کتاب 'تاپ ناچ' 2B - واحد 8 - پیش نمایش

در اینجا واژگان از واحد 8 - پیش نمایش در کتاب درسی Top Notch 2B را پیدا خواهید کرد، مانند "جواهرات"، "مجسمه"، "فکر برانگیز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 2B
kind [اسم]
اجرا کردن

نوع

Ex: The restaurant 's menu includes dishes from many kinds of cuisines , satisfying different tastes .

منوی رستوران شامل غذاهایی از انواع مختلف آشپزی است که ذائقه‌های مختلف را راضی می‌کند.

art [اسم]
اجرا کردن

هنر

Ex: I am learning the art of photography to capture moments in a creative way .

من در حال یادگیری هنر عکاسی هستم تا لحظات را به روشی خلاقانه ثبت کنم.

drawing [اسم]
اجرا کردن

نقاشی

Ex: The art class learned various techniques for shading and blending in their charcoal drawings .

کلاس هنر تکنیک‌های مختلف سایه‌زنی و ترکیب را در نقاشی‌های زغالی خود آموخت.

jewelry [اسم]
اجرا کردن

جواهر

Ex: The artisan crafted unique and handmade jewelry using silver and gemstones .

صنعتگر با استفاده از نقره و سنگ‌های قیمتی جواهرات منحصر به فرد و دست‌ساز ساخت.

fashion [اسم]
اجرا کردن

مد

Ex: The fashion magazine features tips on how to dress for different body types .

مجله مد نکاتی درباره نحوه پوشش برای انواع مختلف اندام ارائه می‌دهد.

sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه‌سازی

Ex:

مجسمه‌سازی به هنرمندان اجازه می‌دهد تا دیدگاه‌های خود را در سه بعد به زندگی تبدیل کنند.

pottery [اسم]
اجرا کردن

سفالگری

Ex: Pottery involves molding and firing clay to create durable kitchenware .

سفالگری شامل شکل‌دهی و پختن خاک رس برای ایجاد ظروف آشپزخانه بادوام است.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (هنر)

Ex:

او فرآیند نقاشی را آرامش‌بخش و درمانی می‌یابد.

photography [اسم]
اجرا کردن

عکاسی

Ex: She took a course to learn the basics of photography .

او برای یادگیری اصول اولیه عکاسی یک دوره گذراند.

beautiful [صفت]
اجرا کردن

زیبا

Ex: The actress is known for her beautiful smile .

بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The soccer game was very exciting , with both teams scoring in the final minutes .

بازی فوتبال بسیار هیجان‌انگیز بود، با هر دو تیم در دقایق پایانی گل زدند.

fascinating [صفت]
اجرا کردن

مجذوب‌کننده

Ex: The scientist 's discoveries about space are truly fascinating , expanding our understanding of the universe .

کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش می‌دهد.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.

اجرا کردن

تأمل‌برانگیز

Ex: The speaker delivered a thought-provoking presentation that challenged conventional wisdom and encouraged critical thinking .

سخنران یک ارائه اندیشه‌برانگیز انجام داد که خرد متعارف را به چالش کشید و تفکر انتقادی را تشویق کرد.

awful [صفت]
اجرا کردن

افتضاح

Ex: The weather was awful , with heavy rain and wind .

هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The movie was boring and I fell asleep halfway through it .

فیلم خسته‌کننده بود و من وسط آن خوابم برد.

weird [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: The magician did a weird trick that I still ca n't figure out .

شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمی‌توانم بفهمم.

silly [صفت]
اجرا کردن

احمق

Ex: She was being silly when she wore mismatched shoes on purpose .

او احمقانه رفتار می‌کرد وقتی که عمداً کفش‌های ناهماهنگ پوشید.

depressing [صفت]
اجرا کردن

افسرده‌کننده

Ex: Reading the depressing novel about loss and grief brought tears to her eyes .

خواندن رمان افسرده‌کننده درباره از دست دادن و اندوه اشک به چشمانش آورد.

feminine [صفت]
اجرا کردن

زنانه

Ex: The feminine aroma of the flowers filled the room with a sweet and delicate fragrance .

عطر زنانه گل‌ها اتاق را با رایحه‌ای شیرین و ظریف پر کرد.

masculine [صفت]
اجرا کردن

مردانه

Ex: Jack admired the masculine resilience and stoicism of the soldiers as they faced adversity on the battlefield .

جک به انعطاف‌پذیری مردانه و رواقی‌گری سربازان در مواجهه با سختی‌ها در میدان نبرد تحسین کرد.

unusual [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: His quiet behavior at the party was unusual .

رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.

practical [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: His practical knowledge of the industry helped him navigate challenges effectively .

دانش عملی او از صنعت به او کمک کرد تا چالش‌ها را به طور مؤثر پشت سر بگذارد.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: The museum had many interesting exhibits .

موزه نمایشگاه‌های جالب زیادی داشت.