related to the characteristics of vegetables, plants, or plant life

گیاهی
نقاشی هنرمند جوهر زندگی گیاهی را به تصویر کشید، جزئیات پیچیده برگها، تاکها و شکوفهها را با دقت قابل توجهی نشان داد.
to grow as plants do such as to develop new leaves, etc.

روییدن
در بهار، درختان در امتداد خیابان شروع به روییدن کردند و شاخهها را با برگهای سبز و پرپشت پوشاندند.
related to plant life or plants, specifically how plant procreate and grow

گیاهی
گلخانه بر کشت گونههای گیاهی تمرکز داشت و نقش آنها در تعادل اکولوژیکی و تولید اکسیژن را مورد تأکید قرار داد.
to go back to someone or something after a separation

دوباره پیوستن
اعضای خانواده هر تابستان دوباره به هم میپیوندند تا خاطرات ماندگاری در خانه اجدادی خود ایجاد کنند.
a clever, fast, or sharp answer to someone's question or comment

پاسخ (دندانشکن)
سیاستمدار پاسخ تند و تیزی به اتهامات حریفش در طول مناظره داد.
to emphasize, highlight, or draw attention to certain features or aspects of something

تأکید کردن
گوینده به صورت نمایشی اشاره کرد تا نکات کلیدی را در طول ارائه برجسته کند.
to write down and categorize new items that are added to a collection

افزودن (بر متعلقات)
داوطلبان در ثبت کتابهای اهدایی کمک کردند، به کتابخانه کمک کردند تا فهرستی بهروز از منابع ادبی خود داشته باشد.
providing extra support or assistance

یدکی, اضافی
ماشین دارای ویژگیهای جانبی بود، مانند رینگهای سفارشی و پنجرههای رنگی.
an individual who regularly questions and doubts the validity of ideas, beliefs, or information, particularly those that are commonly accepted

نامطمئن
روزنامهنگار با تجربه پس از مواجهه با داستانهای گمراهکننده متعدد به یک شکاک تبدیل شد.
doubtful of the basis or teachings of a religion

از نظر مذهبی شکاک
پس از تحقیقات گسترده، جنی نسبت به باورهای مذهبی سنتی شکاک تر شد و به دنبال دیدگاه جهانی زمینی تری گشت.
(of language) not said or written loudly or clearly enough to be understood

نامفهوم
نوار کاست فرسوده متن آهنگ خواننده را تحریف شده و نامفهوم کرد.
expressing oneself freely without worrying about social conventions

بیپروا, صریح
در طول سفر جادهای خودجوش، گروه از یک ماجراجویی بیپروا لذت بردند، مکانهای جدید را کشف کردند و فعالیتهای غیرمنتظره را امتحان کردند.
(of hair) not brushed or cut neatly

ژولیده, نامرتب
او قبل از خارج شدن شانه را از میان موهای ژولیده خود عبور داد.
causing little or no disturbance or not easily noticeable

نامحسوس
حضور نامحسوس میزبان به مهمانان اجازه داد بدون احساس نظارت مداوم از مهمانی لذت ببرند.
to reach an opinion or decision based on available evidence and one's understanding of the matter

استنباط کردن, نتیجهگیری کردن
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند که معنی کلمات را از استنباط کنند.
a conclusion one reaches from the existing evidence or known facts

استنباط, استنتاج
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا در حین خواندن، استنباط را تمرین کنند تا مهارتهای درک مطلب خود را تقویت کنند.
(law) a person or party involved in a legal case

طرف دعوا
صاحب کسبوکار کوچک خود را به عنوان خواهان در یک اختلاف قراردادی با شریک سابق بر سر شرایط توافق منحل شدهشان یافت.
to initiate legal action against another party or person

به دادگاه شکایت کردن
او مجبور شد دعوی قضایی کند تا از مالکیت فکری خود محافظت کند.
related to legal actions, disputes, or the process of engaging in lawsuits

دادخواهانه
انجمن صاحبان خانه با اجرای دستورالعملهای روشن و مکانیسمهای مؤثر حل اختلاف، به دنبال اجتناب از وضعیت قضایی بود.
characterized by the process of drawing conclusions based on available information or evidence

استنباطی
در دادگاه، وکلا به استدلالهای استنتاجی متکی هستند تا با استنتاجهای منطقی از شواهد ارائه شده، هیئت منصفه را متقاعد کنند.
