واژگان پیشرفته برای GRE - ظاهر ممکن است فریبنده باشد!

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره ظاهر، مانند "سختگیر"، "کدر"، "متورم" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان پیشرفته برای GRE
amorphous [صفت]
اجرا کردن

بی‌شکل

Ex: The blob of clay remained amorphous until shaped by the sculptor .
austere [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: The artist 's work was noted for its austere beauty , focusing on pure form and subtlety rather than elaborate detail .

کار هنرمند به دلیل زیبایی ساده و بی‌آلایشش مورد توجه قرار گرفت، که بر فرم خالص و ظرافت تمرکز داشت به جای جزئیات پیچیده.

cadaverous [صفت]
اجرا کردن

رنگ پریده و نزار

Ex: The homeless man 's cadaverous face revealed years of hardship and struggle .

چهره مرده‌وار مرد بی‌خانمان سال‌های رنج و مبارزه را آشکار می‌کرد.

ethereal [صفت]
اجرا کردن

زیبا و باظرافت

Ex: The ethereal scent of jasmine filled the garden , transporting visitors to a dreamlike state .

عطر ملکوتی یاسمن باغ را پر کرد و بازدیدکنندگان را به حالتی رویایی برد.

اجرا کردن

ناجور

Ex: The company 's product line was heterogeneous , offering a variety of goods to meet different consumer needs .

خط تولید شرکت ناهمگن بود، که انواع کالاها را برای برآوردن نیازهای مختلف مصرف‌کنندگان ارائه می‌داد.

homogeneous [صفت]
اجرا کردن

یک‌جور

Ex: The organization aimed to create a homogeneous environment where everyone felt included and valued .

سازمان قصد داشت محیطی همگن ایجاد کند که در آن همه احساس شمول و ارزشمندی کنند.

incongruous [صفت]
اجرا کردن

نامتجانس

Ex: The loud , upbeat music was incongruous with the solemn tone of the funeral .

موسیقی بلند و شاد با فضای جدی مراسم تشییع جنازه ناهمخوان بود.

lackluster [صفت]
اجرا کردن

مات

Ex: His lackluster gaze betrayed his exhaustion and lack of enthusiasm .

نگاه کدر او خستگی و کمبود اشتیاقش را فاش کرد.

opaque [صفت]
اجرا کردن

مات

Ex: The fog was so thick it rendered everything opaque , obscuring visibility .

مه آنقدر غلیظ بود که همه چیز را کدر کرد و دید را مبهم ساخت.

peripheral [صفت]
اجرا کردن

محیطی

Ex: The peripheral regions of the country experience different climatic conditions compared to the central areas .

مناطق حاشیه‌ای کشور شرایط آب‌وهوایی متفاوتی را در مقایسه با مناطق مرکزی تجربه می‌کنند.

pronounced [صفت]
اجرا کردن

معلوم

Ex:

سبک منحصر به فرد هنرمند در آخرین نمایشگاه او بارز بود، که کار او را به راحتی قابل تشخیص می‌کرد.

sardonic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: The film ’s protagonist often used sardonic humor to mask his bitterness towards society .

قهرمان فیلم اغلب از طنز تلخ برای پنهان کردن تلخی‌اش نسبت به جامعه استفاده می‌کرد.

specious [صفت]
اجرا کردن

ظاهری زیبا و فریبنده

Ex: The advertisement was filled with specious statements designed to mislead consumers .

تبلیغات پر از اظهارات فریبنده بود که برای گمراه کردن مصرف کنندگان طراحی شده بود.

اجرا کردن

محرمانه

Ex: The child 's surreptitious nibbling of cookies went unnoticed .

جویدن مخفیانه کلوچه‌ها توسط کودک مورد توجه قرار نگرفت.

tenuous [صفت]
اجرا کردن

بسیار نازک یا ظریف

Ex: The spider 's web was so tenuous that even the slightest breeze could break it .

تار عنکبوت آنقدر نازک بود که حتی ملایم‌ترین نسیم هم می‌توانست آن را پاره کند.

turgid [صفت]
اجرا کردن

پرطمطراق

Ex: She found the politician ’s turgid speech more confusing than enlightening .

او سخنرانی پرطمطراق سیاستمدار را بیشتر گیج‌کننده تا روشنگر یافت.

to dovetail [فعل]
اجرا کردن

مطابقت داشتن

Ex: The budget adjustments were made to dovetail with the revised financial forecasts .

تنظیمات بودجه برای همخوانی با پیش‌بینی‌های مالی تجدید نظر شده انجام شد.

اجرا کردن

مسحور کردن

Ex: The singer 's powerful voice mesmerized the audience , leaving them spellbound .

صدای قدرتمند خواننده تماشاگران را مسحور کرد و آنها را مبهوت گذاشت.

disposition [اسم]
اجرا کردن

حالت

Ex: His naturally skeptical disposition led him to question the validity of the new policy .

خصلت طبیعی شکاک او باعث شد که اعتبار سیاست جدید را زیر سوال ببرد.

fringe [اسم]
اجرا کردن

حاشیه

Ex: The artist ’s work was celebrated on the fringe of the art world , often overlooked by mainstream critics .

کار هنرمند در حاشیه دنیای هنر جشن گرفته شد، اغلب توسط منتقدان جریان اصلی نادیده گرفته شد.

goose bumps [اسم]
اجرا کردن

مو به تن سیخ شدن

Ex: When he proposed to her , she felt a rush of emotions , and goose bumps appeared on her skin .

وقتی که به او پیشنهاد ازدواج داد، او موجی از احساسات را تجربه کرد و مو بر بدنش سیخ شد.

semblance [اسم]
اجرا کردن

ظاهر فریبنده

Ex: They put on a semblance of friendliness to avoid confronting the real issues between them .

آنها ظاهری از دوستی نشان دادند تا از مواجهه با مسائل واقعی بین خود اجتناب کنند.

eclectic [صفت]
اجرا کردن

گلچین‌شده

Ex: Her wardrobe was eclectic , mixing designer pieces with thrift store finds for a unique look .

کمد لباس او انتخابی بود، که قطعات طراحان را با یافته‌های فروشگاه‌های دست دوم برای ظاهری منحصر به فرد ترکیب می‌کرد.

اجرا کردن

راستی‌نمایی

Ex: The inclusion of genuine artifacts in the exhibit added verisimilitude , enhancing the educational value of the display .

گنجاندن آثار واقعی در نمایشگاه، واقع‌نمایی را افزود و ارزش آموزشی نمایش را افزایش داد.