مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 16

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
اجرا کردن

گوناگون

Ex: The company offers a multifarious range of products to meet diverse consumer needs .

شرکت طیف متنوعی از محصولات را برای پاسخگویی به نیازهای متنوع مصرف‌کنندگان ارائه می‌دهد.

multiform [صفت]
اجرا کردن

چندشکلی

Ex:

سبک نوشتاری او چندریخت است، بین شعر، نثر و حتی داستان‌سرایی گرافیکی تغییر می‌کند.

اجرا کردن

کثرت

Ex: The city offers a multiplicity of cultural experiences , from museums to music festivals .

شهر تعددی از تجربیات فرهنگی را ارائه می‌دهد، از موزه‌ها تا جشنواره‌های موسیقی.

potable [صفت]
اجرا کردن

آشامیدنی

Ex: The government declared the water in the wells to be potable after extensive testing .

دولت پس از آزمایش‌های گسترده اعلام کرد که آب چاه‌ها قابل شرب است.

potency [اسم]
اجرا کردن

اقتدار

Ex: His leadership carried great potency , inspiring his team to achieve extraordinary results .

رهبری او قدرت زیادی داشت، که تیمش را برای دستیابی به نتایج خارق‌العاده الهام می‌داد.

potent [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: His potent presence in the room commanded attention from everyone .

حضور قدرتمند او در اتاق توجه همه را جلب کرد.

impotent [صفت]
اجرا کردن

ناتوان

Ex: The impotent plea for help was ignored by those in charge , leaving the issue unresolved .

درخواست ناتوان کمک توسط مسئولان نادیده گرفته شد و مشکل حل نشده باقی ماند.

potentate [اسم]
اجرا کردن

حاکم مستبد

Ex: The potentate ’s palace was a symbol of his unchallenged power and opulent lifestyle .

کاخ حاکم مطلق نماد قدرت بی‌چون و چرای او و سبک زندگی پرزرق و برقش بود.

potential [صفت]
اجرا کردن

محتمل

Ex: She noticed potential flaws in the design and suggested improvements .

او نقص‌های بالقوه در طراحی را متوجه شد و بهبودهایی را پیشنهاد داد.

potion [اسم]
اجرا کردن

خیسانده

Ex: The old alchemist mixed a special potion that promised to grant eternal youth .

کیمیاگر پیر یک معجون ویژه را مخلوط کرد که وعده جوانی ابدی را می‌داد.

atypical [صفت]
اجرا کردن

غیر معمول

Ex: The atypical design of the building caught everyone 's attention .

طراحی غیرمعمول ساختمان توجه همه را جلب کرد.

to atrophy [فعل]
اجرا کردن

تحلیل رفتن

Ex:

کمبود مراقبت مناسب در حال حاضر باعث آتروفی گیاه می‌شود.

atheist [صفت]
اجرا کردن

خداناباور

Ex: His atheist views often sparked lively debates with his religious friends .

نظرات خداناباورانه او اغلب منجر به بحث‌های پرشور با دوستان مذهبی‌اش می‌شد.

bon mot [اسم]
اجرا کردن

بذله

Ex: Her bon mot about politics sparked an interesting conversation among the group .

bon mot او درباره سیاست، یک گفتگوی جالب در میان گروه به راه انداخت.

bona fide [صفت]
اجرا کردن

اصل

Ex: After much investigation , they confirmed that the antique furniture was bona fide , not a modern imitation .

پس از تحقیقات فراوان، آنها تأیید کردند که مبلمان عتیقه بونا فیده بود، نه یک تقلید مدرن.

cycloid [صفت]
اجرا کردن

شبیه دایره

Ex:

مهندسان خواص یک مسیر سیکلوئید را برای بهینه‌سازی طراحی مکانیزم‌های غلتشی مطالعه کردند.

cygnet [اسم]
اجرا کردن

جوجه قو

Ex: The cygnet nestled under its mother 's wing for warmth during the chilly morning .

جوجه قو در صبح سرد برای گرم شدن زیر بال مادرش پناه گرفت.

cynosure [اسم]
اجرا کردن

موردتوجه

Ex: The new art exhibit became the cynosure of the gallery , attracting visitors from all over the city .

نمایشگاه هنری جدید به cynosure گالری تبدیل شد و بازدیدکنندگان را از سراسر شهر جذب کرد.

offhand [قید]
اجرا کردن

بی‌تأمل

Ex:

او بی‌توجه در مورد ظاهر او نظر داد، بدون اینکه متوجه شود احساساتش را جریحه‌دار کرده است.

offshoot [اسم]
اجرا کردن

پیامد

Ex: The new tech innovation was an offshoot of years of dedicated research into AI .

نوآوری تکنولوژیکی جدید فرآورده فرعی سال‌ها تحقیق اختصاصی در زمینه هوش مصنوعی بود.