مهارت‌های واژگان SAT 3 - درس 43

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 3
tortious [صفت]
اجرا کردن

وابسته به شبه‌جرم

Ex: Defamation , such as slander or libel , is often classified as tortious conduct .

تهمت، مانند تهمت یا افترا، اغلب به عنوان رفتار ضرب و شتم طبقه‌بندی می‌شود.

tortuous [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: The book 's tortuous narrative style made it challenging to keep track of the main plot .

سبک روایی پیچیده کتاب، دنبال کردن طرح اصلی داستان را دشوار کرده بود.

torturous [صفت]
اجرا کردن

طاقت‌فرسا

Ex: Waiting for the verdict was a torturous experience .

انتظار برای حکم یک تجربه شکننده بود.

spectator [اسم]
اجرا کردن

تماشاگر

Ex: A true sports fan , she never missed a chance to be a spectator at live events , soaking in the atmosphere and excitement .

یک طرفدار واقعی ورزش، او هرگز فرصت بودن به عنوان تماشاگر در رویدادهای زنده را از دست نداد، در حالی که از جو و هیجان لذت می‌برد.

specter [اسم]
اجرا کردن

وهم

Ex: The thought of the upcoming examination was a specter that left him feeling nervous .

فکر امتحان پیش رو یک شبح بود که او را عصبی می‌کرد.

spectrum [اسم]
اجرا کردن

طیف

Ex: The full spectrum includes gamma rays , X-rays , and radio waves .

طیف کامل شامل پرتوهای گاما، اشعه ایکس و امواج رادیویی است.

to converge [فعل]
اجرا کردن

تلاقی کردن

Ex: The walking paths in the park converge at a beautiful gazebo , providing a focal point for visitors .

مسیرهای پیاده‌روی در پارک در یک آلاچیق زیبا به هم می‌رسند، که نقطه کانونی برای بازدیدکنندگان فراهم می‌کند.

to degrade [فعل]
اجرا کردن

موجب فرسایش شدن

Ex: The constant freeze and thaw cycles degrade the rock faces .

چرخه‌های مداوم یخ‌زدن و ذوب تخریب می‌کنند سطوح سنگ را.

eloquent [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بیان

Ex: She 's eloquent , effortlessly captivating audiences with her persuasive and articulate speech .

او فصیح است، با سخنرانی متقاعدکننده و شیوای خود به راحتی مخاطبان را مجذوب می‌کند.

eloquence [اسم]
اجرا کردن

سخنوری

Ex: His eloquence during the debate helped persuade many people to support his views .

فصاحت او در طول مناظره به متقاعد کردن بسیاری از افراد برای حمایت از دیدگاه‌هایش کمک کرد.

soliloquy [اسم]
اجرا کردن

تک‌گویی

Ex: He paced the room , lost in a soliloquy about his next move .

او در اتاق قدم می‌زد، در یک تک‌گویی درباره حرکت بعدی خود غرق شده بود.

اجرا کردن

رقص‌آرایی کردن

Ex: The ballet company is choreographing a classical piece for their repertoire .

کمپانی باله در حال طراحی رقص برای یک قطعه کلاسیک در رپرتوار خود است.