کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 10 - 10D

در اینجا، واژگان از واحد 10 - 10D در کتاب درسی Insight Intermediate را خواهید یافت، مانند "استخدام کردن"، "خانواده‌محور"، "مکان"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' متوسطه
little [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The little bird chirped softly outside the window , adding melody to the morning .

پرنده کوچک به نرمی بیرون پنجره آواز خواند، به صبح ملودی افزود.

few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند سیب در سبد باقی مانده است.

most [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

بیشترین

Ex: In the survey , most participants expressed satisfaction with the product .

در نظرسنجی، اکثر شرکت‌کنندگان رضایت خود را از محصول ابراز کردند.

few [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند سیب در سبد باقی مانده است.

many [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چندین

Ex: She dedicated many years to her career before retiring .

او سال‌های زیادی را به حرفه‌اش اختصاص داد قبل از اینکه بازنشسته شود.

each [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

هر کدام

some [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

مقداری

Ex: Let 's make some sandwiches for lunch .

بیایید چند ساندویچ برای ناهار درست کنیم.

اجرا کردن

پرآوازه

Ex: The world-famous chef 's restaurant has a months-long waiting list for reservations .

رستوران سرآشپز معروف جهانی لیست انتظار چند ماهه برای رزرو دارد.

اجرا کردن

کمتر شناخته‌شده

Ex: A little-known artist painted this masterpiece .

یک هنرمند کم‌شناخته این شاهکار را نقاشی کرد.

اجرا کردن

بلند (فیلم)

Ex: A feature-length animation requires years of work .

یک انیمیشن بلند به سال‌ها کار نیاز دارد.

اجرا کردن

خانواده‌ دوست

Ex: Their business follows a family-oriented approach .

کسب و کار آنها از یک رویکرد خانواده محور پیروی می‌کند.

open-air [صفت]
اجرا کردن

رو‌باز

Ex: He swims at the open-air pool every summer , enjoying the fresh air and sunshine .

او هر تابستان در استخر رو باز شنا می‌کند، از هوای تازه و آفتاب لذت می‌برد.

اجرا کردن

پیشرفته‌ترین

Ex: The cutting-edge architecture of the building features sustainable design elements and smart technology for energy efficiency .

معماری پیشرفته ساختمان شامل عناصر طراحی پایدار و فناوری هوشمند برای بهره‌وری انرژی است.

اجرا کردن

تأمل‌برانگیز

Ex: The speaker delivered a thought-provoking presentation that challenged conventional wisdom and encouraged critical thinking .

سخنران یک ارائه اندیشه‌برانگیز انجام داد که خرد متعارف را به چالش کشید و تفکر انتقادی را تشویق کرد.

to attend [فعل]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: The community members were invited to attend the town hall meeting .

اعضای جامعه برای حضور در جلسه شهرداری دعوت شدند.

to find [فعل]
اجرا کردن

پیدا کردن

Ex:

آن‌ها سگ گمشده‌شان را در حیاط همسایه پیدا کردند.

to run [فعل]
اجرا کردن

دویدن

Ex: She 's a talented athlete and can run very fast .

او یک ورزشکار با استعداد است و می‌تواند بسیار سریع بدود.

to [take] place [عبارت]
اجرا کردن

رخ دادن

Ex: The seminar will take place in the afternoon .
venue [اسم]
اجرا کردن

محل (برگزاری)

Ex: The venue was packed with fans for the football game .

محل برای بازی فوتبال پر از هواداران بود.

performance [اسم]
اجرا کردن

اجرا

Ex: The band 's live performance was better than their recorded music .
stall [اسم]
اجرا کردن

صندلی ردیف‌های جلو در سالن نمایش

Ex:

صندلی‌های نزدیک به صحنه دید عالی‌ای ارائه می‌دهند، اما ممکن است از صندلی‌های بالکن گران‌تر باشند.

appeal [اسم]
اجرا کردن

درخواست

Ex: Authorities issued an appeal for information about the missing child .

مقامات درخواستی برای اطلاعات در مورد کودک گمشده صادر کردند.

to hold [فعل]
اجرا کردن

برگزار کردن

Ex: She holds a weekly meeting with her team .

او هر هفته جلسه‌ای با تیمش برگزار می‌کند.

to provide [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex: The hotel provides complimentary toiletries for guests , including shampoo , conditioner , and soap .

هتل لوازم بهداشتی رایگان از جمله شامپو، نرم کننده و صابون را برای مهمانان فراهم می‌کند.

to recruit [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن (نیروی کار)

Ex: Start-ups often face challenges when recruiting talent due to budget constraints .

استارت‌آپ‌ها اغلب در استخدام استعدادها به دلیل محدودیت‌های بودجه با چالش‌هایی مواجه می‌شوند.

اجرا کردن

داوطلبانه گفتن

Ex: At the conference , several experts volunteered their opinions on the latest trends in the industry , without being prompted by the audience .

در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.

audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.

to appear [فعل]
اجرا کردن

ظاهر شدن

Ex: The magician appeared on stage in a puff of smoke , stunning the audience .

شعبده‌باز در یک ابر دود روی صحنه ظاهر شد، تماشاگران را متحیر کرد.

to headline [فعل]
اجرا کردن

به‌عنوان هنرمند اصلی اجرا کردن

Ex: The new artist will headline the tour , marking a significant milestone in their career .

هنرمند جدید ستاره اصلی تور خواهد بود که نشانگر نقطه عطفی مهم در حرفه اوست.

to manage [فعل]
اجرا کردن

کار سختی را انجام دادن

Ex: She managed a polite laugh even though the joke was awkward .

او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.

security [اسم]
اجرا کردن

امنیت

Ex: She invested in a high-quality safe to enhance the security of her valuable items .

او در یک گاوصندوق با کیفیت بالا سرمایه‌گذاری کرد تا امنیت وسایل باارزشش را افزایش دهد.

اجرا کردن

چشم‌انداز

Ex: The drone footage captured the scene from an aerial vantage point .

فیلم پهپاد صحنه را از یک نقطه دید هوایی ثبت کرد.

festival [اسم]
اجرا کردن

روز جشن

Ex: Harvest festivals are common in rural areas .

جشنواره‌های برداشت در مناطق روستایی رایج هستند.

to arrange [فعل]
اجرا کردن

منظم کردن

Ex: Can you please arrange the files in chronological order ?

آیا می‌توانید لطفاً فایل‌ها را به ترتیب زمانی مرتب کنید؟

occasion [اسم]
اجرا کردن

مناسبت

Ex: The launch event of the new product was a significant occasion for the company .

مراسم رونمایی از محصول جدید یک مناسبت مهم برای شرکت بود.

اجرا کردن

انجام دادن

Ex: The technician will carry out routine maintenance on the machinery to prevent any potential issues .

تکنسین انجام خواهد داد تعمیرات معمول روی ماشین‌آلات برای جلوگیری از هرگونه مشکل احتمالی.

procedure [اسم]
اجرا کردن

رویه

Ex: She carefully followed the procedure for setting up the new software system to avoid errors .

او با دقت روال نصب سیستم نرم‌افزاری جدید را دنبال کرد تا از خطاها جلوگیری کند.