مات
مه آنقدر غلیظ بود که همه چیز را کدر کرد و دید را مبهم ساخت.
مات
مه آنقدر غلیظ بود که همه چیز را کدر کرد و دید را مبهم ساخت.
متقاعدکننده
توضیح متقاعدکننده او درباره تئوری علمی به دانشآموزان کمک کرد تا مفاهیم پیچیده را به راحتی درک کنند.
فکر کردن
وقتی با یک مشکل چالشبرانگیز مواجه میشوید، تفکر عمیق قبل از جستجوی راهحل مفید است.
شرح دادن
مدیر سیاست جدید را توضیح داد تا مطمئن شود همه کارمندان تغییرات را درک کردهاند.
مقدمه
او در پیشگفتار رمانش از مربیان خود تشکر کرد.
دیباچهای
سخنرانی مقدماتی او به مخاطبان یک نمای کلی کوتاه از برنامه شب داد.
پذیرا
به عنوان یک مربی، او همیشه به نگرانیها و سوالات شاگردانش گوشدهنده است.
غیرمنطقی
توضیح او غیرمنطقی بود و همه را گیج کرد.
پارسایی
تقوای او دیگران را در جامعه الهام بخشید.
دیوانهخانه
نویسندگان دوران ویکتوریا اغلب تیمارستانها را به عنوان مکانهای تاریک و بیرحم به تصویر میکشیدند.
آراستن
تئاتر برای اجرا با لباسهای پیچیده و وسایل صحنه درخشان آراسته شده بود.