کتاب 'اینسایت' متوسطه - واحد 10 - 10D
در اینجا، واژگان از واحد 10 - 10D در کتاب درسی Insight Intermediate را خواهید یافت، مانند "استخدام کردن"، "خانوادهمحور"، "مکان"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
below average in size

کوچک, کم
گل کوچک در ترکهای پیادهرو شکوفه زد و جلوهای از زیبایی به منظر شهری افزود.
a small unspecified number of people or things

چند
من چند قدم به سمت در برداشتم.
used to refer to the largest number or amount

بیشترین, بیش از همه، بیشتر از همه
تیم عملکرد فوقالعادهای داشت، با اکثر اعضا که به طور فعال مشارکت کردند.
a small unspecified number of people or things

چند
من چند قدم به سمت در برداشتم.
used to indicate a large number of people or things

چندین, تعداد زیاد، بسیار، خیلی
در آسمان شب بسیاری ستاره قابل مشاهده است.
used to refer to every one of two or more people or things, when you are thinking about them separately

هر کدام
used to express an unspecified amount or number of something

مقداری, برخی، تعدادی
چند کلوچه در شیشه وجود دارد.
widely known and recognized around the world

پرآوازه, دارای شهرت جهانی
کتابهای نویسنده معروف جهانی به دهها زبان ترجمه شدهاند.
not widely or generally recognized

کمتر شناختهشده, کمشهرت
او از یک روستای کمشناخته در کوهستان دیدن کرد.
(of a movie) of standard duration as a typical movie, mostly between 75 and 210 minutes long

بلند (فیلم)
آنها فیلم کوتاه را به یک تولید فیلم بلند گسترش دادند.
focused on family values, activities, or relationships

خانواده دوست
مجتمع تفریحی فعالیتهای خانوادهمحور برای تمام سنین ارائه میدهد.
(of an area or space) situated outside and is not covered or enclosed in any way

روباز, درهوای آزاد
او بازارهای باز را برای محصولات تازه ترجیح میدهد، زیرا جو زندهای دارند.
having the latest and most advanced features or design

پیشرفتهترین, پیشرو، پیشتاز
تحقیقات پیشرفته آنها در انرژیهای تجدیدپذیر با هدف توسعه پنلهای خورشیدی و راهکارهای ذخیرهسازی انرژی کارآمدتر انجام میشود.
causing one to seriously think about a certain subject or to consider it

تأملبرانگیز
مجسمه اندیشهبرانگیز هنرمند بحثهای شدیدی درباره هنجارها و انتظارات اجتماعی برانگیخت.
to be present at a meeting, event, conference, etc.

شرکت کردن, حضور پیدا کردن
به عنوان یک حرفهای، ضروری است که در کنفرانسهای صنعت برای فرصتهای شبکهسازی شرکت کنید.
to search and discover something or someone that we have lost or do not know the location of

پیدا کردن, یافتن
او به دنبال تلفن گمشدهاش گشت، اما آن را پیدا نکرد.
to move using our legs, faster than we usually walk, in a way that both feet are never on the ground at the same time

دویدن
من مجبور شدم بدوم تا مطمئن شوم که قطار را از دست ندهم.
to occur at a specific time or location

رخ دادن, صورت گرفتن
a location where an event or action takes place, such as a meeting or performance

محل (برگزاری), مکان (برگزاری)
محل کنفرانس در مرکز شهر واقع شده است.
the act of presenting something such as a play, piece of music, etc. for entertainment

اجرا
اجرای او روی پیانو نفسگیر بود.
the seats that are located near the stage in a theater

صندلی ردیفهای جلو در سالن نمایش
صندلیهای نزدیک به صحنه در شب افتتاحیه پر از تماشاگران مشتاق بود.
a serious or urgent request for action

درخواست, تقاضا
او به درخواست او برای ماندن و گوش دادن بیاعتنایی کرد.
to organize a specific event, such as a meeting, party, election, etc.

برگزار کردن
مدیرعامل برگزار کرد مذاکراتی با سرمایهگذاران بالقوه.
to give someone what is needed or necessary

فراهم کردن, آماده کردن, تهیه کردن
معلم منابع اضافی را برای دانشآموزان فراهم میکند تا یادگیری آنها را بهبود بخشد.
to employ people for a company, etc.

جذب کردن (نیروی کار), استخدام کردن
آنها تصمیم گرفتند متخصصان باتجربه را استخدام کنند تا تخصص تیم را افزایش دهند.
the business of providing food, beverages, and other related services for events or occasions

تهیه غذا
to state or suggest something without being asked or told

داوطلبانه گفتن
او یک پیشنهاد برای بهبود گردش کار داوطلبانه ارائه داد، به امید سادهسازی فرآیند.
a group of people who have gathered to watch and listen to a play, concert, etc.

حضار, بیننده
او تماشاگران را برای یافتن خانوادهاش بررسی کرد.
to become visible and noticeable

ظاهر شدن, پدیدار شدن، دیده شدن
ماه از پشت ابرها ظاهر شد و نوری نقرهای بر منظر افکند.
to be the star performer in a concert or performance

بهعنوان هنرمند اصلی اجرا کردن
گروه معروف آماده است تا ستاره اصلی کنسرت در استادیوم در آخر هفته آینده باشد.
to do something difficult successfully

کار سختی را انجام دادن
او توانست پروژه را دقیقاً قبل از مهلت تمام کند.
the state of being protected or having protection against any types of danger

امنیت
امنیت فرودگاه برای اطمینان از ایمنی مسافران افزایش یافته است.
a position or location that offers a good view of something

چشمانداز, زاویه دید
برج یک نقطه دید عالی برای مشاهده مناظر ارائه میدهد.
a period of time that is celebrated due to cultural or religious reasons

روز جشن, عید
کریسمس یک جشنواره است که در سراسر جهان جشن گرفته میشود.
to organize items in a specific order to make them more convenient, accessible, or understandable

منظم کردن, مرتب کردن
او تصمیم گرفت کتابهایش را به ترتیب الفبایی مرتب کند تا مراجعه به آنها آسانتر شود.
the time at which a particular event happens

مناسبت, رویداد
این یک مناسبت نادر بود که تمام اعضای خانواده میتوانستند برای تعطیلات دور هم جمع شوند.
to complete or conduct a task, job, etc.

انجام دادن
انجام یک تحلیل جامع از روندهای بازار قبل از راهاندازی یک محصول جدید ضروری است.
| کتاب 'اینسایت' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 9 - 9C | واحد 9 - 9D | بینش واژگان 9 | واحد 10 - 10A |
| واحد 10 - 10C | واحد 10 - 10D | واحد 10 - 10E | بینش واژگان 10 |
