کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 10 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 2 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "مبهوت"، "غافلگیر کردن"، "شاد" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
feeling intense excitement or pleasure

هیجانزده
تماشاگران از اجرای نفسگیر بندبازان در سیرک هیجانزده شدند.
(of a person) feeling great anger

خشمگین, بسیار عصبانی
او از خودش به خاطر چنین اشتباه پرهزینهای عصبانی بود.
to surprise someone so much that they are unable to react quickly

متعجب ساختن, غافلگیر کردن
افشای شگفتانگیز در گزارش تحقیق کمیته را متعجب کرد.
extremely excited and happy

سرخوش, سرمست
زوج هنگام فهمیدن این که منتظر اولین فرزندشان هستند، بسیار خوشحال بودند.
not showing any concern in one's attitude or actions toward a particular person, situation, or outcome

بیتفاوت, بیاهمیت
علیرغم فوریت وضعیت، او نسبت به درخواستهای کمک دوستش بیتفاوت باقی ماند.
feeling very unhappy or uncomfortable

بدبخت, بینوا، بیچاره
او بعد از بحث بدبخت به نظر میرسید، صورتش رنگ پریده و خیس از اشک بود.
very pleased, proud, or delighted about something

راضی, خشنود، خوشحال
والدین در حال تماشای فرزندشان که با افتخار فارغالتحصیل میشد، احساس خوشحالی میکردند.
lacking interest or enthusiasm toward something

بیاشتیاق, بیعلاقه
گربه به اسباببازی جدید بیعلاقه بود و بعد از یک بار بو کردن آن دور شد.
feeling extremely scared

وحشتزده
توله سگ وحشتزده در طول آتشبازی پشت کاناپه پنهان شد.
extremely surprised or astonished to the point of being speechless or confused

ماتومبهوت, انگشت به دهان
وقتی فهمید گروه مورد علاقهاش در شهر اجرا میکند، احساس متعجب کرد.
so surprised or shocked that one is temporarily unable to speak or react

ماتومبهوت
وقتی پس از 20 سال دوست دوران کودکیام را دیدم، مبهوت شدم؛ نمیتوانستم باور کنم که واقعاً اوست.
feeling very angry or deeply offended

شدیدا عصبانی
وقتی اتهامات دروغین آنلاین را خواند، خشمگین به نظر میرسید.
filled with great pleasure or joy

راضی, شادمان
آنها از منظره خیرهکننده از قله کوه خوشحال شدند.
extremely angry, furious, or emotionally agitated

خشمگین
مشتری خشمگین بود چون رستوران برای سومین بار سفارش او را اشتباه گرفته بود.
frozen in place, often due to shock or fear

خشکزده (از شدت ترس), وحشتزده
در حضور امواج عظیم، شناگران ساحلی یخ زده و بیصدا ماندند.
feeling disturbed or distressed due to a negative event

ناراحت, دلخور
ناراحت از انتقادات، او تصمیم گرفت از شبکههای اجتماعی فاصله بگیرد.
| کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته | |||
|---|---|---|---|
| واحد 9 - مرجع | واحد 10 - درس 1 | واحد 10 - درس 2 | واحد 10 - واژگان |
| واحد 10 - مرجع | |||
