شهر (کوچک)
آنها شهر را برای تعطیلات و مناسبتهای خاص تزئین میکنند.
در اینجا واژگان واحد 9 از کتاب درسی Headway Elementary را پیدا خواهید کرد، مانند "مجسمه"، "تالار شهر"، "صندوق پستی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
شهر (کوچک)
آنها شهر را برای تعطیلات و مناسبتهای خاص تزئین میکنند.
کشور
کشور استقلال خود را با رژه بزرگ و آتش بازی جشن گرفت.
روستا
میدان روستا قلب فعالیتهای اجتماعی بود، جایی که مردم محلی برای گپ زدن و استراحت جمع میشدند.
خیابان
آنها در خیابان شلوغی که با مغازهها و رستورانها پوشیده شده بود، راه رفتند.
میدان
او روی نیمکتی در میدان نشست و کتابی خواند.
ورزشگاه
همانطور که خورشید غروب میکرد، چراغهای استادیوم زمین را روشن کردند و شروع بازی بیسبال شب را اعلام کردند.
بازار
بازار ماهی با فعالیت شلوغ بود در حالی که ماهیگیران صید روز خود را تخلیه میکردند.
بانک
آنها به بانک مراجعه کردند تا برای خرید ماشین وام بگیرند.
ساختمان شورا یا شهرداری
شهروندان میتوانند به اسناد عمومی در شهرداری دسترسی داشته باشند.
موزه
او از آثار هنری نمایش داده شده در موزه تحسین کرد.
مجسمه
بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی میدارد، احترام خود را ابراز کردند.
ساختمان اداری
از بالاترین طبقه بلوک اداری، میتوانید تمام خط افق شهر را ببینید.
قلعه
پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگیهای تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.
مرکز خرید
مرکز خرید پر از خریداران تعطیلات بود.
کلیسا
پنجرههای شیشهرنگی در کلیسا صحنههایی از کتاب مقدس را به تصویر میکشید.
کلیسای جامع
مزرعه
درست خارج از شهر یک مزرعه زیبا از آفتابگردانها وجود دارد.
مزرعه
مزرعه یک آسیاب بادی قدیمی داشت که زمانی آب را برای کل ملک پمپاژ میکرد.
چوب
دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.
پل
آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.
میخانه
او یک پینت آبجو در مشروبفروشی دنج محله سفارش داد.
راه
مسیر باغ با برگهای پاییزی پوشیده شده بود.
رودخانه
رودخانه پهن بود، و ما مجبور شدیم با استفاده از یک پل از آن عبور کنیم.
کلبه
کلبه قدیمی در حاشیه روستا به زیبایی بازسازی شده است.
تپه
مزرعه با تپههای موجدار احاطه شده بود.
صندوق پست
فراموش نکنید که بسته را قبل از مهلت در صندوق پستی قرار دهید.
دریاچه
مسیر دور دریاچه برای دویدن صبحگاهی عالی بود.
بلند
مردم اغلب به او به خاطر بلند و لاغر بودنش تعریف میکنند.
گران
او یک ساعت گرانقیمت به عنوان هدیه برای پدرش خرید.
ارزان
رستوران غذاهای خوشمزه را با قیمتهای ارزان سرو میکند.
داغ
دسته فلزی وقتی در آفتاب گذاشته شد داغ شد.
سرد
تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.
خیس
شن مرطوب برای ساختن قلعه شنی عالی بود.
خوب
فروشگاه مجموعهای از محصولات خوب را ارائه میدهد که دوام بیشتری دارند.
خونگرم
او همیشه با همه کسانی که ملاقات میکرد دوستانه رفتار میکرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا میکرد.
شلوغ
ساحل شلوغ با خانوادههایی که از هوای آفتابی لذت میبردند، شلوغ بود.
مؤدب
گردشگر مؤدب به صورت محترمانه راهنمایی خواست.
زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
ساله (برای بیان سن)
ساختمان صد سال قدیمی است و اخیراً بازسازی شده است.
خوب
کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.