همکار
همکار من بینشهای ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.
در اینجا واژگان درس 5B از کتاب درسی English File Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "همکار"، "بحث کردن"، "پیشنهاد دادن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
همکار
همکار من بینشهای ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.
دوست
مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت میبرد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.
مخالفت کردن
در طول جلسه، مجبور شدم با این ایده که استراتژی بازاریابی ما بیاثر بوده بحث کنم، و بازخوردهای مثبتی که دریافت کرده بودیم را برجسته کنم.
صحبت کردن (درمورد چیزی)
مدیر اهداف فروش را با کارکنان بحث کرد.
همکلاسی
او اغلب با همکلاسیهایش در کتابخانه در طول هفته امتحانات درس میخواند.
دوست نزدیک
یک دوست نزدیک اغلب میتواند دیدگاه متفاوتی در مورد مشکلات ارائه دهد، به شما کمک میکند تا چیزها را در نور جدیدی ببینید.
زوج
زوج جوان تصمیم گرفتند با هم یک توله سگ را به فرزندی قبول کنند.
نامزد (مرد)
بعد از نامزدی، زوج خبر هیجانانگیز خود را به دوستان و خانواده اعلام کردند و به یکدیگر به عنوان نامزد خود اشاره کردند.
نامزد (زن)
عروس از شروع برنامهریزی برای عروسی هیجانزده بود و طرح رنگ و تم مراسم را انتخاب کرد.
همخانه
آنها موافقت کردند که صورتحسابها را به طور مساوی بین خود و همخانهایشان تقسیم کنند.
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
پیشنهاد ازدواج کردن
عضو
اعضای کمیته هفته آینده در مورد پیشنهاد رأی خواهند داد.
فامیل
او یک خویشاوند از خانواده سلطنتی است، هرچند دور.
بودن
دیدن کاهش کیفیت محصول ناامید کننده است.
شدن
روشن شد که آنها برای ارائه آماده نبودند.
بهم زدن (رابطه عاشقانه)
آنها پس از دو سال رابطه تصمیم به جدایی گرفتند.
ازدواج کردن
پیش رفتن
سرمایهگذاریهای مالی او پیشرفت فوقالعادهای داشتهاند که منجر به سودهای قابلتوجهی شدهاست.
رابطه رمانتیک داشتن
دیگر با کسی در تماس نبودن