فهرست واژگان سطح B1 - آبوهوا
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد آب و هوا، مانند "رعد و برق"، "آفتاب"، "مرطوب" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the event during which the sun comes up

طلوع آفتاب
رنگهای آسمان در هنگام طلوع خورشید نفسگیر بود.
the event during which the sun goes down

غروب آفتاب
او عاشق نقاشی مناظر است، به ویژه صحنههای غروب آفتاب.
the sun's light and heat

تابش خورشید, نور یا گرمای خورشید
باغ در نور خورشید فراوان رشد کرد.
an area that becomes darker and cooler because sunlight is blocked by an object

سایه
نیمکت باغ در سایه برای راحتی قرار داده شد.
the loud crackling noise that is heard from the sky during a storm

تندر, رعد
ما رعد دور را شنیدیم و فهمیدیم که طوفان در حال نزدیک شدن است.
a bright flash, caused by electricity, in the sky or one that hits the ground from within the clouds

آذرخش, رعدوبرق
صاعقه برای لحظهای کوتاه تمام منظر را روشن کرد.
the event of rain falling from the sky

بارندگی, بارش باران
این منطقه در فصل بارانهای موسمی بارندگی سنگینی را تجربه میکند.
the event during which snow begins to fall from the sky

بارش برف
کلبه دنج پناهگاهی عالی در برابر سرما ارائه میداد، با آتش ترق ترق کننده و پنجرههایی که منظره نفسگیر بارش برف را در بیرون قاب میکرد.
a brief period of rain or snow

رگبار (باران یا برف), بارش
پیشبینی آب و هوا بارش برف را در طول روز پیشبینی کرد.
a heavy rainfall

باد و باران, باران شدید
آنها به دلیل نزدیک شدن یک طوفان بارانی پیکنیک را لغو کردند.
a heavy fall of snow with a strong wind

کولاک, طوفان برف
او بعد از طوفان برف برف را از روی ماشینش پاک کرد.
drops of water that have fallen from the sky as rain

آب باران
کشاورز آب باران را جمع آوری کرد تا در تابستان محصولات را آبیاری کند.
a single droplet of water that falls from the sky

قطره باران
هر قطره باران با گرفتن نور از چراغ خیابان میدرخشید.
a unique small piece of snow fallen from the sky

دانه برف
کودکان دانههای برف را با زبانشان میگرفتند در حالی که در سرزمین عجایب زمستانی بازی میکردند.
to rain heavily and in a large amount

باران شدید آمدن
پیشبینی آب و هوا پیشبینی کرد که تمام شب باران شدید خواهد بارید.
(of a river) to become filled and overflown with water and spread it onto the surrounding lands

طغیان کردن
پس از روزها باران شدید، رودخانه در نهایت طغیان کرد، که مسیرهای حمل و نقل را مختل کرد.
(of the climate) having a lot of moisture in the air, causing an uncomfortable and sticky feeling

مرطوب (آبوهوا), دمدار
او در آب و هوای مرطوب احساس عرق کردن و ناراحتی کرد.
slightly wet, particularly in an uncomfortable way

مرطوب, نمناک
لباسهایش از باران نم نم سبک در طول پیادهروی مرطوب شد.
turned into ice because of cold weather

یخزده
زمین یخ زده کاشت هر چیزی در باغ را غیرممکن کرد.
a period of hot weather, usually hotter and longer than before

موج گرما
در طول موج گرما اخیر، دما به رکوردهای بالایی رسید و بیرون رفتن را برای مردم دشوار کرد.
(of the weather) sunny and clear

مطبوع (آبوهوا), خوب
پیشبینیها هوای خوب را برای تمام هفته پیشبینی میکنند، که برای تعطیلات ساحلی ایدهآل است.
describing the weather when there is no wind or storm

آرام (هوا)
ما از یک روز آرام در ساحل لذت بردیم، با آسمانی صاف و بدون باد.
a heavy fall of hail during a storm

رگبار تگرگ, توفان تگرگ
ما مجبور شدیم در طول تگرگ ناگهانی پناهگاهی پیدا کنیم.
so cold that is uncomfortable or harmful

بسیار سرد
دمای یخبندان ساکنان را مجبور کرد تا چند لایه لباس بپوشند و در داخل خانه بمانند تا از سرمای گزنده در امان بمانند.
a prediction or estimate of future events, often related to weather or conditions

پیشبینی آبوهوا
کشاورزان برای برنامهریزی کاشت به پیشبینی متکی هستند.
(of the sun or other celestial objects) to move out of view when going below the horizon

غروب کردن
همیشه آرامشبخش است که بعد از یک روز طولانی تماشای غروب خورشید را ببینیم.
(of the sun) to come up from the horizon

طلوع کردن (آفتاب)
همانطور که کشتی به سمت شرق حرکت میکرد، مسافران روی عرشه جمع شدند تا طلوع خورشید را از گستره وسیع اقیانوس ببینند.
(of the weather) to be very cold

بسیار سرد بودن (هوای زیر صفر درجه)
در طول طوفان زمستانی، انتظار میرود دما یخ بزند، که شرایط خطرناکی در جادهها ایجاد میکند.
(of something in solid form) to turn into liquid form by being subjected to heat

آب شدن, ذوب شدن
پیشبینی میکند که بستنی در آفتاب بعدازظهر ذوب خواهد شد.
(of the sun) to produce and direct light

تابیدن
خورشید در آسمان آبی صاف به شدت میدرخشید، زمین زیر را گرم میکرد.
rain containing a great deal of acidic chemicals, caused by air pollution, which can harm the environment

باران اسیدی
سنگقبرهای مرمر در گورستان قدیمی نشاندهنده حفرههایی بود که در اثر قرارگیری طولانیمدت در معرض باران اسیدی ایجاد شده بود.
a strong wind, mostly in a desert, that lifts particles of sand and blows them around

طوفان شن