مهارت‌های واژگان SAT 2 - درس 46

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 2
to embody [فعل]
اجرا کردن

مظهر (چیزی) بودن

Ex: In the play , the villain is meant to embody greed and malevolence .

در نمایش، شرور قرار است که تجسم طمع و بدخواهی باشد.

اجرا کردن

نامطبوع

Ex: The cold and inhospitable conditions of the Arctic made it a difficult place to live .

شرایط سرد و نامساعد قطب شمال آن را به مکانی دشوار برای زندگی تبدیل کرده بود.

inhuman [صفت]
اجرا کردن

بی‌عاطفه

Ex: The inhuman violence depicted in the film was difficult to watch , leaving audiences disturbed .

خشونت غیرانسانی به تصویر کشیده شده در فیلم تماشایش دشوار بود و تماشاگران را آشفته کرد.

اجرا کردن

خودشیرینی کردن

Ex: She used humor to ingratiate herself with the skeptical audience .

او از طنز برای خوشایند کردن خود با مخاطبان شکاک استفاده کرد.

privation [اسم]
اجرا کردن

محروم‌سازی

Ex: Political privation left many communities voiceless .

محرومیت سیاسی بسیاری از جوامع را بی‌صدا گذاشت.

chaste [صفت]
اجرا کردن

عفیف

Ex: The film 's portrayal of love was refreshingly chaste .

تصویر عشق در فیلم به طرز دلپذیری پاکدامن بود.

chastity [اسم]
اجرا کردن

پرهیز از مقاربت جنسی (به‌خاطر ملاحظات مذهبی)

to chastise [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The parent chastised the child for not completing homework assignments on time .

والدین به دلیل تکمیل نکردن تکالیف در زمان مقرر، کودک را سرزنش کردند.

herbarium [اسم]
اجرا کردن

مجموعه گیاهان خشک گیاهدان

herbivorous [صفت]
اجرا کردن

گیاه‌خوار

Ex: Gorillas are herbivorous primates that primarily eat fruits , leaves , and stems .

گوریل‌ها نخستی‌سانان گیاه‌خوار هستند که عمدتاً از میوه‌ها، برگ‌ها و ساقه‌ها تغذیه می‌کنند.

dolorous [صفت]
اجرا کردن

محنت‌زا

Ex: They listened to the dolorous tale of the hero 's downfall .

آنها به داستان اندوهبار سقوط قهرمان گوش دادند.