کتاب 'تاپ ناچ' 2A - واحد 3 - درس 3

در اینجا شما واژگان از واحد 3 - درس 3 در کتاب درسی Top Notch 2A را پیدا خواهید کرد، مانند "آویز"، "امکانات"، "بیرون بر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 2A
hotel room [اسم]
اجرا کردن

اتاقِ هتل

Ex: They checked into their hotel room after a long flight .

آن‌ها پس از یک پرواز طولانی در اتاق هتل خود چک‌این کردند.

amenities [اسم]
اجرا کردن

تسهیلات

Ex: The cruise ship is renowned for its extensive amenities , including multiple dining options , entertainment venues , and a wellness center .

کشتی کروز به دلیل امکانات گسترده خود، از جمله گزینه‌های متعدد غذاخوری، مکان‌های تفریحی و یک مرکز سلامتی، معروف است.

towel [اسم]
اجرا کردن

حوله

Ex:

او بعد از دوش گرفتن خود را در یک حوله حمام گرم پیچید.

hanger [اسم]
اجرا کردن

چوب‌لباسی

Ex: Hooks on the wall served as hangers for hats and scarves .
iron [اسم]
اجرا کردن

اتو

Ex: The iron is hot , so be careful when touching it .

اتو داغ است، بنابراین در هنگام لمس آن مراقب باشید.

hair dryer [اسم]
اجرا کردن

سشوار

Ex: The hair dryer has different heat settings for styling .

سشوار دارای تنظیمات حرارتی مختلف برای حالت دادن است.

to make up [فعل]
اجرا کردن

درست کردن

Ex:

او بعد از صبحانه تختش را آراست.

room [اسم]
اجرا کردن

اتاق

Ex: I have a big room with a window .

من یک اتاق بزرگ با پنجره دارم.

اجرا کردن

کم کردن (صدا، دما و غیره)

Ex: Tomorrow , I will turn down the thermostat before leaving for work to save energy .

فردا، قبل از رفتن به کار ترموستات را کم می‌کنم تا انرژی ذخیره شود.

bed [اسم]
اجرا کردن

تخت‌خواب

Ex: I read a book before going to bed .

قبل از رفتن به تختخواب کتابی خواندم.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بلند کردن

Ex: The kids have to pick up their toys before bedtime .

بچه‌ها باید قبل از خواب اسباب‌بازی‌هایشان را بردارند.

laundry [اسم]
اجرا کردن

لباس‌های شسته‌شده

Ex: Please separate the white laundry from the colored clothes .

لطفاً لباس‌های سفید را از لباس‌های رنگی جدا کنید.

to bring up [فعل]
اجرا کردن

چیزی را بالا آوردن

Ex: We brought up the anchor on the boat before setting sail .

ما قبل از حرکت کشتی لنگر را بالا کشیدیم.

newspaper [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: The newspaper has a column where readers can write in and ask for advice .

روزنامه ستونی دارد که خوانندگان می‌توانند در آن بنویسند و درخواست مشاوره کنند.

اجرا کردن

گرفتن

Ex: The government decided to take the driver's license away due to multiple violations.

دولت تصمیم گرفت به دلیل تخلفات متعدد گواهینامه رانندگی را بازپس بگیرد.

dish [اسم]
اجرا کردن

ظرف

Ex: They baked a pie in a round ceramic dish .

آنها یک پای در یک ظرف سرامیکی گرد پختند.

اجرا کردن

سرویس اتاق (هتل)

Ex: She called room service to request extra towels and toiletries .

او به سرویس اتاق زنگ زد تا حوله و لوازم بهداشتی بیشتری درخواست کند.