صفات اندازه و مقدار - صفات ابعاد
صفتهای بعدی برای توصیف اندازه، وسعت یا اندازهگیریهای یک شیء یا مفهوم استفاده میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of two points) having an above-average distance between them

طولانی (مسافت), دراز
استخر شنا جدید چقدر بلند است؟
having a below-average distance between two points

کوتاه
بند سگ یک زنجیر کوتاه داشت، که او را در هنگام راه رفتن در مناطق شلوغ نزدیک نگه میداشت.
having a great distance from the surface to the bottom

عمیق, پرعمق
دره عمیق بود، با دیوارههای بلندی که به نظر میرسید بیپایان کشیده شدهاند.
having a large length from side to side

عریض, پهن
جاده عریض بود، که هم ماشینها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای میداد.
having a long distance between opposite sides

ضخیم, قطور
جلد کتاب از مقوایی به ضخامت نیم اینچ ساخته شده است که به آن دوام میبخشد.
having opposite sides or surfaces that are close together

نازک, باریک
یخ روی برکه نازک بود، که راه رفتن روی آن را خطرناک میکرد.
having greater than average height

بلندتر از حد معمول
او به ساختمانهای بلند نگاه کرد که به نظر میرسید آسمان را لمس میکنند.
having a large distance between one side and another

پهن, عریض
باغچه 3 متر عرض داشت، که فضای کافی برای انواع گیاهان فراهم میکرد.
extremely great in extent, size, or area

وسیع, گسترده
صحرای صحرا یک گستره وسیع از تپههای شنی است که هزاران مایل امتداد دارد.
having a limited distance between opposite sides

باریک, کمعرض، تنگ
پل باریک فقط میتوانست یک ماشین را در یک زمان جا دهد، که باعث تأخیر در ترافیک شد.
having a short distance from the surface to the bottom

کمعمق
او بذرهای گل را در یک گودال کمعمق در باغ کاشت.
(of a room, house, etc.) large with a lot of space inside

جادار, بزرگ
آنها از آشپزی در آشپزخانه وسیع لذت میبردند، با فضای زیادی برای کار چندین نفر.
(of a mountain, building, etc.) very tall and outstanding

بلند, عالی، مرتفع، علی، ارجمند
رشته کوه به دور دست امتداد داشت، قلههای بلند آن در مه پیچیده شده بود.
short and thick in proportion to the length

خپل و قدکوتاه
انگشتان او کوتاه و کلفت بودند، که نواختن پیانو با دقت را برایش دشوار میکرد.
long and thin, often more than expected or typical

کشیده, دراز
مجسمه ساز هنرمند یک شکل کشیده را به سمت آسمان نشان می داد.
exceptionally wide, exceeding standard measurements

فوق العاده عریض, بسیار عریض
لنز دوربین دارای زاویه فوق العاده عریض بود، که مناظر گسترده را با جزئیات خیره کننده ثبت میکرد.
