کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته - واحد 10 - درس 2
در اینجا واژگان از واحد 10 - درس 2 در کتاب درسی Total English Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "مبهوت"، "غافلگیر کردن"، "شاد" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
feeling intense excitement or pleasure

هیجانزده
بچهها هیجانزده بودند وقتی شنیدند که برای تعطیلات به دیزنیلند میروند.
(of a person) feeling great anger

خشمگین, بسیار عصبانی
او بعد از دریافت جریمه پارکینگ به دلیل پارک در جای اشتباه خشمگین بود.
to surprise someone so much that they are unable to react quickly

متعجب ساختن, غافلگیر کردن
استعفای ناگهانی او تمام تیم را متعجب کرد.
extremely excited and happy

سرخوش, سرمست
او پس از دریافت پیشنهاد شغل رویاییاش سرخوش بود.
not showing any concern in one's attitude or actions toward a particular person, situation, or outcome

بیتفاوت, بیاهمیت
او نسبت به شکایات همکارش بیتفاوت به نظر میرسید، هیچ همدردی نشان نمیداد.
feeling very unhappy or uncomfortable

بدبخت, بینوا، بیچاره
کار کردن ساعات طولانی بدون استراحت او را بدبخت احساس کرد.
very pleased, proud, or delighted about something

راضی, خشنود، خوشحال
آنها از ترفیع خود در محل کار بسیار خوشحال بودند.
lacking interest or enthusiasm toward something

بیاشتیاق, بیعلاقه
دانشآموزان به سخنرانی بیعلاقه بودند زیرا موضوع به زندگی آنها مربوط نبود.
feeling extremely scared

وحشتزده
کودک وحشتزده در طول توفان به پای مادرش چسبید.
extremely surprised or astonished to the point of being speechless or confused

ماتومبهوت, انگشت به دهان
دانشمندان از نتایج غیرمنتظره آزمایش خود متعجب شده بودند.
so surprised or shocked that one is temporarily unable to speak or react

ماتومبهوت
تماشاگران از شعبدهبازی باورنکردنی جادوگر مبهوت شدند.
feeling very angry or deeply offended

شدیدا عصبانی
وقتی اتهامات دروغین آنلاین را خواند، خشمگین به نظر میرسید.
filled with great pleasure or joy

راضی, شادمان
آنها از منظره خیرهکننده از قله کوه خوشحال شدند.
extremely angry, furious, or emotionally agitated

خشمگین
مربی بعد از باخت تیم به دلیل اشتباهات بیدقتی خشمگین بود.
frozen in place, often due to shock or fear

خشکزده (از شدت ترس), وحشتزده
او در لبه پرتگاه یخ زده ایستاده بود، قادر به عقب نشینی نبود.
feeling disturbed or distressed due to a negative event

ناراحت, دلخور
معلم متوجه شد که دانشآموزش ناراحت است و پرسید که آیا همه چیز خوب است.
| کتاب 'توتال اینگلیش' پیشرفته | |||
|---|---|---|---|
| واحد 9 - مرجع | واحد 10 - درس 1 | واحد 10 - درس 2 | واحد 10 - واژگان |
| واحد 10 - مرجع | |||
