صفات اندازه و مقدار - صفت‌های بعد

صفت‌های بعدی برای توصیف اندازه، وسعت یا اندازه‌گیری‌های یک شیء یا مفهوم استفاده می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات اندازه و مقدار
long [صفت]
اجرا کردن

طولانی (مسافت)

Ex:

مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنه‌ای کاملاً چشمگیر تبدیل می‌کرد.

short [صفت]
اجرا کردن

کوتاه

Ex: She wore a shirt with short sleeves to stay cool in the summer heat.

او یک پیراهن با آستین‌های کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.

deep [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: The canyon was deep , with towering walls that seemed to stretch endlessly .

دره عمیق بود، با دیواره‌های بلندی که به نظر می‌رسید بی‌پایان کشیده شده‌اند.

wide [صفت]
اجرا کردن

عریض

Ex: The road was wide , accommodating both cars and pedestrians comfortably .

جاده عریض بود، که هم ماشین‌ها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای می‌داد.

thick [صفت]
اجرا کردن

ضخیم

Ex: The tree trunk was thick , requiring multiple people to wrap their arms around it .

تنه درخت ضخیم بود، به طوری که چند نفر برای در آغوش گرفتن آن نیاز بودند.

thin [صفت]
اجرا کردن

نازک

Ex: The thin walls of the apartment allowed sound to travel easily between rooms .

دیوارهای نازک آپارتمان به صدا اجازه می‌داد به راحتی بین اتاق‌ها حرکت کند.

tall [صفت]
اجرا کردن

بلندتر از حد معمول

Ex: The giraffe is known for its tall neck , allowing it to reach high branches .

زرافه به خاطر گردن بلند خود شناخته شده است که به آن امکان می‌دهد به شاخه‌های بلند دسترسی پیدا کند.

broad [صفت]
اجرا کردن

پهن

Ex: The table was 4 feet broad , making it perfect for large family dinners .

میز پهن 4 فوت بود، که آن را برای شام‌های خانوادگی بزرگ عالی می‌کرد.

vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

narrow [صفت]
اجرا کردن

باریک

Ex: The narrow path wound its way through the dense forest , barely wide enough for one person to pass .

مسیر باریک از میان جنگل انبوه می‌گذشت، به سختی به اندازه‌ای که یک نفر از آن عبور کند.

shallow [صفت]
اجرا کردن

کم‌عمق

Ex: The pond is so shallow that you can easily touch the bottom with your feet .

حوضچه آنقدر کمعمق است که به راحتی می‌توانید با پاهایتان کف آن را لمس کنید.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.

lofty [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: The castle stood on a lofty hill , offering strategic advantages in times of war .

قلعه بر روی تپه‌ای بلند قرار داشت که در زمان جنگ مزایای استراتژیک ارائه می‌داد.

stubby [صفت]
اجرا کردن

خپل و قدکوتاه

Ex: The toddler carried a stubby crayon in each hand , scribbling on the paper with delight .

کودک در هر دست یک مداد شمعی کوتاه و کلفت داشت، با خوشحالی روی کاغذ خط خطی می‌کرد.

elongated [صفت]
اجرا کردن

کشیده

Ex: The artist 's sculpture depicted an elongated figure reaching towards the sky .

مجسمه ساز هنرمند یک شکل کشیده را به سمت آسمان نشان می داد.

ultra-wide [صفت]
اجرا کردن

فوق العاده عریض

Ex: The ultra-wide driveway accommodated multiple vehicles with ease .

راهرو فوق العاده عریض به راحتی چندین وسیله نقلیه را در خود جای می‌داد.

extensive [صفت]
اجرا کردن

گسترده

Ex: The national park had extensive hiking trails , offering visitors the opportunity to explore diverse landscapes and ecosystems .

پارک ملی دارای مسیرهای پیاده‌روی وسیعی بود که به بازدیدکنندگان امکان کشف مناظر و اکوسیستم‌های متنوع را می‌داد.