to form a theory or opinion about a subject without knowing all the facts

حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
a person who takes financial risks for potential profits

سرمایهگذار خطرپذیر, زمینخوار
to be closely connected or have mutual effects

همبستگی داشتن, مرتبط بودن، بستگی داشتن
مطالعات نشان میدهند که کیفیت خواب ممکن است با عملکرد شناختی در بزرگسالان مسن همبستگی داشته باشد.
a mutual relationship between things, where one tends to influence the other

همبستگی, ارتباط، ربط
بین کیفیت خواب و خلق و خو همبستگی قوی وجود دارد.
to make someone feel disheartened or low in spirits

سرافکنده کردن, دلسرد کردن، اندوهگین کردن
انتقادهای مداوم رئیسش او را دلسرد کرد.
a state of low spirits, sadness, or melancholy

دلتنگی, ماتمزدگی
وقتی خبر فوت مادربزرگش را شنید، موجی از افسردگی بر او چیره شد.
to make a statement or narrative more interesting by exaggerating or adding incorrect information

آبوتاب (چیزی را) زیاد کردن
فروشنده ویژگیهای محصول را زیبا جلوه داد و ادعاهای اغراقآمیزی درباره عملکرد آن کرد.
care or worry for a person's well-being

دلواپسی, نگرانی
او پس از حادثه نگرانی عمیقی برای سلامتی دوستش ابراز کرد.
displaying careful, watchful attention, often in a way that shows eagerness to help or please

مواظب
او نسبت به مهمانانش مهربان بود و اطمینان حاصل میکرد که تمام نیازهایشان برآورده شود.
reflecting deep sincerity or a lack of humor

جدی, مصمم، موقر
او با لحنی رسمی صحبت کرد، بر اهمیت این مناسبت تأکید کرد.
dating back to the ancient past

باستانی
محققان نمادهای کهن یافت شده در نقاشیهای غارهای پیش از تاریخ را مطالعه میکنند.
a state of being exceedingly poor and in need

تنگدستی, فقر
رمان واقعیت سخت زندگی در فقر شدید را به تصویر میکشد.
extremely poor or unwilling to spend money

بیبضاعت, تهیدست
پس از از دست دادن شغلش، خود را در وضعیتی فقیرانه یافت، قادر به پرداخت اجارهاش نبود.
to argue logically in order to disprove a statement

استدلال (دیگری را) رد کردن, پاسخ متقابل دادن
the act of arguing to prove that something, usually an accusation or evidence, is wrong

اثبات نادرستی, رد استدلال
to feel the desire to do something

وسوسه شدن
چشمانداز گذراندن یک شب آرام در خانه با یک کتاب خوب پس از یک هفته طولانی او را وسوسه کرد.
a person who encourages others to make choices that might not be the best or safest

وسوسهکننده, فریبنده
the study of civilizations of the past and historical periods by the excavation of sites and the analysis of artifacts and other physical remains

باستانشناسی
کشف سنگ رشید یک پیشرفت در مصرشناسی و باستانشناسی بود که امکان رمزگشایی هیروگلیفهای مصری باستان را فراهم کرد.
