کتاب 'تاپ ناچ' 2B - واحد 6 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 1 در کتاب درسی Top Notch 2B را پیدا خواهید کرد، مانند "اشتیاق"، "دیوانه"، "تحمل"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 2B
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

passion [اسم]
اجرا کردن

احساس شدید

Ex: Teaching with passion , he inspired his students to pursue their dreams and goals .

با شور و اشتیاق تدریس کردن، او دانش‌آموزانش را برای دنبال کردن رویاها و اهدافشان الهام بخشید.

eater [اسم]
اجرا کردن

خورنده

Ex: The child is a slow eater and takes ages to finish dinner .

کودک یک خورنده کند است و زمان زیادی طول می‌کشد تا شام را تمام کند.

drinker [اسم]
اجرا کردن

خوار (در ترکیب اسمی با یک نوشیدنی)

Ex: He became a water drinker after giving up sugary sodas .

او پس از ترک نوشابه‌های شیرین به یک نوشنده آب تبدیل شد.

addict [اسم]
اجرا کردن

معتاد

Ex: He never imagined he would become an addict , but his dependence on painkillers grew stronger after the accident .

او هرگز تصور نمی‌کرد که به یک معتاد تبدیل شود، اما وابستگی او به مسکن‌ها پس از حادثه قوی‌تر شد.

lover [اسم]
اجرا کردن

دوستدار

Ex: The café is a popular spot for coffee lovers .

کافه محل محبوبی برای علاقه‌مندان به قهوه است.

to stand [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: As a parent , you learn to stand the occasional chaos and mess that comes with having young children .

به عنوان یک والد، شما یاد می‌گیرید که تحمل کنید هرج و مرج و بی‌نظمی گاه‌به‌گاه همراه با داشتن فرزندان کوچک را.

to care [فعل]
اجرا کردن

اهمیت دادن

Ex: She cares deeply about the environment and recycles everything she can .

او عمیقاً به محیط زیست اهمیت می‌دهد و هر چه را که می‌تواند بازیافت می‌کند.

crazy [صفت]
اجرا کردن

شدیداً هیجان‌زده

Ex: She went crazy with excitement when she won the lottery .

وقتی که در قرعه‌کشی برنده شد از هیجان دیوانه شد.