کتاب 'سامیت' 2A - واحد 1 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 3 در کتاب Summit 2A را پیدا خواهید کرد، مانند "کار به سمت"، "واقع گرایانه"، "بلندپرواز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سامیت' 2A
to fulfill [فعل]
اجرا کردن

محقق کردن

Ex:

سازمان مأموریت خود را با تحویل منابع به مناطق آسیب‌دیده از بلایا انجام داد.

dream [اسم]
اجرا کردن

رؤیا

Ex: He often kept a journal by his bed to write down his dream each morning .

او اغلب یک دفتر خاطرات در کنار تخت خود نگه می‌داشت تا هر صبح رویای خود را بنویسد.

اجرا کردن

برای رسیدن به چیزی تلاش کردن

Ex: She is working toward her dream of becoming a successful entrepreneur .

او به سمت رویای خود برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق کار می‌کند.

to pursue [فعل]
اجرا کردن

تعقیب کردن

Ex: In the wild , predators like cheetahs pursue their prey with incredible speed and agility .

در طبیعت، شکارچیانی مانند یوزپلنگ با سرعت و چابکی باورنکردنی طعمه خود را تعقیب می‌کنند.

to put off [فعل]
اجرا کردن

به تعویق انداختن

Ex:

مراسم راه‌اندازی به دلیل مشکلات فنی به تعویق افتاد.

to share [فعل]
اجرا کردن

به اشتراک گذاشتن

Ex: Please share the available snacks among your friends at the party .

لطفاً میان وعده‌های موجود را در مهمانی بین دوستانتان تقسیم کنید.

اجرا کردن

مسئولیت

Ex: As the event organizer , she has the responsibility of coordinating all logistics .

به عنوان سازماندهنده رویداد، او مسئولیت هماهنگی تمامی امور لجستیکی را بر عهده دارد.

ambitious [صفت]
اجرا کردن

جاه‌طلب

Ex: The ambitious politician outlined bold plans for economic reform to drive the country 's growth and prosperity .

سیاستمدار جاه‌طلب برنامه‌های جسورانه‌ای برای اصلاحات اقتصادی به منظور پیشبرد رشد و رفاه کشور ترسیم کرد.

achievable [صفت]
اجرا کردن

قابل دستیابی

Ex: Despite the challenges , the team remained optimistic and focused on finding achievable solutions .

علیرغم چالش‌ها، تیم خوشبین باقی ماند و بر یافتن راه‌حل‌های قابل دستیابی متمرکز شد.

realistic [صفت]
اجرا کردن

واقع‌گرایانه

Ex: Setting realistic goals helps ensure they are achievable within a reasonable timeframe .

تعیین اهداف واقع‌گرایانه کمک می‌کند تا در یک بازه زمانی معقول قابل دستیابی باشند.

modest [صفت]
اجرا کردن

متواضع

Ex: He has always been modest about his skills , never boasting or seeking the spotlight .
unrealistic [صفت]
اجرا کردن

غیر واقعی

Ex: The expectation that everyone should be perfect is unrealistic , as everyone makes mistakes .

انتظار اینکه همه باید بی‌نقص باشند غیرواقعی است، زیرا همه اشتباه می‌کنند.