کتاب 'تاپ ناچ' 2A - واحد 4 - درس 3
در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 3 در کتاب درسی Top Notch 2A را پیدا خواهید کرد، مانند "لوکس"، "کابریولت"، "اندازه کامل" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the characteristic of being exceptionally expensive, offering superior quality and exclusivity

تجملات
او از لوکس بودن قایق تفریحی شگفتزده شد، که با بهترین مواد و فناوری مجهز شده بود.
a road vehicle that has four wheels, an engine, and a small number of seats for people

خودرو, اتومبیل، ماشین
ماشین پدرم نیاز به تعویض روغن دارد.
a class or group of people or things that have common characteristics or share particular qualities

نوع, جور، گونه
محیطزیستشناسان تأثیر آلودگی بر انواع مختلف اکوسیستمها را مطالعه میکنند.
having a standard or regular size, without being exceptionally large or small

با اندازه استاندارد, سایز معمولی
او یک میز تماماندازه را برای دفتر کار خانگی خود ترجیح میدهد.
a car having a closed body with two or four doors and a separated trunk in the back

خودرو سواری
سدان فضای زیادی برای پاهای مسافران در صندلی عقب داشت.
an automobile that is smaller than a full-sized car, making it easier to drive and park in tight spaces

خودرو کامپکت
آنها برای سفر جادهای خود یک ماشین جمع و جور را انتخاب کردند، با اولویت دادن به بازدهی سوخت و قابلیت مانور آسان.
a car that has a foldable or detachable roof

خودروی کروکی, خودرو با سقف جمعشونده
سقف کابریولت پایین بود در حالی که آنها در امتداد ساحل رانندگی میکردند.
a small, fast, and low car that has a powerful engine, usually seats two people, and often has a removable or foldable roof

خودروی اسپورت, اتومبیل کورسی
ماشین اسپورت به سرعت شتاب گرفت و تمام وسایل نقلیه دیگر را پشت سر گذاشت.
a longer-bodied vehicle with a rear cargo area that is part of the passenger compartment, often with a rear hatchback or tailgate for cargo access

استیشن واگن (ماشین), ماشین کبریتی
استیشن واگن فضای زیادی برای کل خانواده داشت.
a large car that is similar to a van and can seat up to eight or nine people

مینیون (اتومبیل)
مینیون فضای زیادی برای بچهها و تجهیزات ورزشیشان داشت.
a big vehicle without back windows, smaller than a truck, used for carrying people or things

ون, کامیونت
ون تحویل در مقابل خانه توقف کرد، آماده تحویل یک بسته.
a large car in which the engine delivers power to all four wheels

ماشین شاسیبلند
او یک وسیله نقلیه چندمنظوره ورزشی را به دلیل راحتی و موقعیت رانندگی بالاتر ترجیح داد.
