کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 12 درس A
در اینجا واژگان از واحد 12 درس A در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "حفظ"، "محیط زیست"، "آلودگی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to randomly discover someone or something, particularly in a way that is surprising or unexpected

یافتن, پیدا کردن
یک کوهنورد یک کودک گمشده را در جنگل پیدا کرد.
a way in which a problem can be solved or dealt with

راهحل, چاره، راهکار
راهحل پیشنهادی او برای کسری بودجه با شک و تردید از سوی کمیته مواجه شد.
relating to the natural world and effects of human actions on it

زیستمحیطی, زیستمحیطی
تخریب محیط زیستی، ناشی از جنگلزدایی و تخریب زیستگاه، منجر به از دست رفتن تنوع زیستی میشود.
a subject of significance or interest to someone or something

دغدغه
ثبات مالی اغلب یک نگرانی برای حرفهایهای جوان است.
to not let someone do something

منع کردن, باز داشتن، ممانعت کردن
او سعی کرد از خوردن بیش از حد آبنبات توسط برادر کوچکترش قبل از شام جلوگیری کند.
a change in water, air, etc. that makes it harmful or dangerous

آلودگی
آلودگی هوای ناشی از کارخانههای نزدیک، کیفیت هوای شهر را به طور خطرناکی پایین آورد.
toxic and harmful substances in the air that can cause illnesses

آلودگی هوا
ترافیک سنگین یکی از عوامل اصلی افزایش سطح آلودگی هوا در شهر بود.
to join together in pursuit of a shared goal or advantage

متحد شدن, ملحق شدن
دپارتمانهای مختلف درون شرکت ترکیب شدند تا چالشهای پروژه را از زوایای مختلف حل کنند.
to regularly travel to one's place of work and home by different means

رفتوآمد کردن (بین خانه و محل کار)
دفتر به راحتی در نزدیکی یک ایستگاه مترو قرار دارد و به کارمندان اجازه میدهد تا به طور موثر رفت و آمد کنند.
to keep a vehicle, building, road, etc. in good condition by doing regular repairs, renovations, or examinations

رسیدگی کردن, نگهداری کردن
نگهداری منظم ماشینتان برای جلوگیری از تعمیرات پرهزینه در آینده مهم است.
to intentionally stay away from or refuse contact with someone

دوری کردن
او پس از مشاجره اخیرشان از همسایههایش اجتناب کرد.
to keep something in a particular place for later use, typically in a systematic or organized manner

ذخیره کردن, انبار کردن
موزه آثار ارزشمند خود را در اتاقهای کنترلشده آب و هوا ذخیره میکند تا از آسیب جلوگیری کند.
to not let something increase in amount or number

محدود کردن
او سعی کرد مصرف قند خود را محدود کند تا سالم بماند.
to get rid of something that is no longer needed

دور انداختن
مدیر دفتر از کارمندان خواست که اسناد منسوخ شده را برای خرد کردن دور بیاندازند.
to keep something from change or harm

حفظ کردن, نگهداری کردن
پارکهای ملی برای حفظ زیبایی مناظر و حیات وحش تأسیس شدهاند.
to get goods or services in exchange for money or other forms of payment

خریدن
پلتفرمهای آنلاین راههای مناسبی را برای افراد فراهم میکنند تا محصولات را از فروشندگان مختلف خریداری کنند.
to make a waste product usable again

بازیافت کردن
زبالههای الکترونیکی را میتوان بازیافت کرد تا مواد ارزشمند بازیابی شوند و آلودگی زبالههای الکترونیکی کاهش یابد.
to be able to say who or what someone or something is

تشخیص دادن, شناسایی کردن
مامور از من خواست که وسایلم را در میز اشیای گمشده شناسایی کنم.
to get rid of waste material, particularly in an unorganized manner

دور انداختن
متأسفانه برخی از افراد به جای استفاده از روشهای مناسب دفع، زبالههای خانگی را در جنگل میریزند.
a piece of work for someone to do, especially as an assignment

کار, وظیفه، تکلیف
او وظیفه را زودتر از برنامه تکمیل کرد و امتیازهای اضافی کسب کرد.
able to exist, happen, or be done

