مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 6

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
virile [صفت]
اجرا کردن

مردوار

Ex: The old myth often portrays heroes with virile courage and unwavering determination .

افسانه قدیمی اغلب قهرمانان را با شجاعت مردانه و عزمی راسخ به تصویر می‌کشد.

virago [اسم]
اجرا کردن

زن سلیطه

Ex: The novel depicted a virago who challenged societal norms and defied expectations with her strong personality .

رمان یک ویراگو را به تصویر کشید که هنجارهای اجتماعی را به چالش کشید و با شخصیت قوی خود از انتظارات سرپیچی کرد.

bellicose [صفت]
اجرا کردن

ستیزه‌جو

Ex:

معلم به زبان جنگ‌طلبانه مورد استفاده برخی از دانش‌آموزان پرداخت و محیطی صلح‌آمیزتر را ترویج داد.

belligerent [صفت]
اجرا کردن

جنگ‌طلب

Ex: The bar 's atmosphere became increasingly belligerent as tempers flared during a heated discussion .

جو بار به طور فزاینده‌ای جنگ‌طلبانه شد در حالی که خشم در طول یک بحث داغ شعله‌ور شد.

viceroy [اسم]
اجرا کردن

شبه‌ملکه (پروانه‌ها)

Ex: Nature enthusiasts were thrilled to spot a rare viceroy , its striking patterns resembling a miniature version of the monarch .

علاقه‌مندان به طبیعت از دیدن یک ویسرای نادر هیجان‌زده شدند، الگوهای چشمگیرش که شبیه به نسخه‌ای مینیاتوری از شاهپروانه است.

vicarious [صفت]
اجرا کردن

دست‌دوم

Ex: Through her detailed storytelling , the author allowed readers to have a vicarious experience of the protagonist 's incredible journey .

از طریق داستان‌سرایی دقیق او، نویسنده به خوانندگان اجازه داد تا تجربه غیرمستقیم از سفر شگفت‌انگیز قهرمان داستان داشته باشند.

aversion [اسم]
اجرا کردن

بیزاری

Ex: Growing up in a small town , Mark developed an aversion to the hustle and bustle of city life .

مارک که در یک شهر کوچک بزرگ شد، نسبت به شلوغی زندگی شهری بیزاری پیدا کرد.

to avert [فعل]
اجرا کردن

جلوگیری کردن

Ex: Early vaccination campaigns aim to avert the spread of infectious diseases in the community .

کمپین‌های واکسیناسیون زودهنگام با هدف جلوگیری از شیوع بیماری‌های عفونی در جامعه انجام می‌شوند.

subjacent [صفت]
اجرا کردن

واقع در زیر

Ex:

آبخوان زیرین به منطقه آب می‌دهد.

subjection [اسم]
اجرا کردن

استیلا

Ex: Historically , the subjection of nations through conquest was a common feature of empires .

از نظر تاریخی، تحمیل سلطه بر ملت‌ها از طریق فتح، ویژگی مشترک امپراتوری‌ها بود.

اجرا کردن

سرکوب کردن

Ex: Attempts to subjugate the rebellious province only intensified the resistance and desire for independence .

تلاش‌ها برای مطیع کردن استان شورشی فقط مقاومت و میل به استقلال را تشدید کرد.

bureau [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex: Citizens can contact the consumer affairs bureau to report issues with products and services , seeking assistance and resolution .

شهروندان می‌توانند برای گزارش مشکلات مربوط به محصولات و خدمات، با دفتر امور مصرف‌کنندگان تماس بگیرند و درخواست کمک و راه‌حل کنند.

bureaucracy [اسم]
اجرا کردن

کاغذبازی

Ex: The bureaucracy includes appointed experts who advise on specific policy areas .

دیوان‌سالاری شامل کارشناسان منصوب شده‌ای است که در زمینه‌های خاص سیاست‌گذاری مشاوره می‌دهند.

to fete [فعل]
اجرا کردن

جشن گرفتن

Ex: Friends and family organized a surprise party to fete her milestone birthday .

دوستان و خانواده یک مهمانی غافلگیرانه ترتیب دادند تا جشن بگیرند تولد مهم او را.

festive [صفت]
اجرا کردن

بزمی

Ex: The atmosphere in the town square became festive as people gathered for the annual carnival .

جو میدان شهر با جمع شدن مردم برای کارناوال سالانه جشنواره شد.

festal [صفت]
اجرا کردن

شادیانه

Ex: A festal atmosphere enveloped the town square as people gathered to celebrate the cultural festival .

هوای جشنی میدان شهر را فرا گرفته بود در حالی که مردم برای جشن گرفتن جشنواره فرهنگی جمع شده بودند.

apolitical [صفت]
اجرا کردن

غیرسیاسی

Ex: The apolitical nature of the book club allowed members to enjoy literature without engaging in debates about political affiliations .

طبیعت بی‌طرفانه باشگاه کتاب به اعضا اجازه داد تا بدون درگیر شدن در بحث‌های مربوط به وابستگی‌های سیاسی، از ادبیات لذت ببرند.

asexual [صفت]
اجرا کردن

غیر جنسی

Ex:

گیاه به صورت غیرجنسی تکثیر شد و بدون نیاز به بذر، شاخه‌های جدید تولید کرد.

aboriginal [صفت]
اجرا کردن

اولیه

Ex: The aboriginal traditions and rituals are passed down through generations , preserving the community 's heritage .

آداب و رسوم و مراسم بومی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و میراث جامعه را حفظ می‌کند.