کتاب 'انگلیش فایل' پیشمقدماتی - درس 10B
در اینجا واژگان درس 10B از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "زیر"، "در امتداد"، "تونل" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of alarms) to start making a lot of noise as a warning or signal

به صدا در آمدن, زنگ خوردن
هنگامی که در حال آشپزی بودم، هشداردهنده دود به صدا درآمد، بنابراین پنجره را باز کردم تا دود خارج شود.
to no longer be asleep

بیدار شدن
من هر صبح زود بیدار میشوم تا برای دویدن بروم.
to get on our feet and stand up

بلند شدن, برخاستن
او از دانشآموزان خواست که از میزهای خود بلند شوند و یک دایره تشکیل دهند.
to leave the house and attend a specific social event to enjoy your time

بیرون رفتن
آنها برنامه ریزی کردند که برای تماشای فیلم و بستنی بیرون بروند.
to stop trying when faced with failures or difficulties

تسلیم شدن
وقتی با معماي چالش برانگیز روبرو شد، وسوسه شد که دست بکشد، اما پايداری کرد و آن را حل کرد.
in or to a position lower than and directly beneath something

زیر, تحت
گربه زیر میز پنهان شد وقتی صدای بلندی شنید.
a structure built over a river, road, etc. that enables people or vehicles to go from one side to the other

پل
پل معلق بر روی دره امتداد داشت و مناظر نفسگیری را در پایین ارائه میداد.
in the direction of a road, path, etc., indicating a forward movement

در امتداد
ماشین به آرامی در امتداد جاده حرکت میکرد.
a public path for vehicles in a village, town, or city, usually with buildings, houses, etc. on its sides

خیابان
من با دقت از خیابان در محل عبور عابر پیاده رد شدم.
having a circular shape, often spherical in appearance

گرد
ساعت گرد روی دیوار با ریتم منظمش دقیقهها را میشمرد.
in every direction surrounding a person or object

اطراف
بچهها دور آتش کمپ نشسته بودند و داستان میگفتند.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.
a passage dug through or under a mountain or a structure, typically for cars, trains, people, etc.

تونل
ما از یک تونل تاریک که در دامنه کوه حفر شده بود رانندگی کردیم.
to the inner part or a position inside a place

به داخل
او به استخر شیرجه زد و به طرف دیگر شنا کرد.
a building or place that sells goods or services

مغازه
فروشگاه در گوشه، صنایع دستی و سوغاتیهای دستساز میفروشد.
on the opposite side of a given area or location

آنطرف, آنسو
او به دوستش از آن طرف اتاق دست تکان داد.
a wide path made for cars, buses, etc. to travel along

جاده
شهر جاده را برای مدیریت ترافیک بیشتر گسترش داد.
across from one side to the other

آنسوی, آنطرف
او به طرف دیگر اتاق نگاه کرد تا توجه او را جلب کند.
at or toward a higher level or position

به سمت بالا
او به بالا رسید و چراغ را روشن کرد.
a series of flat surfaces used for going up or down

پله
پلکان مارپیچ به سمت عرشه مشاهده برج پیچید، با هر گام که مناظر نفسگیر شهر زیرین را ارائه میداد.
from one side of something to the other

از مقابل
قطار به سرعت از کنار روستاهای کوچک در طول مسیر گذشت.
a building where Christians go to worship and practice their religion

کلیسا
او در کلیسا شمعی روشن کرد تا برای عزیزانش دعا کند.
in the direction of a particular person or thing

بهسوی, بهطرف
او به سمت صندلی خالی کنارش اشاره کرد.
toward a lower position or level

پایین, به سمت پایین
بچهها از سرسره در زمین بازی پایین سر خوردند، در حالی که در شن فرود آمدند میخندیدند.