ممکن, مقدور
من از شما به هر روش ممکن حمایت خواهم کرد.
(of a system or machine) achieving maximum productivity without wasting much time, effort, or money

مؤثر
the poisoning of bodies of water caused by harmful materials

آلودگی آب
کارخانهها باید تخلیه زباله را کاهش دهند تا از آلودگی آب جلوگیری کنند.
a pressurized container that dispenses liquid or gas as a fine mist or spray when activated

قوطی اسپری, آئروسل
قوطی اسپری پس از اتمام پروژه تقریباً خالی بود.
concerning or used in the scientific field of chemistry

شیمیایی
ترکیب شیمیایی یک ترکیب، خواص و رفتار آن را تعیین میکند.
any object that can be used to store something in, such as a bottle, box, etc.

محفظه, ظرف
او یک ظرف تزئینی برای نگهداری جواهراتش خرید.
causing damage or negative effects to someone or something

مضر, زیانآور
برخی مواد شیمیایی در محصولات تمیزکننده در صورت بلعیدن میتوانند مضر باشند.
an object that turns chemical energy to electricity to give power to a device or machine

باتری
او باتری قدیمی ساعتش را با یک باتری جدید عوض کرد.
in a correct or satisfactory manner

بهدرستی
لطفاً مطمئن شوید که اسناد قبل از ارسال به درستی قالببندی شدهاند.
the state of something at a particular time

حالت, شرایط، وضعیت
او از وضعیت خوب مبلمان دست دوم تحت تأثیر قرار گرفت.
the total number or quantity of something

مجموع, مقدار
او از مقدار زیادی پولی که به عنوان پاداش دریافت کرد متعجب شد.
to have power over a person, company, country, etc. and to decide how things should be done

کنترل کردن
دیکتاتور قصد داشت هر جنبه از حکومت ملت را کنترل کند.
to get rid of what is not needed or wanted anymore

دور انداختن
او تصمیم گرفت اسباببازیهای شکسته را دور بیندازد.
the process or business of packing goods for storage, transport, or sale

بستهبندی
او در صنعت بستهبندی کار میکند، برچسبها و جعبهها را طراحی میکند.
a plastic or metal container with a lid, used for putting garbage in and usually kept outside the house

سطل زباله
او یک اسباببازی دورانداخته شده در سطل زباله پیدا کرد و تصمیم گرفت آن را نگه دارد.
to discover the exact position or place of something or someone

مکانیابی کردن, موقعیتیابی کردن, پیدا کردن
او در حال مکانیابی نزدیکترین پمپ بنزین روی نقشه تلفنش است.
to move to a higher position or rank

ترفیع گرفتن
شرکت کارکنان را بر اساس مهارتها و مشارکتهایشان ترفیع میدهد.
including every part, member, etc.

تمام, کل
او کل کتاب را در یک نشست خواند.
a person who regularly travels to city for work

مسافر (همیشگی)
او یک مسافر روزانه است که دو ساعت را برای رفتن به کار صرف میکند.
a pathway typically made of concrete or asphalt at the side of a street for people to walk on

پیادهرو
شهر برنامهریزی کرده است که پیادهرو نزدیک پارک را دوباره سنگفرش کند.
a place where trains regularly stop for passengers to get on and off

ایستگاه قطار, ایستگاه راهآهن
من دوستم را در ایستگاه قطار ملاقات کردم و با هم سفر کردیم.
a vehicle that has two wheels and moves when we push its pedals with our feet

دوچرخه
او از دوچرخهسواری با دوچرخه خود در کنار رودخانه لذت میبرد.
a city's railway system that is below the ground, usually in big cities

مترو
مسافران به مترو اعتماد میکنند تا در شهر شلوغ به سرعت و با کارایی حرکت کنند.
| کتاب 'فور کرنرز' 4 | |||
|---|---|---|---|
| واحد 11 درس C | واحد 11 درس D | واحد 12 درس A | واحد ۱۲ درس ب |
| واحد ۱۲ درس C | واحد ۱۲ درس D | ||
