کتاب 'تاپ ناچ' 2B - واحد 8 - درس 2

در اینجا واژگان از واحد 8 - درس 2 در کتاب درسی Top Notch 2B را پیدا خواهید کرد، مانند "صنایع دستی"، "پیتچر"، "سرامیک"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' 2B
object [اسم]
اجرا کردن

شیء

Ex: In photography class , students learn how to capture objects in different lighting conditions .

در کلاس عکاسی، دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که چگونه اشیاء را در شرایط نوری مختلف ثبت کنند.

handicraft [اسم]
اجرا کردن

صنایع‌دستی

Ex: Traditional handicrafts like basket weaving are passed down through generations .

صنایع دستی سنتی مانند بافت سبد از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

material [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: Plastic is a synthetic material derived from petroleum and widely used in the production of various products , including packaging , toys , and household items .

پلاستیک یک ماده مصنوعی مشتق شده از نفت است که به طور گسترده در تولید محصولات مختلف از جمله بسته‌بندی، اسباب‌بازی و لوازم خانگی استفاده می‌شود.

wood [اسم]
اجرا کردن

چوب

Ex: The woodpecker was busy pecking at the old wood .

دارکوب مشغول نوک زدن به چوب قدیمی بود.

figure [اسم]
اجرا کردن

مجسمه یا اثر هنری

Ex: She painted a figure in the background of the scene .

او یک فیگور در پس‌زمینه صحنه نقاشی کرد.

glass [اسم]
اجرا کردن

لیوان

Ex:

بچه‌ها آبمیوه خود را از لیوانهای رنگارنگ نوشیدند.

pitcher [اسم]
اجرا کردن

پارچ

Ex: After the game , the team gathered around the water cooler to refill their pitchers and hydrate .

بعد از بازی، تیم دور آبسردکن جمع شدند تا سفره‌های خود را پر کنند و آب بنوشند.

silver [صفت]
اجرا کردن

از جنس نقره

Ex:

قاب عکس با حاشیه ساده نقره‌ای تزئین شده بود.

necklace [اسم]
اجرا کردن

گردن‌بند

Ex: The necklace had a beautiful pearl hanging from the chain .

گردنبند مرواریدی زیبا داشت که از زنجیر آویزان بود.

gold [صفت]
اجرا کردن

طلا

Ex:

آینه عتیقه قاب ظریف طلایی داشت که به اتاق جلوه‌ای زیبا می‌بخشید.

bracelet [اسم]
اجرا کردن

دست‌بند

Ex: The bracelet jingles softly as she moves her hand .

دستبند به آرامی صدا می‌دهد وقتی که او دستش را حرکت می‌دهد.

cloth [اسم]
اجرا کردن

پارچه

Ex: The market stall was filled with colorful cloth of various patterns and textures .

غرفه بازار پر از پارچه های رنگی با طرح ها و بافت های مختلف بود.

bag [اسم]
اجرا کردن

کیف

Ex: She packed her swimming gear in a waterproof bag for the pool .

او وسایل شنا خود را در یک کیف ضد آب برای استخر بسته بندی کرد.

ceramic [صفت]
اجرا کردن

سرامیکی

Ex: The laboratory equipment included ceramic crucibles for heating and melting substances at high temperatures .

تجهیزات آزمایشگاهی شامل بوته‌های سرامیکی برای گرم کردن و ذوب مواد در دمای بالا بود.

plate [اسم]
اجرا کردن

بشقاب

Ex: We set the table with plates and silverware .

ما میز را با بشقاب‌ها و ظروف نقره چیدیم.

stone [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The pathway in the garden was paved with smooth stones .

مسیر در باغ با سنگ‌های صاف فرش شده بود.

bowl [اسم]
اجرا کردن

کاسه

Ex: She mixed the ingredients in a big glass bowl .

او مواد را در یک کاسه شیشه ای بزرگ مخلوط کرد.