صفات اندازه و مقدار - صفت‌های تغییر در مقدار

این صفات تفاوت، افزایش یا کاهش در مقدار را تأکید می‌کنند، که امکان توصیف و بیان تغییر را به شیوه‌ای توصیفی‌تر و گویاتر فراهم می‌آورد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات اندازه و مقدار
increased [صفت]
اجرا کردن

افزایش‌یافته (مقدار یا درجه)

Ex: The increased cost of living made it difficult for many families to make ends meet .

هزینه زندگی افزایش یافته باعث شد بسیاری از خانواده‌ها به سختی بتوانند مخارج خود را تأمین کنند.

incremental [صفت]
اجرا کردن

روبه‌رشد

Ex: The city implemented incremental changes to its infrastructure to improve sustainability .

شهر تغییرات تدریجی را در زیرساخت‌های خود برای بهبود پایداری اجرا کرد.

cumulative [صفت]
اجرا کردن

فزاینده

Ex: With each additional layer of paint , the artwork gained a cumulative depth of color .

با هر لایه اضافی رنگ، اثر هنری عمق رنگی تجمعی به دست آورد.

additive [صفت]
اجرا کردن

افزودنی

Ex: The additive chemicals in the fertilizer enhance the growth of plants .

مواد شیمیایی افزودنی در کود رشد گیاهان را افزایش می‌دهند.

augmented [صفت]
اجرا کردن

افزوده

Ex: The augmented rainfall this season has significantly boosted crop yields .

بارش‌های افزایش یافته این فصل به طور قابل توجهی عملکرد محصولات را افزایش داده است.

expanded [صفت]
اجرا کردن

گسترش یافته

Ex:

طرح‌های زیرساختی شهر شامل جاده‌های گسترش‌یافته برای مدیریت ترافیک افزایش‌یافته بود.

reduced [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته (از نظر کمیت)

Ex: The diet plan resulted in a reduced intake of calories , helping individuals lose weight effectively .

برنامه رژیم غذایی منجر به کاهش مصرف کالری شد و به افراد کمک کرد تا به طور موثر وزن کم کنند.

diminished [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته

Ex: The diminished value of the property was due to the recent economic downturn and declining neighborhood conditions .

ارزش کاهش یافته ملک به دلیل رکود اقتصادی اخیر و شرایط در حال کاهش محله بود.

decreased [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته

Ex: The doctor noted a decreased heart rate after the patient 's medication adjustment .

پزشک پس از تنظیم داروی بیمار، کاهش ضربان قلب را ثبت کرد.

contracted [صفت]
اجرا کردن

کوچک‌شده

Ex: The newspaper faced a contracted readership due to the rise of online news sources and digital platforms .

روزنامه با خوانندگان کاهش یافته‌ای به دلیل ظهور منابع خبری آنلاین و پلتفرم‌های دیجیتال مواجه شد.

minimized [صفت]
اجرا کردن

کوچک‌‌شده

Ex: The minimized impact on the environment was a key selling point for the eco-friendly product .

تأثیر کاهش یافته بر محیط زیست یک نقطه فروش کلیدی برای محصول دوستدار محیط زیست بود.

lowered [صفت]
اجرا کردن

کاهش یافته

Ex: The lowered expectations for the project made it easier to achieve success .

انتظارات کاهش یافته برای پروژه، دستیابی به موفقیت را آسان‌تر کرد.

twofold [صفت]
اجرا کردن

دو برابر

Ex: The twofold jump in attendance at the event was attributed to effective marketing .

پرش دوبرابری در حضور در رویداد به بازاریابی مؤثر نسبت داده شد.