کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 7 - مرجع
در اینجا واژگان از واحد 7 - مرجع در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "رسمی"، "کرم کتاب"، "مرور"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
related to education, particularly higher education

علمی, آموزشی، آکادمیک
کنفرانس آکادمیک محققان را از سراسر جهان گرد هم میآورد تا در مورد پیشرفتها در زمینههای خود بحث کنند.
suitable for fancy, important, serious, or official occasions and situations

رسمی
استفاده از زبان رسمی در مصاحبه شغلی مهم است.
happening without a pause or break

مستمر, مداوم
او از صدای مداوم شهر لذت میبرد در حالی که در خیابانهای شلوغ قدم میزد.
the certificate that is given to university or college students upon successful completion of their course

مدرک دانشگاهی
او با افتخار مدرک کارشناسی ارشد خود در مهندسی را بر دیوار دفترش به نمایش گذاشت.
a way of testing how much someone knows about a subject

امتحان, آزمون
دانشآموزان مجاز به استفاده از تلفنهای خود در طول امتحان نیستند.
a series of lessons or lectures on a particular subject

دوره (درسی), درس، کلاس
من دارم یک دوره آنلاین میگذرانم تا یک زبان جدید یاد بگیرم.
a careful and systematic study of a subject to discover new facts or information about it

پژوهش, تحقیق
دانشمند تحقیقات گستردهای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی انجام داد.
a branch or an area of knowledge that we study at a school, college, or university

رشته تحصیلی, مبحث
در مدرسه ابتدایی، دانشآموزان درباره موضوعات مختلفی مانند ریاضیات، علوم و تاریخ یاد میگیرند.
to be unsuccessful in accomplishing something

ناکام ماندن, شکست خوردن
آزمایش به دلیل عوارض پیشبینی نشده شکست خورد.
a letter or number given by a teacher to show how good a student's performance is; a point given for a correct answer in an exam or competition

نمره
معلم به ازای هر پاسخ درست در آزمون یک نمره داد.
a talk given to an audience about a particular subject to educate them, particularly at a university or college

ارائه علمی
او در یک سخنرانی درباره تاریخ مدرن اروپا شرکت کرد.
to finish a university, college, etc. study course successfully and receive a diploma or degree

فارغالتحصیل شدن
آنها با مدرک مهندسی از دانشگاه فارغالتحصیل شدند.
an act or opinion that is wrong

اشتباه, خطا
مرتکب شدن اشتباه ارزش شما را تعریف نمیکند؛ این فرصتی برای یادگیری و بهبود است.
gradual movement toward a goal or a desired state

پیشرفت
با تمرین مداوم، دانشآموز در مهارتهای گیتار خود پیشرفت پیوستهای داشت و هر هفته آکوردهای جدیدی را فرا میگرفت.
a short piece of writing that helps us remember something

یادداشت (جهت یادآوری)
جین یک یادداشت شیرین روی میز دوستش گذاشت تا روزش را روشن کند.
a choice or judgment that is made after adequate consideration or thought

تصمیم
هیئت مدیره به یک تصمیم یکپارچه برای تصویب سیاست جدید شرکت رسید.
the act of putting an idea or plan forward for someone to think about

پیشنهاد
ما از هر پیشنهادی برای بهبود خدمات مشتریان خود استقبال میکنیم.
to get the necessary grades in an exam, test, course, etc.

قبول شدن, پاس کردن
او هنوز امتحان رانندگی خود را نپذیرفته است.
to make changes to something, especially in response to new information, feedback, or a need for improvement

بازنگری کردن, اصلاح کردن
معلم به دانشآموزان اجازه داد تا پس از اینکه بحث کلاس دیدگاههای جدیدی را روشن کرد، مقالات خود را مرور کنند.
a class or course at a college or university in which a small group of students and a teacher discuss a specific subject

سمینار, جلسه
او هفته گذشته در یک سمینار درباره پایداری محیط زیست شرکت کرد.
a learning system in which students and teachers do not attend classes instead use online or broadcast resources

آموزش از راه دور
آموزش از راه دور به دلیل راحتی که برای افراد ساکن در مناطق دورافتاده فراهم میکند، محبوبیت بیشتری پیدا کرده است.
not showing worry, anger, or other strong emotions

آرام, ریلکس
او یک نفس عمیق کشید تا در موقعیت استرسزا آرام بماند.
easy to understand

آشکار, بارز
اسلایدهای ارائه روشن بودند، با نکات گلولهای مختصر و تصاویر مرتبط.
giving someone hope, confidence, or support

دلگرمکننده, نویدبخش
لبخندش در طول گفتگوی دشوار گرم و تشویقکننده بود.
causing one to feel fear

ترسناک, وحشتناک
درک ترسناک این که آنها پاسپورتهای خود را در یک کشور خارجی گم کردهاند، به آنها دست داد.
producing feelings of motivation, enthusiasm, or admiration

الهامبخش
معلم یک درس الهامبخش داد که عشق به علم را در دانشآموزانش برانگیخت.
catching and keeping our attention because of being unusual, exciting, etc.

