کتاب 'سامیت' 2A - واحد 3 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 3 - درس 1 در کتاب Summit 2A را پیدا خواهید کرد، مانند "همدلی"، "دلسرد شدن"، "دلسرد کننده" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 2A
to express [فعل]
اجرا کردن

ابراز کردن

Ex: The poet has expressed deep emotions in the lines of his latest poem .

شاعر در بیت‌های آخرین شعر خود احساسات عمیقی را بیان کرده است.

frustration [اسم]
اجرا کردن

سرخوردگی

Ex: He felt a deep sense of frustration when his ideas were ignored at the meeting .

او احساس ناامیدی عمیقی کرد وقتی ایده‌هایش در جلسه نادیده گرفته شد.

empathy [اسم]
اجرا کردن

همدردی

Ex: Her empathy helped the team work together more effectively .

همدلی او به تیم کمک کرد تا با هم مؤثرتر کار کنند.

اجرا کردن

دل‌گرمی

Ex: His words of encouragement helped me stay motivated .

سخنان تشویق‌آمیز او به من کمک کرد تا انگیزه خود را حفظ کنم.

to give up [فعل]
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: It ’s easy to give up when things get tough , but perseverance is key .

وقتی کارها سخت می‌شود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.

fed up [صفت]
اجرا کردن

به‌ستوه‌آمده

Ex: She was fed up from the endless meetings at work .

او از جلسات بی‌پایان در محل کار خسته شده بود.

to take [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: He ca n't take failure easily ; it hits him hard each time .

او نمی‌تواند شکست را به راحتی تحمل کند؛ هر بار به سختی به او ضربه می‌زند.

اجرا کردن

دلسردکننده

Ex:

ممکن است وقتی پیشرفت کند است دلسردکننده باشد، اما پشتکار کلید است.

اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The disappointing performance of the team in the championship match left fans feeling disheartened .

عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.

to get down [فعل]
اجرا کردن

بر روحیه کسی تاثیر گذاشتن

Ex:

اخبار بد مداوم می‌تواند پس از مدتی واقعاً شما را ناامید کند.

اجرا کردن

دوام آوردن

Ex: They will hang on in there and stay determined as they work towards their long-term goals .