مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 19

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
immiscible [صفت]
اجرا کردن

مخلوط‌نشدنی (شیمی یا فیزیک)

اجرا کردن

بی‌اندازه

Ex: The damage caused by the storm was immeasurable , affecting countless homes and businesses .

خسارت ناشی از طوفان غیرقابل اندازه‌گیری بود، که بر خانه‌ها و کسب‌وکارهای بی‌شماری تأثیر گذاشت.

immature [صفت]
اجرا کردن

نارس

Ex: Immature mangoes have a tart flavor that differs greatly from the sweet taste of ripe ones .

انبه‌های نارس طعم ترشی دارند که بسیار متفاوت از طعم شیرین انبه‌های رسیده است.

immaterial [صفت]
اجرا کردن

غیر مادی

Ex: The artist 's vision was immaterial , existing only in the realm of ideas before being translated into a painting .

دیدگاه هنرمند غیرمادی بود، تنها در قلمرو ایده‌ها وجود داشت قبل از اینکه به یک نقاشی ترجمه شود.

profligate [صفت]
اجرا کردن

مسرف

Ex: The profligate behavior of the young heir alarmed the family elders .

رفتار اسرافکارانه وارث جوان بزرگان خانواده را نگران کرد.

to seclude [فعل]
اجرا کردن

جدا کردن

Ex: In times of meditation , individuals often seclude themselves to find inner peace .

در زمان‌های مراقبه، افراد اغلب خود را منزوی می‌کنند تا آرامش درونی پیدا کنند.

secular [صفت]
اجرا کردن

غیرمذهبی

Ex: Secular holidays celebrate events or traditions that are not rooted in religious practices .

تعطیلات سکولار رویدادها یا سنت‌هایی را جشن می‌گیرند که در اعمال مذهبی ریشه ندارند.

to engross [فعل]
اجرا کردن

(توجه یا زمان) معطوف کردن به

Ex: The stimulating conversation engrossed them both , leading to hours of discussion .

گفتگوی تحریک‌کننده هر دو را مشغول خود کرد، که به ساعت‌ها بحث منجر شد.

poise [اسم]
اجرا کردن

متانت

Ex: The athlete ’s poise under pressure made him a standout competitor .

آرامش ورزشکار تحت فشار او را به یک رقیب برجسته تبدیل کرد.

to congeal [فعل]
اجرا کردن

منعقد شدن

Ex:

موم در حین سرد شدن منجمد می‌شود و قطرات جامد تشکیل می‌دهد.

congenital [صفت]
اجرا کردن

مادرزادی

Ex:

اختلال مادرزادی سارا بر رشد ستون فقرات او تأثیر گذاشت و منجر به اسکولیوز شد.

domestic [صفت]
اجرا کردن

خانگی

Ex: Her artwork reflects quiet scenes of domestic life .

اثر هنری او صحنه‌های آرام زندگی خانوادگی را منعکس می‌کند.