کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی - درس 10ب

در اینجا واژگان درس 10B از کتاب درسی English File Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "زیر"، "در امتداد"، "تونل" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'انگلیش فایل' پیش‌مقدماتی
to go off [فعل]
اجرا کردن

به صدا در آمدن

Ex: The timer on the oven went off to let me know the cake was ready .

تایمر فر به صدا درآمد تا به من بگوید کیک آماده است.

to wake up [فعل]
اجرا کردن

بیدار شدن

Ex: They usually wake up at 7 o'clock on weekdays .

آن‌ها معمولاً در روزهای هفته ساعت 7 بیدار می‌شوند.

to get up [فعل]
اجرا کردن

بلند شدن

Ex: The athlete got up quickly after taking a fall during the race .

ورزشکار پس از زمین خوردن در مسابقه سریع بلند شد.

to go out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex: They often go out on weekends to explore new restaurants .

آن‌ها اغلب آخر هفته‌ها بیرون می‌روند تا رستوران‌های جدید را کشف کنند.

to give up [فعل]
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: It ’s easy to give up when things get tough , but perseverance is key .

وقتی کارها سخت می‌شود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.

under [حرف اضافه]
اجرا کردن

زیر

Ex: The dog crawled under the fence to escape from the yard .

سگ از زیر نرده خزید تا از حیاط فرار کند.

bridge [اسم]
اجرا کردن

پل

Ex: They drove across the bridge to visit the neighboring town .

آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.

along [قید]
اجرا کردن

در امتداد

Ex:

سگ با خوشحالی در امتداد او می‌دوید.

street [اسم]
اجرا کردن

خیابان

Ex: They walked down the busy street , lined with shops and restaurants .

آنها در خیابان شلوغی که با مغازه‌ها و رستوران‌ها پوشیده شده بود، راه رفتند.

round [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The round moon shone brightly in the night sky , casting a soft glow .

ماه گرد در آسمان شب به روشنی می‌درخشید و نوری نرم می‌پراکند.

around [حرف اضافه]
اجرا کردن

اطراف

Ex: Fog gathered quietly around the lake .

مه به آرامی دور دریاچه جمع شد.

lake [اسم]
اجرا کردن

دریاچه

Ex: The path around the lake was perfect for a morning jog .

مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.

tunnel [اسم]
اجرا کردن

تونل

Ex: The city constructed a new tunnel to ease congestion on the roads .

شهر یک تونل جدید برای کاهش ترافیک جاده‌ها ساخت.

into [حرف اضافه]
اجرا کردن

به داخل

Ex: The detective followed the suspect into the dark alley , keeping a safe distance .
shop [اسم]
اجرا کردن

مغازه

Ex:

او در تعطیلات تابستانی خود نیمه وقت در یک کافی شاپ کار کرد.

across [حرف اضافه]
اجرا کردن

آن‌طرف

Ex: The bookshelf is across the hall from the bedroom .

قفسه کتاب روبه‌روی راهرو از اتاق خواب است.

road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The old town is accessible by a charming narrow cobblestone road .

شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.

over [قید]
اجرا کردن

آن‌سوی

Ex:

آن‌ها به طرف میز بعدی رفتند تا به دوستانشان بپیوندند.

up [قید]
اجرا کردن

به سمت بالا

Ex:

بالا رفتن بالا بیش از آنچه که انتظار داشت تلاش برد.

step [اسم]
اجرا کردن

پله

Ex:

پله‌های مرمرین پلکان بزرگ در نور ملایم لوستر در لابی عمارت می‌درخشید.

past [قید]
اجرا کردن

از مقابل

Ex:

دونده‌ها صبح زود از کنار دریاچه دویدند.

church [اسم]
اجرا کردن

کلیسا

Ex: The stained glass windows in the church depicted scenes from the Bible .

پنجره‌های شیشه‌رنگی در کلیسا صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشید.

toward [حرف اضافه]
اجرا کردن

به‌سوی

Ex: The dog ran toward its owner when she called its name .
down [حرف اضافه]
اجرا کردن

پایین

Ex: The hiker made his way down the mountain trail , enjoying the beautiful scenery along the way .

کوهنورد به پایین مسیر کوهستان رفت و از مناظر زیبای مسیر لذت برد.

out [حرف اضافه]
اجرا کردن

به بیرون

Ex: The dog dashed out the house before anyone could stop it .

سگ قبل از اینکه کسی بتواند جلویش را بگیرد از خانه بیرون دوید.

through [حرف اضافه]
اجرا کردن

از میان

Ex: Water rushed through the pipe and spilled into the reservoir .

آب از میان لوله شتافت و به مخزن ریخت.