طولانی (مسافت)
مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنهای کاملاً چشمگیر تبدیل میکرد.
صفتهای بعدی برای توصیف اندازه، وسعت یا اندازهگیریهای یک شیء یا مفهوم استفاده میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
طولانی (مسافت)
مار نزدیک به شش فوت درازا بود، که آن را به صحنهای کاملاً چشمگیر تبدیل میکرد.
کوتاه
او یک پیراهن با آستینهای کوتاه پوشید تا در گرمای تابستان خنک بماند.
عمیق
دره عمیق بود، با دیوارههای بلندی که به نظر میرسید بیپایان کشیده شدهاند.
عریض
جاده عریض بود، که هم ماشینها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای میداد.
ضخیم
تنه درخت ضخیم بود، به طوری که چند نفر برای در آغوش گرفتن آن نیاز بودند.
نازک
دیوارهای نازک آپارتمان به صدا اجازه میداد به راحتی بین اتاقها حرکت کند.
بلندتر از حد معمول
زرافه به خاطر گردن بلند خود شناخته شده است که به آن امکان میدهد به شاخههای بلند دسترسی پیدا کند.
پهن
میز پهن 4 فوت بود، که آن را برای شامهای خانوادگی بزرگ عالی میکرد.
وسیع
آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستمهای جدیدی را در طول راه کشف کردند.
باریک
مسیر باریک از میان جنگل انبوه میگذشت، به سختی به اندازهای که یک نفر از آن عبور کند.
کمعمق
حوضچه آنقدر کمعمق است که به راحتی میتوانید با پاهایتان کف آن را لمس کنید.
جادار
خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.
بلند
قلعه بر روی تپهای بلند قرار داشت که در زمان جنگ مزایای استراتژیک ارائه میداد.
خپل و قدکوتاه
کودک در هر دست یک مداد شمعی کوتاه و کلفت داشت، با خوشحالی روی کاغذ خط خطی میکرد.
کشیده
مجسمه ساز هنرمند یک شکل کشیده را به سمت آسمان نشان می داد.
فوق العاده عریض
راهرو فوق العاده عریض به راحتی چندین وسیله نقلیه را در خود جای میداد.
گسترده
پارک ملی دارای مسیرهای پیادهروی وسیعی بود که به بازدیدکنندگان امکان کشف مناظر و اکوسیستمهای متنوع را میداد.