کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 8
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 8 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "collapse"، "slaughter"، "distressing"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to develop something using certain facts, ideas, situations, etc.

بر چیزی مبتنی بودن, بر اساس چیزی بودن
آنها تصمیم خود را بر اساس یافتههای تحقیقات بازار بنیاد نهادند.
to move from a lower to a higher position

بالا آمدن
در حالی که جزر و مد در حال بالا آمدن بود، قایق شروع به شناور شدن کرد.
to cause something to occur

موجب شدن, باعث شدن
بارندگی شدید ممکن است منجر به سیل در مناطق کمارتفاع شود.
lack of equal distribution between two or more things, often resulting in an unfair situation

عدم تعادل, عدم توازن
تیم با عدم تعادل در مهارتها روبرو شد، که بر عملکردشان تأثیر گذاشت.
to be the cause of something

منجر (به چیزی) شدن, ختم شدن
غفلت از نگهداری میتواند منجر به تعمیرات پرهزینه شود.
(of a construction) to fall down suddenly, particularly due to being damaged or weak

فرو ریختن, فرو پاشیدن
پل زیر وزن کامیون بیش از حد بارگذاری شده فرو ریخت.
to be determined or affected by something else

بستگی داشتن
موفقیت یک سبک زندگی سالم به رژیم غذایی متعادل، ورزش منظم و خواب کافی بستگی دارد.
evoking a feeling of great respect, admiration, and sometimes fear

هیبتانگیز, باعظمت
آنها از معماری حیرتانگیز کلیسای قدیمی متحیر شدند.
so numerous that it cannot be easily counted or quantified

بیشمار
او در طول سالها بیشمار کمک به جامعه کرده است.
causing feelings of discomfort, sadness, or anxiety

آزاردهنده, ناراحتکننده
شنیدن درباره حادثه برای او ناراحت کننده بود، زیرا او قربانیان را شخصاً میشناخت.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
او یک تلویزیون عظیم خرید که یک دیوار کامل در اتاق نشیمنش را اشغال میکرد.
causing admiration because of size, skill, importance, etc.

تحسینبرانگیز, فوقالعاده
او در کنسرت اجرایی تحسینبرانگیز داشت.
to end the life of someone or something

کشتن
آفتکشها در کشاورزی برای کشتن حشرات مضر استفاده میشوند.
exceptionally large in size

غولپیکر, بسیار بزرگ
خدمه ساخت و ساز از جرثقیل عظیم که بر فراز محل ساخت و ساز برافراشته بود، شگفت زده شدند.
indicating a large number of something

متعدد, بیشمار
او این هفته متعدد دعوتنامه به رویدادهای اجتماعی دریافت کرد.
prohibited by law or made illegal

ممنوع, غیرقانونی
دولت عمل غیرقانونی شکار گونههای در معرض خطر را ممنوع کرد.
the killing of animals for food, often done on a large scale in industrial settings

سلاخی
بسیاری از مردم نگران شرایطی هستند که حیوانات قبل از کشتار در آن نگهداری میشوند.
causing sadness, anger, or concern

نگرانکننده, ناراحتکننده
پایان فیلم به طور غیرمنتظرهای ناراحتکننده بود.
food that is quickly prepared and served, such as hamburgers, pizzas, etc.

فستفود
او در راه بازگشت از محل کار مقداری فست فود گرفت.
the time in the middle of the day when we eat lunch

وقت ناهار
زمان ناهار من به دلیل برنامه کاری ام دیرتر از اکثر مردم است.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
رستوران جدید برگر در مرکز شهر به دلیل طعم های منحصر به فردش به سرعت محبوب شد.
commonly recognized, done, used, etc.

استاندارد
در این منطقه، دادن انعام به میزان 15٪ از کل صورتحساب به کارکنان خدماتی یک عمل استاندارد است.
belonging to or following the methods or thoughts that are old as opposed to new or different ones

سنتی
او رویکرد سنتی به فرزندپروری دارد، اعتقاد به قوانین و روالهای محکم دارد.
a ceremony or event where two people are married

عروسی
او در عروسی خواهرش یک لباس خیره کننده پوشید.
a large and formal meal for many people, often for a special event

ضیافت
ضیافت سالانه شرکت، دستاوردهای تیم در سال گذشته را با سخنرانیها، جوایز و یک شام مجلل جشن گرفت.
a selection or variety of food or drink, often of a particular type or from a certain region

غذا و نوشیدنی
کافه در غذاهای گیاهی تخصص دارد.
to ask for something, especially food, drinks, services, etc. in a restaurant, bar, or shop

سفارش دادن
او عاشق سفارش دادن غذاهای دریایی تازه است وقتی کنار ساحل غذا میخوریم.
