Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

خرد متعارف

Ex: Conventional wisdom says breakfast is the most important meal.

خرد متعارف می‌گوید صبحانه مهم‌ترین وعده غذایی است.

principle [اسم]
اجرا کردن

اصل

Ex: He questioned whether the principle still applied .

او در مورد اینکه آیا اصل هنوز اعمال می‌شود یا خیر، تردید کرد.

assumption [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: It ’s a common assumption that older cars are less reliable .

این یک فرض رایج است که ماشین‌های قدیمی کمتر قابل اعتماد هستند.

اجرا کردن

بین‌فرهنگی

Ex: Cross-cultural differences can cause misunderstandings in global teams .

تفاوت‌های بین‌فرهنگی می‌توانند باعث سوءتفاهم در تیم‌های جهانی شوند.

objectivity [اسم]
اجرا کردن

بی‌طرفی

Ex: Teachers should strive for objectivity when grading students ' work to ensure fairness .

معلمان باید برای بی‌طرفی در نمره‌دهی به کار دانش‌آموزان تلاش کنند تا عدالت را تضمین کنند.

negative [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: He tends to be a negative person and not give new ideas a fair chance .

او تمایل دارد که یک فرد منفی باشد و به ایده‌های جدید فرصت منصفانه‌ای ندهد.

optimistic [صفت]
اجرا کردن

خوشبین

Ex: Even in the face of adversity , he maintained an optimistic outlook , focusing on potential solutions rather than dwelling on problems .

حتی در مواجهه با سختی‌ها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راه‌حل‌های بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.

pessimism [اسم]
اجرا کردن

بدبینی

Ex: She realized that her pessimism was limiting her opportunities .

او متوجه شد که بدبینی او فرصت‌هایش را محدود می‌کند.

positive [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بین

Ex: They faced the competition with a positive mindset , believing in their ability to succeed .

آنها با ذهنیتی مثبت به رقابت پرداختند، به توانایی خود برای موفقیت باور داشتند.

positivity [اسم]
اجرا کردن

خوشبینی

Ex: Positivity in leadership can improve employee morale .

مثبت‌گرایی در رهبری می‌تواند روحیه کارکنان را بهبود بخشد.

skeptical [صفت]
اجرا کردن

دیرباور

Ex: Mary was skeptical of the online reviews and decided to investigate the product herself .

مری نسبت به نظرات آنلاین شکاک بود و تصمیم گرفت خودش محصول را بررسی کند.

اجرا کردن

پندار آرزومندانه

Ex: The politician ’s promises sounded more like wishful thinking than realistic goals .

وعده‌های سیاستمدار بیشتر شبیه تفکر آرزومندانه بود تا اهداف واقع‌بینانه.

temptation [اسم]
اجرا کردن

وسوسه

Ex: The allure of easy money can often lead individuals into the temptation of unethical business practices .

جذابیت پول آسان اغلب می‌تواند افراد را به وسوسه روش‌های غیراخلاقی کسب‌وکار سوق دهد.

perception [اسم]
اجرا کردن

درک

Ex: Different cultures can lead to varying perceptions of the same event .

فرهنگ‌های مختلف می‌توانند به درک‌های متفاوتی از یک رویداد منجر شوند.

aspect [اسم]
اجرا کردن

جنبه

Ex: The environmental aspect of the debate raised crucial questions about sustainability .

جنبه زیست‌محیطی مناظره سوالات حیاتی درباره پایداری را مطرح کرد.

اجرا کردن

چشم کسی به چیزی یا فردی افتادن

Ex: He caught sight of his favorite actor while visiting Los Angeles .
to overlook [فعل]
اجرا کردن

ندیدن

Ex: Over the years , she has successfully overlooked non-critical issues to maintain efficiency .

در طول سال‌ها، او با موفقیت مسائل غیر حیاتی را نادیده گرفته تا کارایی را حفظ کند.

to estimate [فعل]
اجرا کردن

برآورد کردن

Ex: He estimated there was a 50 % chance of rain tomorrow .

او تخمین زد که فردا 50% احتمال بارش باران وجود دارد.

exception [اسم]
اجرا کردن

استثنا

Ex: He is the exception to the rule of not working weekends because of his critical role in the project .

او استثنایی از قانون کار نکردن در آخر هفته‌ها به دلیل نقش حیاتی‌اش در پروژه است.

to spot [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Yesterday , she spotted a hidden message in the document .

دیروز، او یک پیام پنهان در سند را متوجه شد.

to suspect [فعل]
اجرا کردن

حدس زدن

Ex: She suspects there 's more to the story than he 's telling her .

او شک دارد که بیشتر از آنچه که به او می‌گوید در داستان وجود دارد.

to view [فعل]
اجرا کردن

بررسی کردن

Ex: She viewed the old family photo album with nostalgia .

او با نوستالژی به آلبوم عکس قدیمی خانواده نگاه کرد.

proposition [اسم]
اجرا کردن

طرح

Ex: She submitted a proposition for a new marketing strategy .

او یک پیشنهاد برای یک استراتژی بازاریابی جدید ارائه داد.

to overcome [فعل]
اجرا کردن

غرق در احساسی شدن

Ex: The crowd was overcome with shock after the announcement .

جمعیت پس از اعلام خبر، درهم شکسته شد.

pitfall [اسم]
اجرا کردن

خطر غیرمنتظره

Ex: Her experience helped her recognize the pitfalls in the plan .

تجربه او به او کمک کرد تا دام‌ها را در برنامه تشخیص دهد.

اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: The experienced chef could anticipate the needs of the kitchen before they arose .

آشپز با تجربه می‌توانست نیازهای آشپزخانه را قبل از به وجود آمدن پیش‌بینی کند.

the best bet [عبارت]
اجرا کردن

بهترین راه یا گزینه ممکن

Ex: Seeking professional advice is the best bet for navigating complex legal matters .
wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار

Ex: Their relationship faced a wall of misunderstandings and miscommunications .

رابطه آنها با یک دیوار از سوء تفاهم ها و ارتباطات نادرست روبرو شد.

اجرا کردن

قراردادی

Ex: Her conventional approach to problem-solving is appreciated by her colleagues , who prefer traditional methods .

رویکرد مرسوم او در حل مسئله توسط همکارانش که روش‌های سنتی را ترجیح می‌دهند، مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها