to express a particular characterization or a thing as a person

مظهر (چیزی) بودن
چهره تاریخی اغلب به تصویر کشیده میشود تا تجسم آرمانهای عدالت و برابری باشد.
providing an environment where life or growth is difficult or impossible

نامطبوع, نامساعد، نامناسب
آنها منطقه را نامساعد یافتند، با منابع کم و آب و هوای شدید.
lacking compassion, empathy, or decency, often being cruel or brutal

بیعاطفه, غیرانسانی، بیرحم
بیاعتنایی غیرانسانی او به رنج دیگران در اظهارات بیاحساسش آشکار بود.
absence of appreciation for things one has or has been given

ناسپاسی, نمکبهحرامی، ناشکری، نمکناشناسی
to bring oneself into favor with someone by trying to please them

خودشیرینی کردن
کارآموز جدید برای همه قهوه آورد در یک تلاش شفاف برای خود را محبوب کردن با تیم.
the act of denying someone access to basic needs such as food, money, or rights

محرومسازی
جنگ اغلب منجر به محرومیت از غذا و مراقبتهای پزشکی میشود.
free from sexual content

عفیف, پاکدامن
بوسه بر پیشانی ملایم و پاکدامن بود.
the religious vow of never having any sexual relations

پرهیز از مقاربت جنسی (بهخاطر ملاحظات مذهبی)
to severely criticize, often with the intention of correcting someone's behavior or actions

تنبیه کردن, توبیخ کردن
مدیر تصمیم گرفت کارمند را به دلیل تاخیر مداوم در کار سرزنش کند.
a carefully arranged collection of dried plants for study purposes

مجموعه گیاهان خشک گیاهدان
(of an animal) solely feeding on plants

گیاهخوار
فیلها پستانداران بزرگ گیاهخوار هستند که به خاطر مصرف برگ درختان، علفها و دیگر مواد گیاهی شناخته میشوند.
