کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 10 - واژگان
در اینجا کلمات واحد 10 - واژگان در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "clam up"، "soldier on"، "lounge around" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
stressful or anxious due to having too many tasks or responsibilities to handle within a limited time

تحت فشار (از نظر روانی)
completely under one's direct control

زیر سلطه کسی, در مشت کسی
در عرض یک ماه او را در مشت خود گرفت.
to experience financial failure or bankruptcy, often leading to the end or termination of a business or company

ورشکسته شدن
مدیریت نادرست وجوه شرکت منجر به ورشکستگی آن شد.
to record something on a piece of paper by writing

نوشتن
من دوست دارم اهدافم را بنویسم تا بتوانم آنها را پیگیری کنم.
to move with a lower speed or rate of movement

آهستهتر شدن, از سرعت چیزی کم شدن
همانطور که قطار وارد ایستگاه شد، شروع به کند شدن تدریجی کرد.
to return to a person or place

برگشتن, بازگشتن
آنها به سفر رفتند و انتظار میرود که فردا بازگردند.
to choose to continue an ongoing activity

ادامه دادن
گروه تصمیم گرفت ادامه دهد به اجرا علیرغم مشکلات فنی.
to decide the winner of a contest or competition by holding a second or subsequent round of voting or competition between the top candidates or teams

دور دوم انتخابات را برگزار کردن
انتخاب آنقدر نزدیک بود که مجبور شدند بین دو نامزد برتر دور دوم برگزار کنند.
to start a journey

به سفری رفتن, راه افتادن
خانواده با هیجان برای تعطیلات خود به کوهستان حرکت کردند.
to spend time relaxing or being idle, often in a comfortable and unhurried manner

وقت گذرانی کردن
گربه همیشه یک نقطه آفتابی پیدا میکند تا استراحت کند و چرت بزند.
to consume the entire contents of a glass, bottle, or other container that holds a beverage

تا ته نوشیدن, تاآخر نوشیدنی را نوشیدن
کاکائوی داغ خوشمزه بود، و او با اشتیاق تصمیم گرفت تا آخرین قطره را بنوشد.
to add up a group of items or numbers to determine the total

جمع زدن, حساب کردن
در طول بررسی موجودی، تیم مجبور شد موجودی انبار را شمرده کند.
to close or secure something in a place where it cannot be removed or accessed without the appropriate authorization, key, or combination

چیزی را قفل کردن (به منظور ایمن کردن آن)
دانشمند مواد شیمیایی خطرناک را در یک آزمایشگاه امن قفل کرد.
to suddenly become silent or refuse to talk, often because of nervousness, fear, or a desire to keep information secret

سکوت کردن, ساکت شدن، (دیگر) صحبت نکردن
در طول بازجویی، مظنون ناگهان خفه شد و از پاسخ به سوالات بیشتر خودداری کرد.
to continue moving forward despite obstacles, challenges, or difficulties

با پشتکار ادامه دادن, علیرغم دشواریها کاری را ادامه دادن
تیم با موانع غیرمنتظرهای روبرو شد اما تصمیم گرفت به پیشروی ادامه دهد و مأموریت را به پایان برساند.
to lose consciousness

غش کردن, بیهوش شدن
بدون تهویه کافی در اتاق، چند نفر شروع به احساس کردند که ممکن است هوش خود را از دست بدهند.
to operate a vehicle aimlessly or without a specific destination in mind

با ماشین پرسه زدن
او دوست دارد بدون مقصد رانندگی کند وقتی که نیاز به زمان برای فکر کردن دارد.
to spend time in a place, often without a specific purpose or activity

(در جایی) وقتگذرانی کردن
او تصمیم گرفت در اطراف کافه بچرخد تا ببیند آیا دوستانش ظاهر میشوند یا نه.
to reduce the amount, size, or number of something

کاهش دادن, کم کردن
دولت اقداماتی را برای کاهش انتشار کربن و مبارزه با تغییرات آب و هوایی اجرا کرد.
to put things into containers or bags in order to transport or store them

وسیله جمع کردن
من همیشه شب قبل ناهارم را آماده میکنم تا صبح وقت کمتری بگیرد.
| کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته | |||
|---|---|---|---|
| واحد 9 - مرجع | واحد 10 - درس 1 | واحد 10 - درس 2 | واحد 10 - واژگان |
| واحد 10 - مرجع | |||
