to assign a later date or time to something in relation to a specific point of reference

تاریخ چیزی را دیرتر گذاشتن
سارا مجبور شد چک را تاریخ بعدی بزند چون تا پایان ماه پول کافی نداشت.
related to studies after finishing a bachelor's degree

وابسته به تحصیلات تکمیلی
دانشگاه برنامههای متنوعی از جمله کارشناسی ارشد و دکتری ارائه میدهد.
referring to something that happens, is published, or is awarded after the death of the person to whom it relates

مربوط به دستاوردهای پس از مرگ (مانند انتشار اثر یا دریافت جایزه)
هنرمند به خاطر مشارکتهای قابل توجهش در دنیای هنر معاصر، جایزهای پس از مرگ دریافت کرد.
brief additional note added to the end of a letter or document, usually after the signature, often containing information that the writer forgot to include

پینوشت
در پستاسکریپت، او یک یادداشت تشکر سریع برای هدیهی با ملاحظه اضافه کرد.
all the people who will come after the current generation

آیندگان, نوادگان
سند تاریخی با دقت حفظ شد تا خرد آن به نسلهای آینده منتقل شود.
positioned at or close to the back, behind, or the end of a structure

عقبی, پشتی
معمار با در نظر گرفتن ایمنی، زمین بازی را طراحی کرد و تابها را در بخش عقبی دور از ورودی قرار داد.
to join metals by melting a strong material between them

لحیم کردن
صنعتگر تصمیم گرفت برای استحکام و اصالت، اتصالات فلزی پروژه مرمت عتیقه را جوش دهد.
behaving without shame or fear and refusing to follow traditional rules or manners

بیباک, بیشرم
انتخاب بیحیا رنگها و شکلها توسط هنرمند در نقاشی، هنجارهای هنری متعارف را به چالش کشید.
a big metal container for burning coal or charcoal to keep people warm outdoors

منقل
سایت کمپینگ به هر چادر یک منقل کوچک داد تا گرمای شبهای سرد را تضمین کند.
the scientific study of fish including their biology, behavior, classification etc.

ماهیشناسی
تحقیقات پیشگامانه استاد در آبزیشناسی منجر به کشف یک گونه جدید ماهی در رودخانه شد.
to add different elements, making something more diverse in how it looks or what it includes

جورواجور کردن, متنوع کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا با استفاده از ترکیبی از زبان توصیفی و ساختارهای مختلف جمله، نوشتههای خود را متنوع کنند.
having many different colors

چندرنگ
هنرمند از یک پالت متنوع برای نقاشی یک صحنه زنده با ترکیبی از رنگها استفاده کرد.
to split into two or more branches, creating a fork-like appearance

منشعب کردن
با گذشت زمان، خدمات شرکت فناوری شروع به شاخهشاخه شدن کرد و راهحلهای متنوعی به صنایع مختلف ارائه داد.
an unexpected event that makes a situation more complex

بغرنجی, پیچیدگی
کشف یک نقض امنیتی پیامدهای فوری داشت و شرکت را بر آن داشت تا اقدامات امنیت سایبری خود را تقویت کند.
a sea creature with a hard shell and jointed legs such as crabs and lobsters

سختپوست
در طول پیادهروی طبیعتگردی ما، یک سختپوست جالب، یک خرچنگ کوچک آب شیرین، در نهر پیدا کردیم.
having a tough shell or outer layer, or seem like something with a hard outer covering

پوستهمانند, لایهسان
بقایای فسیلشده موجودات سختپوست بینشهای ارزشمندی در مورد اکوسیستم دریایی باستانی ارائه داد.
to make something sacred through religious ceremonies

تقدیس کردن
رهبر مذهبی جماعت را در نمازها برای تقدیس زیارتگاه تازه ساخته شده هدایت کرد.
considered holy or very important in a religious way

مقدس
اشیاء تاریخی که در محل باستانشناسی حفاری شدند، مقدس تلقی شدند و با دقت فراوانی مورد رسیدگی قرار گرفتند.
