کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 8

در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 8 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "collapse"، "slaughter"، "distressing"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
to base on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی مبتنی بودن

Ex: The report is based on extensive research in the field .

گزارش بر اساس تحقیقات گسترده در این زمینه است.

to rise [فعل]
اجرا کردن

بالا آمدن

Ex: The water level had been rising steadily due to heavy rainfall .

سطح آب به دلیل بارندگی شدید به طور پیوسته بالا می‌رفت.

اجرا کردن

موجب شدن

Ex: Good communication can result in stronger relationships with others .

ارتباط خوب می‌تواند منجر به روابط قوی‌تر با دیگران شود.

imbalance [اسم]
اجرا کردن

عدم تعادل

Ex: The imbalance in the ecosystem caused several species to decline .

عدم تعادل در اکوسیستم باعث کاهش چندین گونه شد.

to lead [فعل]
اجرا کردن

منجر (به چیزی) شدن

Ex: Reckless driving can lead to accidents .

رانندگی بی‌پروا می‌تواند منجر به تصادفات شود.

to collapse [فعل]
اجرا کردن

فرو ریختن

Ex: A gas explosion in the factory caused a section of the building to collapse .

انفجار گاز در کارخانه باعث فروریختن بخشی از ساختمان شد.

اجرا کردن

بستگی داشتن

Ex: The accuracy of scientific experiments depends on precise measurements and controlled variables .

دقت آزمایش‌های علمی به اندازه‌گیری‌های دقیق و متغیرهای کنترل‌شده بستگی دارد.

اجرا کردن

هیبت‌انگیز

Ex: She felt an awe-inspiring sense of accomplishment after reaching her goal .

او پس از رسیدن به هدفش احساسی از دستاورد پر از هیبت را تجربه کرد.

countless [صفت]
اجرا کردن

بی‌شمار

Ex: The night sky was filled with countless stars .

آسمان شب پر از ستارگان بی‌شمار بود.

distressing [صفت]
اجرا کردن

آزار‌دهنده

Ex:

کابوس‌های مکرر کودک برای والدین ناراحت‌کننده بود.

huge [صفت]
اجرا کردن

بسیار بزرگ

Ex: The huge tree in their backyard provided shade for the entire garden .

درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایه‌ای برای تمام باغ فراهم می‌کرد.

impressive [صفت]
اجرا کردن

تحسین‌برانگیز

Ex: Her impressive leadership skills helped guide the team to success .

مهارت‌های رهبری تحسین‌برانگیز او به هدایت تیم به سمت موفقیت کمک کرد.

to kill [فعل]
اجرا کردن

کشتن

Ex: The chef had to kill the lobster before cooking it .

آشپز مجبور شد قبل از پختن خرچنگ دریایی آن را بکشد.

monstrous [صفت]
اجرا کردن

غول‌پیکر

Ex: The monstrous elephant charged through the forest , leaving a trail of destruction in its wake .

فیل عظیم‌الجثه از میان جنگل حمله کرد و ردّی از ویرانی به جای گذاشت.

numerous [صفت]
اجرا کردن

متعدد

Ex: He faced numerous obstacles while trying to complete the project .

او در تلاش برای تکمیل پروژه با متعدد موانع روبرو شد.

outlawed [صفت]
اجرا کردن

ممنوع

Ex: They discovered that several outlawed substances were still in circulation .

آنها کشف کردند که چند ماده ممنوعه هنوز در گردش هستند.

slaughter [اسم]
اجرا کردن

سلاخی

Ex: Regulations have been put in place to ensure humane slaughter practices .

مقرراتی وضع شده‌اند تا از روش‌های کشتار انسانی اطمینان حاصل شود.

upsetting [صفت]
اجرا کردن

نگران‌کننده

Ex: The upsetting news of the accident left everyone feeling shaken and concerned .

اخبار ناراحت کننده حادثه همه را متشنج و نگران گذاشت.

fast food [اسم]
اجرا کردن

فست‌فود

Ex: I try to avoid fast food , but sometimes I crave a burger .

من سعی می‌کنم از فست فود اجتناب کنم، اما گاهی هوس یک برگر می‌کنم.

lunchtime [اسم]
اجرا کردن

وقت ناهار

Ex: We usually meet in the park during lunchtime .

ما معمولاً در پارک در زمان ناهار ملاقات می‌کنیم.

popular [صفت]
اجرا کردن

محبوب

Ex: She 's the most popular student in her grade .

او محبوب‌ترین دانش‌آموز در کلاس خود است.

standard [صفت]
اجرا کردن

استاندارد

Ex: The standard attire for the event is business casual , so please dress accordingly .

پوشش استاندارد برای این رویداد business casual است، لطفاً متناسب با آن لباس بپوشید.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

wedding [اسم]
اجرا کردن

عروسی

Ex: After the wedding , the couple left for their honeymoon in Italy .

بعد از عروسی، زوج برای ماه عسل به ایتالیا رفتند.

banquet [اسم]
اجرا کردن

ضیافت

Ex: A traditional Chinese banquet typically includes a variety of dishes symbolizing prosperity , happiness , and longevity .

یک ضیافت سنتی چینی معمولاً شامل انواع غذاهایی است که نماد رونق، شادی و طول عمر هستند.

fare [اسم]
اجرا کردن

غذا و نوشیدنی

Ex: The cruise offered an elegant selection of seafood fare .

کروز یک انتخاب شیک از غذاهای دریایی ارائه می‌داد.

to order [فعل]
اجرا کردن

سفارش دادن

Ex: She ordered a latte to go from the coffee shop .

او یک لاته برای بیرون‌بر از کافی‌شاپ سفارش داد.

snack [اسم]
اجرا کردن

میان‌وعده

Ex: She often has a snack between breakfast and lunch to stave off hunger .

او اغلب بین صبحانه و ناهار یک میان وعده می‌خورد تا گرسنگی را برطرف کند.

takeaway [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex: We ’re having takeaway tonight because I do n’t feel like cooking .

امشب غذای بیرون‌بر می‌خوریم چون حوصله آشپزی ندارم.