کتاب 'تاپ ناچ' 2A - واحد 4 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 1 در کتاب درسی Top Notch 2A را پیدا خواهید کرد، مانند "چراغ عقب"، "ضربه گیر"، "خارجی"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 2A
exterior [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Exterior lights were installed along the pathway for better visibility .

چراغ‌های خارجی در مسیر برای دید بهتر نصب شدند.

headlight [اسم]
اجرا کردن

چراغ جلو (ماشین)

Ex: The mechanic checked the headlights to ensure they were working properly .

مکانیک چراغ‌های جلو را بررسی کرد تا مطمئن شود که به درستی کار می‌کنند.

engine [اسم]
اجرا کردن

موتور

Ex: The boat 's engine failed , leaving them stranded in the middle of the lake .

موتور قایق از کار افتاد و آنها را در وسط دریاچه رها کرد.

hood [اسم]
اجرا کردن

کاپوت (اتومبیل)

Ex: A layer of dust had accumulated on the hood , indicating the car had n't been driven in months .

لایه‌ای از گرد و غبار روی کاپوت جمع شده بود، که نشان می‌داد ماشین برای ماه‌ها رانده نشده است.

اجرا کردن

برف‌پاک‌کن

Ex: He adjusted the speed of the windshield wiper to match the intensity of the falling snow .

او سرعت برف پاک کن را تنظیم کرد تا با شدت بارش برف مطابقت داشته باشد.

sunroof [اسم]
اجرا کردن

سانروف

Ex: The sunroof leaked during the heavy rain .

سقف بازشونده در باران شدید نشت کرد.

trunk [اسم]
اجرا کردن

صندوق‌عقب

Ex: He opened the trunk to retrieve the spare tire for a roadside tire change .

او صندوق عقب را باز کرد تا لاستیک زاپاس را برای تعویض لاستیک در کنار جاده بردارد.

tail light [اسم]
اجرا کردن

چراغ عقب (وسایل نقلیه)

Ex: The tail light flashed when the driver applied the brakes .

چراغ عقب هنگامی که راننده ترمز کرد روشن شد.

turn signal [اسم]
اجرا کردن

راهنما (اتومبیل)

Ex: It ’s important to use your turn signal well in advance to give other drivers enough notice .

استفاده از چراغ راهنما در زمان مناسب برای آگاهی دادن به رانندگان دیگر بسیار مهم است.

bumper [اسم]
اجرا کردن

سپر (اتومبیل)

Ex: The mechanic inspected the bumper for any hidden damage after the crash .

مکانیک پس از تصادف، ضربهگیر را برای یافتن هرگونه آسیب پنهان بررسی کرد.

tire [اسم]
اجرا کردن

لاستیک چرخ

Ex: She bought new all-season tires to improve handling and safety in various weather conditions .

او تایرهای جدید همه‌فصلی خرید تا هندلینگ و ایمنی را در شرایط مختلف آب و هوایی بهبود بخشد.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره

Ex: She waved to her friend from the window as they walked by .

او از پنجره به دوستش دست تکان داد در حالی که آنها رد می‌شدند.

door [اسم]
اجرا کردن

در

Ex: She closed the bedroom door to have some privacy .

او در اتاق خواب را بست تا کمی حریم خصوصی داشته باشد.

interior [اسم]
اجرا کردن

داخل

Ex: The interior of the house was decorated in a modern style .

داخلی خانه به سبک مدرن تزئین شده بود.

اجرا کردن

فرمان ماشین

Ex: She noticed a problem with the steering wheel when it became difficult to turn while driving .

او متوجه مشکلی در فرمان شد وقتی که در حین رانندگی چرخاندن آن سخت شد.

horn [اسم]
اجرا کردن

بوق

Ex: The bus driver honked the horn to alert the waiting passengers .

راننده اتوبوس بوق زد تا مسافران منتظر را آگاه کند.

dashboard [اسم]
اجرا کردن

داشبورد (اتومبیل)

Ex: He tapped the dashboard to check if the air conditioning was working .

او به داشبورد ضربه زد تا بررسی کند که آیا کولر کار می‌کند یا نه.

gas pedal [اسم]
اجرا کردن

پدال گاز

Ex: He quickly released the gas pedal to slow down before the stop sign .

او به سرعت پدال گاز را رها کرد تا قبل از علامت توقف سرعت را کم کند.

brake pedal [اسم]
اجرا کردن

پدال ترمز (اتومبیل)

Ex: The brake pedal was stiff , making it harder to stop the car .

پدال ترمز سفت بود، که توقف ماشین را سخت‌تر می‌کرد.

clutch [اسم]
اجرا کردن

پدال کلاچ

Ex: He released the clutch slowly to avoid stalling the car .

او کلاچ را به آرامی رها کرد تا از خاموش شدن ماشین جلوگیری کند.

gearshift [اسم]
اجرا کردن

دسته دنده

Ex: She practiced using the gearshift in a parking lot to get comfortable with the manual transmission .
اجرا کردن

آینه عقب (اتومبیل)

Ex: He noticed a car in the rearview mirror speeding up .

او متوجه یک ماشین در آینه عقب شد که در حال سرعت گرفتن بود.

seat belt [اسم]
اجرا کردن

کمربند ایمنی

Ex: It 's important for children to use a booster seat with a seat belt to be properly secured in the vehicle .

مهم است که کودکان از صندلی تقویتی با کمربند ایمنی استفاده کنند تا به درستی در وسیله نقلیه محافظت شوند.