تقاطع T شکل
جاده پیش رو به یک تقاطع T شکل شلوغ منتهی میشود.
در اینجا واژگان از واحد 7 - 7A - بخش 2 در کتاب درسی Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "جیغ"، "بازتابنده"، "زین"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تقاطع T شکل
جاده پیش رو به یک تقاطع T شکل شلوغ منتهی میشود.
to quickly and discreetly look at them, often without intending to be noticed or without lingering
پیچ
بعد از پیچ در رودخانه، خانوادهای از اردکها را دیدیم که آرام شنا میکردند.
جیغ
خانه جنزده پر از جیغهای بازدیدکنندگان ترسیده بود.
تلاش
کوشش دانشمندان برای توسعه یک درمان با چندین پیشرفت مواجه شد.
to demand putting an end to something quickly
بخش
متوجه شدم که یک قطعه از پازل گم شده است.
دوچرخه
او برای ایمنی هنگام دوچرخهسواری کلاه ایمنی میپوشد.
اهرم
مکانیک از یک اهرم برای تعویض لاستیک پنچر استفاده کرد.
زنجیره
یک زنجیره از رویدادها به موفقیت غیرمنتظره آنها منجر شد.
فرمان دوچرخه یا موتور
او با چرخاندن فرمان به چپ و راست در حالی که مسیر را طی میکرد، دوچرخه را هدایت کرد.
پدال
پدال دوچرخه من شل است و نیاز به سفت شدن دارد.
دستگاه پمپ
فرآیندهای صنعتی اغلب به پمپها متکی هستند تا مایعات را از یک بخش خط تولید به بخش دیگر انتقال دهند.
بازتابگر
ماهواره از یک بازتابنده بزرگ برای ارتباط با زمین استفاده میکند.
زین
کابوی پیر پس از یک سواری طولانی زین چرمی فرسوده اش را تمیز کرد.
پره
یکی از پرههای دوچرخهام در حین راندن شکست.
پایه نگهدارنده دوچرخه
او دوچرخه خود را در پایه فلزی قرار داد.
لاستیک چرخ
لاستیکهای ماشین مسابقه به طور ویژه برای سرعت و پیچیدن سریع طراحی شده بودند.
شیر
شیر تخلیه فشار به جلوگیری از فشار بیش از حد در لولهها کمک میکند.
راحتی
پتوهای نرم و بالشهای راحت به او آرامش مورد نیاز برای استراحت پس از یک هفته پرتنش را دادند.
آلودگی
آلودگی هوای ناشی از کارخانههای نزدیک، کیفیت هوای شهر را به طور خطرناکی پایین آورد.
راننده
او یک سوارکار با تجربه است که در مسابقات دوچرخهسواری شرکت میکند.
عابر پیاده
پل یک مسیر عابر پیاده جداگانه برای کسانی که مایل به پیادهروی یا دویدن هستند ارائه میدهد.
شلوغی (ترافیک)
ازدحام در مرکز شهر پیدا کردن جای پارک را دشوار کرد.
به بخشهای کوچک تقسیم شدن
وقتی زلزله رخ داد، پل قدیمی شروع به تکه تکه شدن کرد و برای وسایل نقلیه در حال عبور خطر ایجاد کرد.
بدون هماهنگی به ملاقات کسی رفتن
ما این آخر هفته یک خانه باز داریم، بنابراین میتوانید هر زمان که خواستید سر بزنید.
پیاده کردن
میتوانید مرا در راه رفتن به سر کار در ایستگاه قطار پیاده کنید؟
فرار کردن
زندانیان در آشوب شورش سعی کردند فرار کنند.
از جایی به جای دیگر رفتن
رودخانه از قلب شهر عبور میکند.
ایستگاه را ترک کردن (قطار)
همانطور که به سکو رسیدم، اتوبوس قبلاً حرکت کرده بود.
ساختن
شهر تصمیم گرفت یک بنای یادبود در میدان شهر برپا کند.
بدرقه کردن
او قول داد که پس از بازدید مهمانان از خانهاش، آنها را بدرقه کند.