کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 6 - 6A
در اینجا واژگان واحد 6 - 6A در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "دستور کار"، "کاوش"، "اعتبار" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a list of things that need to be considered, solved, or done

برنامه
رهبر تیم به دقت دستور کار را دنبال کرد تا در برنامه باقی بماند.
to put someone or something in a position in which they are vulnerable or are at risk

به خطر انداختن
تصمیم جنجالی شرکت را در معرض چالشهای قانونی بالقوه قرار میدهد.
illegal and dishonest behavior of someone, particularly one who is in a position of power

فساد
او به فساد متهم شد پس از اینکه در ازای معاملات مساعد از پیمانکاران رشوه گرفت.
to find someone or something, often by following a series of clues or evidence

رد چیزی یا کسی را پیدا کردن
محققان اخیراً پول تقلبی را تا یک چاپخانه محلی ردیابی کردند.
a place or thing from which something originates or begins

خاستگاه, منبع، منشأ، سرچشمه
جشنواره منبع خود را از سنتهای باستانی میگیرد.
to extend or increase in influence or effect over a larger area or group of people

گسترش یافتن, شیوع یافتن، پخش شدن
استفاده از رادیو به مناطق دورافتاده گسترش یافت، که به مردم اجازه میداد اخبار را سریعتر دریافت کنند.
a piece of information or story that is circulated among a group of people, often without being confirmed as true or accurate

شایعه
to be deceived or tricked by someone or something

فریب خوردن
در دنیای دوستیابی آنلاین، ضروری است که محتاط باشید و به راحتی فریب شخصیت جذاب آنلاین کسی را نخورید.
a dishonest or illegal way of gaining money

کلاهبرداری, شیادی، گوشبری
شرکت به دلیل اجرای یک کلاهبرداری که هزاران مشتری را فریب داد، افشا شد.
the absence or insufficiency of something, often implying a deficiency or shortage

کمبود
جامعه با کمبود شدید منابع مراقبتهای بهداشتی مواجه شد.
a quality that renders a thing or person as trustworthy or believable

اعتبار, وثوق
اعتبار سازمان به دلیل رسوایی آسیب دید و منجر به از دست رفتن اعتماد عمومی شد.
(of a video, picture, piece of news, etc.) shared quickly on social media among a lot of Internet users

(محتوای اینترنتی) داغ و پربازدید
توییت او درباره محصول تکنولوژی جدید ویرال شد و منجر به بحثها و گفتگوهای آنلاین شد.
the large words in the upper part of a page of a newspaper, article, etc.

تیتر, عنوان
به محض اینکه تیتر منتشر شد، شبکههای اجتماعی با واکنشهای خوانندگان از سراسر جهان منفجر شدند.
a deceptive act or scheme intended to trick people

شوخی فریبآمیز, کلک، حقه
موزه یک شیء باستانی به ظاهر قدیمی را به نمایش گذاشت که بعداً به عنوان یک حقه فاش شد.
equipped with weapons or firearms

مسلح, مسلحانه
تیم SWAT با تجهیزات تاکتیکی و تفنگهای تهاجمی مسلح به صحنه رسید، آماده برای یک عملیات پرخطر.
to move quickly and with urgency, often in a disorderly manner

با شتاب حرکت کردن
پس از زلزله، ساکنان مجبور شدند برای یافتن سرپناه موقت و مایحتاج اولیه عجله کنند.
to dig into the ground, turning, loosening, or removing soil

حفاری کردن
او در خاک کندوکاو کرد، به دنبال گنج دفن شده.
dishonestly arranged or manipulated to produce a desired outcome

دستکاری شده, تحریف شده
بسیاری از مردم از مسابقه دستکاری شده عصبانی بودند.
an attempt to conceal something, often an illegal or unethical action or situation

سرپوش گذاری, نهان سازی
درگیری سیاستمدار در رسوایی بخشی از یک پوشش بزرگتر توسط دولت بود.
the fact of being responsible for what someone does and being able to explain the reasons

مسئولیت, پاسخگویی
رهبر تیم مسئولیت کامل شکست پروژه را پذیرفت.
able to be physically harmed or wounded

آسیبپذیر, ضعیف، حساس
سگ ولگرد، زخمی و تنها، در خیابانها آسیبپذیر به نظر میرسید.
experiencing great shock or sadness

بسیار شوکه و غمگین
تیم پس از باخت در بازی قهرمانی در ثانیههای پایانی ویران شد، رویاهایشان از بین رفت.
a guessing game that involves at least two players in which participants ask a question that has a surprising or clever answer

چیستان, معما
او پس از مدتها فکر کردن معما را حل کرد.
a precious or semi-precious piece of stone cut and polished to make items of jewelry

گوهرسنگ, گوهر، سنگ قیمتی
موزه یک تاج باستانی تزئین شده با جواهرات را به نمایش گذاشت.
to officially forbid a particular action, item, or practice

قدغن کردن, ممنوع کردن
جامعه بینالمللی برای ممنوعیت تجارت عاج گرد هم آمد.
(law) a formal statement made by someone confirming or denying their accusation

دادخواست
وکیل مدافع برای کاهش اتهامات بر اساس معامله اعتراف مذاکره شده با دادستانی استدلال کرد.
a determined effort or proposal to achieve a goal, win something, or gain favor

تلاش, کوشش
تلاش هنرمند برای به دست آوردن شناخت از طریق یک کمپین ویروسی انجام شد.
to stop engaging in an activity permanently

متوقف کردن, دست کشیدن
بعد از ده سال در شرکت، او تصمیم گرفت استعفا دهد و کسب و کار خود را شروع کند.
to make a sincere promise to do or not to do something particular

عهد کردن, سوگند خوردن
او در روز عروسیشان عشق جاودانه خود را به او قسم خورد.
to lessen the intensity of something or keep it under control, often through restraint or inhibition

کنترل کردن, مهار کردن
درمانگر به او تکنیکهایی آموخت تا اضطراب خود را در موقعیتهای استرسزا کاهش دهد.
to try to complete or do something difficult

سعی کردن, تلاش کردن
شرکت کوشیده است استراتژیهای مختلف بازاریابی را برای افزایش فروش امتحان کند.
to have power over a person, company, country, etc. and to decide how things should be done

کنترل کردن
رهبران سیاسی تلاش میکنند تا سیاستهایی که بر رفاه شهروندان تأثیر میگذارند را کنترل کنند.
something that is hard to explain or understand, often involving a puzzling event or situation with an unknown explanation

راز, معما، سر
دانشمند در حال تلاش برای حل معمای چگونگی انتشار بیماری است.
an assurance or declaration indicating the possible success or occurrence of something in the future

پتانسیل موفقیت
همکاری با یک شرکت معتبر وعده رشد و گسترش قابل توجهی را میدهد.
to formally forbid something from being done, particularly by law

منع کردن
مقررات منع میکند از پارکینگ در مقابل شیرهای آتشنشانی برای اطمینان از دسترسی آسان وسایل نقلیه اضطراری.
to ask for something politely or formally

درخواست کردن, تقاضا کردن
دکتر درخواست کرد که بیمار یک رژیم غذایی سخت و برنامه ورزشی را دنبال کند.
