌ها ظاهری حتی آشفته‌تر داد.

shaven [صفت]
اجرا کردن

اصلاح‌کرده

Ex: His shaven cheeks felt smooth to the touch .

گونه‌های تراشیده‌اش در لمس نرم بودند.

to trim [فعل]
اجرا کردن

موهای کسی را کوتاه کردن

Ex: He decided to trim his beard for a more groomed and tidy appearance .

او تصمیم گرفت ریشش را کوتاه کند تا ظاهری آراسته‌تر و مرتب‌تر داشته باشد.

bun [اسم]
اجرا کردن

مدل موی گوجه‌ای

Ex: The teacher always wore her hair in a tight bun during school hours .

معلم همیشه موهایش را در ساعت‌های مدرسه به صورت یک گوشواره محکم می‌بست.

braid [اسم]
اجرا کردن

موی بافته‌شده

Ex: Soldiers often keep their hair in a tight braid for convenience .
frizzy [صفت]
اجرا کردن

وز

Ex: After sleeping with wet hair , she woke up to find it frizzy and unruly .

بعد از خوابیدن با موهای خیس، بیدار شد و دید که فر و آشفته شده است.

to smirk [فعل]
اجرا کردن

پوزخند زدن

Ex:

با شنیدن نظر طعنه‌آمیز، او نتوانست از لبخند رضایت‌آمیز خودداری کند.

sneer [اسم]
اجرا کردن

پوزخند

Ex: A sneer crossed his face when he saw the rival team .

یک لبخند تمسخرآمیز بر چهره‌اش نقش بست وقتی که تیم رقیب را دید.

to squint [فعل]
اجرا کردن

انحراف چشم داشتن

Ex: She squints whenever she tries to read small print because of her cross-eyed condition .

او هر بار که سعی می‌کند چاپ کوچک را بخواند به دلیل حالت چشمان لوچ خود چشم‌ک می‌زند.