جالب, جذاب، هیجانانگیز
جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سالها چگونه تکامل یافته است.
having a lot of information or expertise in a particular subject or field

آگاه
استاد در مورد تاریخ باستان، به ویژه تمدنهای بینالنهرین آگاه است.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
دکتر با بیمار مسنی که سوالات تکراری درباره داروهایش میپرسید، صبور باقی ماند.
(of a person) closely adhering to a specified set of rules and principles

فرد سختگیر
جان یک پرهیزکار سختگیر است و هرگز الکل نمینوشد.
not judging someone and forgiving toward them when they do something wrong or make a mistake

منطقی و دلسوز
به خاطر رفتار فهمیده او، در زمانهای سخت به عنوان تکیهگاهی برای اطرافیانش دیده میشود.
a person who loves reading books and often spends a lot of time reading

فرد بسیار کتابخوان, فرد عشق مطالعه
کتابخانه جایگاه کاملی برای یک کرم کتاب مثل او بود.
an intensive and brief period of study or training in a particular subject or skill

دوره آموزشی فشرده و کوتاه مدت, کلاس فشرده و کوتاه مدت
شرکت یک دوره فشرده در مدیریت پروژه ارائه داد.
to commit oneself fully to a particular task, project, or pursuit with enthusiasm, determination, and a willingness to take risks
the process of learning something new, especially when it takes time and effort

منحنی یادگیری, فرآیند تدریجی یادگیری
to give a person help or assistance in doing something

کمکدستِ کسی شدن, دستِ کسی را گرفتن
به برادرش توی تکالیفش کمک کرد.
a piece of evidence that leads someone toward the solution of a crime or problem

سرنخ
او به دنبال سرنخی در دفتر خاطرات قدیمی بود که ممکن است گذشته مرموز مادربزرگش را توضیح دهد.
to have very good knowledge or understanding about someone or something

زیر و بمِ چیزی را دانستن, مو به مو شناختن
بعد از سالها زندگی با او، زیر و بمش را میدانم.
by relying only on one's memory

از حفظ
to estimate or form a conclusion about something without sufficient information to verify its accuracy

حدس زدن
آیا میتوانید حدس بزنید چند ژلهبین در شیشه وجود دارد؟
in a distinctive and very successful way

باموفقیت چشمگیر, باسربلندی
تیم پروژه را باموفقیت چشمگیر به پایان رساند.
anything that is very easy to achieve or do

مثل آب خوردن, کار آسان
نصب برنامه مثل آب خوردن است؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
used to imply that regular and persistent practice of a skill or activity is necessary in order to become proficient or skilled at it

کار نیکو کردن از پر کردن است
someone who is considered the teacher's favorite student and therefore has advantage over others in the classroom

عزیزدُردانهی معلم, شاگرد محبوب معلم
مثل عزیزدُردانهی معلم رفتار کرد و تکلیف را به کلاس یادآوری کرد.
a situation that is very difficult because one is not prepared to deal with it

موقعیت سخت و دشوار, مخمصه
تحویل گرفتن کلاس بدون هیچ آموزشی، واقعاً مخمصه بود.
to practice and improve skills or knowledge that one has learned in the past

مرور کردن, دوره کردن
او نیاز دارد مهارتهای ارائه خود را برای جلسه مهم تقویت کند.
to acquire a new skill or language through practice and application rather than formal instruction

فراگرفتن (با تمرین), یاد گرفتن (با تمرین)
شما تعجب خواهید کرد که چقدر سریع کودکان فناوری جدید را میآموزند.
to start focusing on and engaging in a task or activity in a serious or determined manner

به کاری پرداختن
با غروب خورشید، آنها تصمیم گرفتند شروع کنند به پختن شام.
to successfully complete a task

با موفقیت به پایان رساندن, تمام کردن
هدف تیم گذر از تمامی موارد دستور جلسه در جلسه است.
to waste time or engage in idle, unproductive activity

وقت تلف کردن
در حالی که من درس میخواندم، هماتاقی من وقت تلف میکرد و بازیهای ویدیویی انجام میداد.
