در هچل
در هچل
دلسردی
آنها درباره نقل مکان به یک شهر جدید پاهای سرد داشتند، از ناشناخته ها می ترسیدند و محیط آشنا را پشت سر می گذاشتند.
to suddenly and unexpectedly take away support or remove something that someone relies on, leaving them in a difficult situation
with complete sincerity, enthusiasm, or commitment
ازدواج کردن
عجولانه نتیجهگیری کردن
بدترین اتفاق ممکن
این خط این نشون
آرام شدن
من نمیتوانم باور کنم که او چقدر عصبی است، کسی باید به او بگوید آرام باش!