صورت
چهره او زمانی که دوست گمشده قدیمی خود را دید که نزدیک میشود، روشن شد.
در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ظاهر مانند "countenance"، "allure" و "charm" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
صورت
چهره او زمانی که دوست گمشده قدیمی خود را دید که نزدیک میشود، روشن شد.
حالت (چهره)
حالت چهره
نگاه تعجب او آشکار بود وقتی که میهمان غیرمنتظره را دید.
جذابیت جنسی
جذابیت مدل با ظرافت طبیعی او افزایش یافت.
تغییر اساسی (در ظاهر)
تغییر چهره آرایشگر اعتماد به نفس او را متحول کرد.
جاذبه جنسی
جذابیت جنسی خشن او توجه را به خود جلب میکرد هر کجا که میرفت.
هیکل
در برخی فرهنگها، یک فیگور پرتر به عنوان نشانهای از سلامت و زیبایی جشن گرفته میشود، در حالی که در دیگران، یک فیگور لاغر آرمانی شده است.
رنگ پوست
هوای سرد چهره او را رنگ پریده و کدر کرده بود.
حالت بدن
تمرین وضعیت، وضعیت قوی و ثبات هستهای را توسعه میدهد.
جذابیت
آنها بر جذابیت محصول برای مخاطبان جوان تمرکز کردند.
گیرایی
جذابیت او کمبود تجربهاش را پنهان میکرد.
جذبه
کاریزما بازیگر هر نقشی که بازی کرد را فراموشنشدنی کرد.
زیبایی فیزیکی
ظاهر خوب به تنهایی موفقیت در صنعت را تضمین نمیکند.
جاذبه
جذابیت شهرت و ثروت بسیاری از بازیگران مشتاق را به هالیوود کشاند.
وقار
چیدمان میز ظرافت و پیچیدگی را منعکس میکرد.
زیبایی
بازیگر برای ظرافت و زیبایی اش مورد تحسین قرار گرفت.
چیزی که نمیتوان توصیفش کرد
نقاشی دارای je ne sais quoi فراتر از مهارت فنی آن بود.
فریبندگی
عکاسی مجله مد قصد داشت جلوه لباسهای لوکس را به نمایش بگذارد.