کتاب 'تاپ ناچ' 2B - واحد 6 - درس 4

در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 4 در کتاب درسی Top Notch 2B را پیدا خواهید کرد، مانند "description"، "terrific"، "chewy" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 2B
food [اسم]
اجرا کردن

غذا

Ex: The children were hungry and eagerly devoured their food .

بچه ها گرسنه بودند و با اشتیاق غذای خود را خوردند.

description [اسم]
اجرا کردن

توصیف

Ex: Her description of the event was both detailed and engaging .

توضیح او از رویداد هم دقیق و هم جذاب بود.

terrific [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: Despite the challenging role , he delivered a terrific portrayal of the character , earning praise from critics and audiences alike .

علیرغم نقش چالش‌برانگیز، او تصویری عالی از شخصیت ارائه داد و تحسین منتقدان و تماشاگران را به دست آورد.

terrible [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد

Ex: The movie received terrible reviews from critics due to its poor plot and acting .

فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.

to look [فعل]
اجرا کردن

نگاه کردن

Ex: Look closely at the painting and try to identify the artist 's style .

به نقاشی نگاه دقیق بیندازید و سعی کنید سبک هنرمند را شناسایی کنید.

to smell [فعل]
اجرا کردن

بوی به‌خصوصی داشتن

Ex: The air smelled of salt and seaweed as we walked along the beach .

هوا بوی نمک و جلبک دریایی می‌داد در حالی که در کنار ساحل قدم می‌زدیم.

to taste [فعل]
اجرا کردن

مزه داشتن

Ex: The wine tasted of ripe berries and oak , with a smooth finish .

شراب طعم توت رسیده و بلوط داشت، با پایانی نرم.

spicy [صفت]
اجرا کردن

تند

Ex: He could n't handle the spicy chili sauce and reached for a glass of water to cool his burning mouth .

او نتوانست سس فلفل تند را تحمل کند و برای خنک کردن دهان سوزان خود به یک لیوان آب دست برد.

salty [صفت]
اجرا کردن

نمکی

Ex: She sprinkled some salty feta cheese on the salad .

او مقداری پنیر فتا شور روی سالاد پاشید.

sour [صفت]
اجرا کردن

ترش

Ex: The lemon juice was too sour for her to drink straight .

آب لیمو برای او خیلی ترش بود که مستقیم بنوشد.

chicken [اسم]
اجرا کردن

گوشت مرغ

Ex: She prepared a flavorful chicken curry with aromatic spices and coconut milk .

او یک کاری مرغ خوشمزه با ادویه‌های معطر و شیر نارگیل آماده کرد.

soft [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: She loved the soft texture of the cashmere sweater .

او بافت نرم پلیور کشمیر را دوست داشت.

hard [صفت]
اجرا کردن

سفت

Ex: The hard shell of the crab protects it from predators .

پوسته سخت خرچنگ آن را از شکارچیان محافظت می‌کند.

chewy [صفت]
اجرا کردن

جویدنی (غذا)

Ex:

آن‌ها دریافتند که کلوچه‌ها جویدنی و مرطوب هستند، با تکه‌های شکلات در هر گاز.

crunchy [صفت]
اجرا کردن

ترد

Ex: The crunchy snow cracked under their boots as they walked .

برف ترد زیر چکمه‌هایشان وقتی راه می‌رفتند صدا می‌کرد.